rss feed

19 آبان 1404 | بازدید: 394

درباره «سازماندهی» سوسیالیستی به‌عنوان مقوله‌ای هم‌چنان نظری

نوشته شده توسط اسماعیل روشن

گرایش سوسیال دموکراتیک در طی چهل‌وهشت سال گذشته از آن‌رو بقا یافته که زمینه‌ی مادی‌اش مهیا بوده و از آن جهت زمینه مادی‌اش برقرار مانده که هم گرایش سوسیال دموکراسی و هم نظام حاکم سیاسی بر وجود آن ابرام ورزیده‌‌اند. برون‌شدی ناکام هم پدید آمد، ولی «داعیه» دولتی مستعجل بود. در دورانی که روشن‌فکران سوسیالیست میل‌شان به‌وجه حضور اندیشمندانه تفوق داشته تا «پراتیسین» بودن! درنتیجه سازماندهی و سازمان‌پذیری حکایت «جن و بسم‌الله» است.

 

                                                      درباره «سازماندهی» سوسیالیستی به‌عنوان مقوله‌ای هم‌چنان نظری

نوشته‌: اسماعیل روشن

دانلود متن

یک نکته درباره‌ی این مقاله

نارسایی این نوشته که از زاویه خاصی قابل تعبیر به‌رسایی آن نیز هست، در این است‌که از یک طرف انضمام‌های تاریخی‌ـ‌اجتماعی را در کلی‌ترین و به‌عبارتی در انتزاعی‌ترین وجه آن بیان می‌کند، و از طرف دیگر، از «ما»یی حرف می‌زند که حتی برای بسیاری ازسوسیال‌ـ‌دموکرات‌های مسن‌تر هم ناشناخته است. بنابراین، توقع ارائه‌ی «چه باید کرد» برای زمانه‌ی حاضر از این نوشته، توقعی نابه‌جاست. این نابه‌جایی را دو دلیل عمده توضیح می‌دهد: یکی این‌که، آن‌چه این نوشته به‌کلی‌ترین وجه ممکن مطرح می‌کند، تاریخی و درعین‌حال راهبری (نه تاکتیکی) است؛ دیگر این‌که، کلیت این نوشته با مقاله‌ای به‌نام «ژیم‌چنج» یا سرنگونی سوسیالیستی؟! که در تیرماه 1397 در ساست «رفاقت کارگری» منتشر شد، هیچ تناقضی ندارد. گرچه این دو مقاله در دو زمان متفاوت و توسط دو دستگاه فکری متفاوت به‌نگارش درآمده‌اند، اما هم‌سویی در نگرش طبقاتی و سوسیالیستی به‌گونه‌ای غیرمستقیم این دو نوشته را تااندازه‌ای به‌هم مربوط می‌سازد. بنابراین، بیان تاکتیکی این مقاله را با اغماض‌‌های قابل تعبیر به‌رفیقانه می‌توان در مقاله‌ «ژیم‌چنج» یا سرنگونی سوسیالیستی[1] جستجو کرد که لینک آن را در این‌جا می‌آوریم.

[1] http://www.refaghat.org/index.php/political/workers-in-iran/350-regime-change-iran-socialism

*****

درباره «سازماندهی» به‌عنوان مقوله‌ای هم‌چنان نظری

چنین به‌نظر می‌رسد که مقوله‌ی سازماندهی و به‌ویژه جنبه‌ی عملی آن از مصائب غریبه‌ی «جنبش اجتماعی» در ایران بوده است! داستان سازماندهی خیلی قبل‌تر از «طرح گفتگو»ی یکی از مترجم‌های معروف، برایم مطرح بود. این امر بخصوص در چند سال اخیر ‌که «خیزش مهسا» تعاریف و تعابیر مختلفی از این مقوله ارائه کرده، یک‌بار دیگر موضوع بحث و گفتگو قرار گرفته است. سوسیال‌ـ‌‌دموکرات‌ها طی چند دهه‌‌‌‌ سرکوب و اختناقْ بارها در برجسته‌سازیِ گفتگو درباره‌ی «سازماندهی» و تبدیل این ‌مسئله به‌امری عملی کوشیده‌اند. و اینک در مواجه با جنگ ارتجاعیِ دولت‌های اسرائیل و آمریکا با ایران، بحثِ خللأ «سازماندهی» نیز برای یک بار دیگر مطرح شده است. معهذا، این مسئله که برای خیلی‌ها باز بود، هم‌چنان  باز مانده و طرح گفتگوی مترجم محترم درباره‌ی ‌سازمان‌دهی و سازمان‌یابی نه تنها جنبه‌ی عملی پیدا نکرد، بلکه گفتگوی هم‌آهنگ چندانی را نیز درپی نداشت.

