شرق اوکراین
09 آذر 1393 | بازدید: 7751

بی‎خانمان‎ها در دونتسک از دولت کیف متنفرند

نوشته: ناصر فرد

 بی‎خانمان‎ها در دونتسک از دولت کیف متنفرند

   تصویری که در این نوشته‎ی کوتاه از زندگی مردم شرق اوکراین ارائه می‎شود، ضمن این‎که واقعی است؛ اما از حقیقت به‎دور است. این تصویر تا آن‎جا که مصیبت‎های این مردم و درعین‎حال قدرت هم‎بسته‎ی آن‎ها با رزمندگان سنگرهای دونتسک و دن‎باس را در جنگی ناخواسته، تحمیلی و با استفاده از دستجات فاشیستی، در زیر قبای دموکراسی اشاره‎وار تصویر می‎کند، واقعی است؛

 

مقدمه‎ی ویراستار

        تصویری که در این نوشته‎ی کوتاه از زندگی مردم شرق اوکراین ارائه می‎شود، ضمن این‎که واقعی است؛ اما از حقیقت به‎دور است. این تصویر تا آن‎جا که مصیبت‎های این مردم و درعین‎حال قدرت هم‎بسته‎ی آن‎ها با رزمندگان سنگرهای دونتسک و دن‎باس را در جنگی ناخواسته، تحمیلی و با استفاده از دستجات فاشیستی، در زیر قبای دموکراسی اشاره‎وار تصویر می‎کند، واقعی است؛ اما در آن‎جا که حرفی از خواسته‎ها، حقانیت این خواسته‎ها و به‎ویژه سلحشوری‎های کارگران و زحمت‎کشان سنگرنشین در شرق اوکراین حرفی نمی‎زند، حقیقی نیست. اهمیت این یادداشت کوتاه در این است‎که در سایتی منتشر شده ‎که به‎شدت برعلیه مبارزان دونتسک و دن‎باس است. گاه شدت واقعیت آن‎قدر زیاد است که پرتو خودرا از لابلای چشم‎بندهای چرمی هم به‎چشم و کله‎ی کسانی می‎کوبد که از دیدن واقعیت روی‎گردان‎اند.


نوشته‎: کلمنت زامپا
ترجمه: ناصر فرد
ویراستار: محسن لاهوتی
منبع: http://news.yahoo.com/donetsk-homeless-ukrainians-loathe-kiev-government-194207519.html 


آژانس خبری AFP، دونتسک (اوکراین) ـ سرگئی با وجود بیش از سه ماه زندگی در یک انبار کوچک در دونتسک، شکایتی از گلوله‎باران مکرر و یا کمبود آب ندارد. او در عوض همهی این‎ها، خشم بسیار شدید خود را برای کشورش نگه‎داشته است: اوکراین.

درحالی‎که معدنچی 56 ساله‎ی سابق با خشم در مقابل تُشک خاکی‎ای که روی آن می‎خوابد، ایستاده و همسرش با لب‎های چروکیده به‎او [شوهرش] نگاه می‎کند، می‎گوید: «این ارتش اوکراین است که تمام این آسیب‎ها را رسانده است».

«دولت حقوق بازنشستگی ما را  پرداخت نمی‎کند»، صدای او بلندتر می‎شود و می‎گوید: «من اوکراینی هستم، اما اوکراین کارهای نادرست بسیاری برعلیه من انجام داده است».

سرگئی و سه نفر از اعضای خانواده‎اش، به‎همراه ده‎ها تن دیگر زیر ساختمانی زندگی می‎کنند که قبلاً به‎عنوان مرکز فرهنگی دونتسک مورد استفاده قرار می‎گرفت، [اما اکنون] پایگاه جدایی‎طلبان طرف‎دار مسکو در شرق اوکراین است که با نیروهای [دولت] اوکراین در حال نبرد هستند.

این‎ها جزو آن 970,000 نفری هستند که طبق برآورد سازمان ملل طی 7 ماه نبرد در شرق اوکراین [از کار و زندگی خود] آواره شده‎اند؛ اغلب این آوارگان به‎سوی مرزهای روسیه روان شده‎اند.

همان‎طور که جنگ وارد اولین زمستان سخت خود می‎شود، آژانس‎های کمک‎رسانی نیز قدم پیش می‎گذارند تا در در پناه آتش‎بسی که بارها نقض شده، به‎آوارگان داخلی که ‎شمارشان حدود 460,000 نفر است، کمک کنند.

بسیاری از کسانی که با سرگئی در دخمه‎های زیرزمینی زندگی می‎کنند، در ابراز بیزاری از کشور خود با او شریک‎ هستند و به‎کمک‎های شورشیان طرف‎دار روسیه تکیه کرده‎اند.

لیوبوف دومیانوا گلوله‎باران شدید و گسترده‎ی روزِ چهارشنبه را به‎یاد می‎آورد که با دو دختر و نوه‎‎اش، به‎همراه 20  نفر دیگر، در اطاقی‎که زندگی می‎کند، پناه گرفته بود.

او در یک کلام گفت: «وحشتناک بود».

زن 62 ساله‎ای از جدایی‎طلبان جمهوری خودخوانده دونتسک برای تهیه مواد غذایی و کمک‎هایی که به‎او می‎کنند،  سپاسگزاری می‎کند.

او با ترسی که از ارتش اوکراین دارد، می‎گوید: آن‎ها می‎آیند، «آنها برای کشتن ما می‎آیند».‎

ـ برای زندگی کودکان به‎پول نیاز هست ـ

در گوشه‎ی دیگر شهر، تاتیانا سامارینا، پس از تبادل آتش بسیار سنگین بین نیروهای دولتی و شورشیان در نزدیکی فرودگاه و ترک خانه‎اش، با دو نفر دیگر در ‎یک اتاق دانشجویی پناه گرفته‎ است.

او می‎گوید: آن‎ها ([نیروهای دولتی] اوکراین) می‎توانند دن‎باس را فراموش کنند. ما هرگز با آن‎ها نبوده‎ایم. در دونتسک، ما از جدایی‎طلبان حمایت می‎کنیم.

فضای زندگی این‎ها با وسایل ناچیز و کهنه‎ای پُر شده است: سه تخت‎خواب، سه صندلی و یک کمد. اما شورشیان  غذا و پوشاک رایگان برای‎شان تهیه می‎کنند.

در داخل ساختمان هشت طبقه‎ی صورتی‎رنگ ـ‎نهایتاً‎ـ حدود 50 اتاق برای این مردم آواره درنظر گرفته شده است.

مارینا شریسلیوا، 26 ساله، از ماه جولای که [جنگ وادارش کرد که] خانه‎اش را ترک کند، به‎همراه شوهر و بچه‎هایش در این ساختمان زندگی می‎کند.

او می‎گوید: روزهای خود را با نگهداری از بچه‎ها می‎گذراند.

این خانواده زندگی را با روزی 50 هْریونا (معادل 3 دلار یا 2.5 یورو) سر می‎کنند.

با همه‎ی این‎ها، مارینا به‎کمک‎هزینه‎ای که شورشیان، پس تولید سومین بچه‎اش، به‎او قول داده‎اند، امیدوار است؛ نوزاد ظریف و کوچکی که با آرامش در گهواره‎‎ی گوشه اتاق خوابیده است.

او درحالی که مدارک تولد نوزادش را محکم و با دقت در دست گرفته، می‎پرسد: «تو می‎دانی ما چه زمانی پول نوزاد را می‎گیریم»؟