rss feed

14 بهمن 1404 | بازدید: 467

زیر سایه‌ی کشتار خونین دیماه و «عروج» رضا پهلوی: چپ‌ها کجا ایستاده‌اند و چه می‌کنند؟

نوشته شده توسط پویان فرد

جامعه‌ی ایران در چهار دهه‌ی گذشته دگرگونی‌های عمیقی را تجربه کرده است: تغییر ترکیب جمعیتی، عروج و گسترش طبقه‌ی متوسط و نسلی که نه ظهور «انقلاب» 57 را به‌یاد دارد، نه جنگ و گسترش شهرنشینی را دیده است، و نه تصوری از تحولات سبک زندگی دارد؛ درعوض بیش از هرچیز  نقش پُررنگ شبکه‌های اجتماعی در شکل‌دادن به‌هویت و کنش جمعی را مشاهده کرده است. در مقابل این وضعیت، بخش قابل ‌توجهی از گفتمان چپ در تبعید، هم‌چنان با مفاهیم، زبان و دغدغه‌هایی بیان می‌شود که ریشه در تجربه‌های دهه‌های پیشین دارد. 

 

زیر سایه‌ی کشتار خونین دیماه و «عروج» رضا پهلوی:

  چپ‌ها کجا ایستاده‌اند و چه می‌کنند؟

نوشته: پویان فرد 

دانلود متن

پس از اعتراضات سراسری دیماه 1404، و کشتار گسترده و خونین معترضان از سوی حکومت جنایت‌کار جمهوریِ سرمایه‌داری اسلامی، و هم‌زمان با «عروج» پرشتاب جریان پهلوی، جریانی که با شعارهایی چون «مرگ بر سه مفسد: ملا، چپی، مجاهد» فضای شهرها، شبکه‌های اجتماعی و اجتماعات ایرانیان در اروپا، آمریکا و دیگر کشورها را فراگرفته است، گویی هرگونه گفتگو، تأمل و پرسش‌گری به‌امری زائد و حتی خطرناک بدل شده است. در این فضا، رضا پهلوی نه فقط به‌عنوان یکی از نیروهای سیاسی، بلکه عملاً به‌مثابه وارث قدرت آینده به‌نمایش گذاشته می‌شود؛ باور به‌این وراثت تا آن‌جا جدی است که حتی ایده‌ی نخستینِ «نقش در دولت گذار» نیز کنار گذاشته شده و او به‌عنوان شاه آتی با قدرت مطلقه معرفی می‌شود.

</p

 

You have no rights to post comments

یادداشت‌ها

درباره‌ی رابطه‌ی «فرد» و مقوله «ایمرجنس»

در تجربه‌ی انسانی، فرد هرگز در خلأ شکل نمی‌گیرد. هویت، آگاهی، گرایش‌ها و حتی شیوه‌ی احساس‌کردن انسان، همواره در پیوندی زنده با گروه‌ها پدید می‌آید. گروه صرفاً جمع مکانیکیِ افراد نیستند، بلکه کلیتی از افراد است که کیفیتی نو می‌آفریند؛ کیفیتی که به‌تنهایی به‌هیچ‌یک از افراد شاکله‌اش قابل تقلیل نیست. اینجاست که مفهوم ایمرجنس (Emergence) اهمیت مرکزی پیدا می‌کند.

ادامه مطلب...

نامه‌ی سرگشاده‌ی دانشگاهیان هلند به‌رؤسای آموزش عالی

به‌مدیران تمامی مؤسسات آموزش عالی در هلند:

ما کارکنان، پژوهشگران و فارغ‌التحصیلان کالج‌ها، دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی سراسر هلند، این نامه‌ی سرگشاده را برای شما می‌نویسیم تا شما به‌رعایت موارد زیر فرابخوانیم:

الف) به‌رسمیت شناختن نسل‌کشی مداوم مردم فلسطین و پایبندی به‌مسئولیت اخلاقی ناشی از آن، [که چیزی جز] قطع رابطه با همه‌ی مؤسسات، پروژه‌ها و شرکت‌هایی است که به‌نوعی با این نسل‌کشی همکاری می‌کنند.

ب) تلاش برای پایان دادن به‌خشونت پلیس در محوطه‌های دانشگاهی هلند.

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست ـ قسمت چهل‌وپنجم

چند پاراگرافِ آخر از قسمت چهل‌وچهارم

وضعیت بیرون آمدن من هم با همین ترتیب بود.  اسمم را که صدا زدند به سمت در رفتم. در که باز شد گویی به مسیلی رانده شده باشم به سمت بالا سوق یافتم و با فاصله کمی بردوش این و آن قرار گرفتم . مردم شعار می دادند و بر زندانی سیاسی درود می فرستادند. و زندانیان نیز شعار می دادیم و به «خلق قهرمان» درود می فرستادیم. فاصله عرض میدان که چند ده قدمی بیش نبود به کندی می گذشت. وقتی از میان جمعیت قدم به قدم می گذشتیم با دست دادن بسیاری در نزدیکی خود مواجه می شدیم. مهر و عطوفتی در که پاداش قهری بود نسبت به دستگاهی که این بند را زاده بود داشتیم و اینک این بند گسسته بود.

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست ـ قسمت چهل‌وچهارم

 

چند پاراگرافِ آخر از قسمت چهل‌وسوم

در یک برنامه تلویزیونی طراحی شده (آنطور که در روزنامه های آن دوران ضبط است 342 نفر) را بطور نشسته در یک سالنی به نمایش گذاشتند. یکنفر بیانیه ای را از روی کاغذی (چنانکه بیاد می آورم منوچهر مقدم سلیمی)خواند و اعلام «برائت» از گذشته و «سپاس از مراحم مولوکانه» در بخشودگی «جرایم» و پیشینه شان را اشاره کرد و در پایان یک صدای ضبط شده ای بروی تصویر می آمد که گویا این عده دارند میگویند «سپاس آریا مهرا».

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست ـ قسمت چهل‌وسوم

چند پاراگرافِ آخر از قسمت چهلم‌ودوم

ساواک برای پائین نگهداشتن آمار زندانی ها ما را به زندان عادی فرستاده بود. صلیب سرخ از طرقی پیگیر شده بود. برای همین دوباره مارا بزندان عمومی (شماره یک) برگرداند. در بار دوم بازدید صلیب سرخ در بند شش زندان شماره یک قصر بودم.

ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* کتاب و داستان کوتاه:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top