</p

 

You have no rights to post comments

یادداشت‌ها

درباره‌ی رابطه‌ی «فرد» و مقوله «ایمرجنس»

در تجربه‌ی انسانی، فرد هرگز در خلأ شکل نمی‌گیرد. هویت، آگاهی، گرایش‌ها و حتی شیوه‌ی احساس‌کردن انسان، همواره در پیوندی زنده با گروه‌ها پدید می‌آید. گروه صرفاً جمع مکانیکیِ افراد نیستند، بلکه کلیتی از افراد است که کیفیتی نو می‌آفریند؛ کیفیتی که به‌تنهایی به‌هیچ‌یک از افراد شاکله‌اش قابل تقلیل نیست. اینجاست که مفهوم ایمرجنس (Emergence) اهمیت مرکزی پیدا می‌کند.

ادامه مطلب...

نامه‌ی سرگشاده‌ی دانشگاهیان هلند به‌رؤسای آموزش عالی

به‌مدیران تمامی مؤسسات آموزش عالی در هلند:

ما کارکنان، پژوهشگران و فارغ‌التحصیلان کالج‌ها، دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی سراسر هلند، این نامه‌ی سرگشاده را برای شما می‌نویسیم تا شما به‌رعایت موارد زیر فرابخوانیم:

الف) به‌رسمیت شناختن نسل‌کشی مداوم مردم فلسطین و پایبندی به‌مسئولیت اخلاقی ناشی از آن، [که چیزی جز] قطع رابطه با همه‌ی مؤسسات، پروژه‌ها و شرکت‌هایی است که به‌نوعی با این نسل‌کشی همکاری می‌کنند.

ب) تلاش برای پایان دادن به‌خشونت پلیس در محوطه‌های دانشگاهی هلند.

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست ـ قسمت چهل‌وپنجم

چند پاراگرافِ آخر از قسمت چهل‌وچهارم

وضعیت بیرون آمدن من هم با همین ترتیب بود.  اسمم را که صدا زدند به سمت در رفتم. در که باز شد گویی به مسیلی رانده شده باشم به سمت بالا سوق یافتم و با فاصله کمی بردوش این و آن قرار گرفتم . مردم شعار می دادند و بر زندانی سیاسی درود می فرستادند. و زندانیان نیز شعار می دادیم و به «خلق قهرمان» درود می فرستادیم. فاصله عرض میدان که چند ده قدمی بیش نبود به کندی می گذشت. وقتی از میان جمعیت قدم به قدم می گذشتیم با دست دادن بسیاری در نزدیکی خود مواجه می شدیم. مهر و عطوفتی در که پاداش قهری بود نسبت به دستگاهی که این بند را زاده بود داشتیم و اینک این بند گسسته بود.

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست ـ قسمت چهل‌وچهارم

 

چند پاراگرافِ آخر از قسمت چهل‌وسوم

در یک برنامه تلویزیونی طراحی شده (آنطور که در روزنامه های آن دوران ضبط است 342 نفر) را بطور نشسته در یک سالنی به نمایش گذاشتند. یکنفر بیانیه ای را از روی کاغذی (چنانکه بیاد می آورم منوچهر مقدم سلیمی)خواند و اعلام «برائت» از گذشته و «سپاس از مراحم مولوکانه» در بخشودگی «جرایم» و پیشینه شان را اشاره کرد و در پایان یک صدای ضبط شده ای بروی تصویر می آمد که گویا این عده دارند میگویند «سپاس آریا مهرا».

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست ـ قسمت چهل‌وسوم

چند پاراگرافِ آخر از قسمت چهلم‌ودوم

ساواک برای پائین نگهداشتن آمار زندانی ها ما را به زندان عادی فرستاده بود. صلیب سرخ از طرقی پیگیر شده بود. برای همین دوباره مارا بزندان عمومی (شماره یک) برگرداند. در بار دوم بازدید صلیب سرخ در بند شش زندان شماره یک قصر بودم.

ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* کتاب و داستان کوتاه:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top