rss feed

03 اسفند 1395 | بازدید: 2665

زندگی انسانی داشتن حق مسلم ماست

نوشته: سندیکای هفت تپه

زندگی انسانی داشتن حق مسلم ماست

در حالیکه به پایان سال 95خورشیدی نزدیک میشویم مسئله افزایش دستمزد در سال جدید از مهمترین دغدغه‌های کارگران بشمار میرود. نظر به اینکه داشتن یک زندگی شایسته و شرافتمند، حق مسلم هر انسانیست، ازینرو افزایش هرچه بیشتر حقوق و دسترنج کارگر  نقش مهم و اساسی  بازی می کند.

درین رابطه و بر اساس قانون کار که مبتنی بر اصل سه جانبه گرایی (نمایندگان کارگران ،کارفرماها و دولت) هر ساله  در اسفندماه  کمیته دستمزد درین باره تصمیم می گیرد. تصمیمی که تاثیر بسیار مهمی در زندگی  و معیشت کارگران بجا می گذارد. در قانون کار این افزایش دستمزد باید مبتنی بر دو اصل مهم و اساسی باشد. اول اینکه، افزایش حقوق کارگران باید بر اساس میزان تورم واقعی که مبتنی بر منابع اماری مختلفی باشد صورت گیرد و نه فقط بر اساس آمارهای دولتی . دوم، دستمزد مصوب در کمیته دستمزد، باید بالاتر از خط فقر افزایش یابد. خط فقری که در حال حاضر، حتی بر اساس آمارهای دولتی و بانک مرکزی بالاتر از 4 میلیون تومان است. درین میان از مهمترین نگرانی های ما کارگران اینست که: 1- کارگران در ایران فاقد تشکلهای خود ساخته کارگری و مستقل هستند تا بتوانند از حقوق و زندگی آنها دفاع کنند.2- کارگران فاقد حق قانونی اعتصاب جهت دفاع از حقوق طبقاتی خود میباشند.3- ما اعلام می کنیم که تشکل دولتی خانه کارگر که در کمیته دستمزد به عنوان نماینده بخش کارگری حضور دارد، به هیچ عنوان نماینده ما کارگران محسوب نمیشود. و در سالیان اخیر، بجز مماشات با کارفرماها و سرمایه داران و تضیع حقوق کارگران هیچ دستاوردی برای ما نداشته است. ما با صدای بلند اعلام می کنیم که خانه کارگر نماینده ما کارگران نبوده و نیست.4- در مسئله افزایش دستمزد ، هدف ما دست یافتن به یک زندگی انسانیست. اینکه که بتوانیم بدون دغده و اضطراب ناشی از مسائل معیشتی نظیر، خوراک، پوشاک و مسکن، آنهم با داشتن فقط یک شغل زندگی کنیم. ازینرو اعلام می کنیم که تعیین دستمزد باید طبق همان دو اصلی که در قانون کار ذکر گردیده است صورت گیرد یعنی این افزایش هم باید براساس نرخ تورم  وهم حقوق دریافتی باید بالاتر از خط فقر باشد. در سالیانه اخیر در بهترین حالت ممکن، افزایش حقوق فقط براساس نرخ تورم صورت میگرفت و دولت هم چشم خود را بر اصل دومی که مهمتر است می بست. اکنون هم از جمله نگرانی های ما اینست که، با توجه به امارهای دولتی که نرخ تورم امسال را تک رقمی اعلام نموده اند افزایش حقوق کارگران هم در آن حد باشد. در چنین صورتی، زندگی انسانی که پیشکش، زندگی بخور نمیر هم میسر نمیشود.

ما اعلام می کنیم از فقر خسته شده ایم. از اضطراب و دغده های معیشتی خسته شده ایم. در حالیکه مدیران دولتی با حقوقهای نجومی چند صد میلیون تومانی در ماه، شاهانه روزگار می گذرانند خسته شده ایم ازاینکه وقتی نوبت به کارگران می رسد آنچنان قطره چکانی و نکته سنجی و ریزبینی بخرج می دهند و مور را از ماست جدا می کنند بخل می ورزند که البته نتیجه اش هم چیزی بجز فقر و فلاکت نمی تواند باشد. خسته شدیم ازینکه کارفرماها به بهانه های واهی، با تاخیرهای مکرر و فراوان در پرداخت همین چندرغاز حقوق زیر خط فقر، موجب به خطر افتادن زندگی ما کارگران میشوند. ما خسته شدیم ازینکه همیشه خدا در مقابل خانواده، شرمنده باشیم. و ایضا خسته شدیم از اینکه هرگونه حق خواهی و عدالت طلبی کارگران در مقابل کارفرماها و سرمایه داران، نتیجه اش چیزی بجز زندان، اخراج و شلاق نیست.

با آرزوی نیل به یک زندگی انسانی و با عزت برای تمامی کارگران جهان و ازبین رفتن تمامی مظاهر تبعیض

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

اسفندماه/1395

یادداشت‌ها

استحاله‌ی برادرزادگی به‌رفاقت!؟

پاسخی به‌نوشته‌ی رضا رخشان در فیس‌بو‌ک‌که برای ماندگاری بیش‌تر در سایت «رفاقت کارگر» منتشر می‌شود.

نوشته‌ی: عباس فرد

رضا جان، از آن‌جاکه گفتگو یا جدل علنی من و تو در صفحه‌ی فیس‌بوک تو جریان یافته ا‌ست، من هم از دوستان سایت «رفاقت کارگری» خواستم‌که نوشته‌ی تو و پاسخ من را در این سایت نیز بازنشر کنند تا ضمن دسترسی عمومی‌تر این نوشته‌ها، از ماندگاری احتمالی بیش‌تری هم برخوردار شوند. امید است‌که مخالفت شدیدی نداشته باشی. این را هم بگویم که فیس‌بوک مطلبی با این حجم را از من نمی‌پذیرد.

ادامه مطلب...

در جواب رفیق عباس فرد

[این نوشته‌ی رضا رخشان در پاسخ به‌یادداشت «رضا جان تند رفتی!»، از عباس فرد است که در فیس‌بوک منتشر شده و به‌منظور جواب متقابل در این‌جا نیز منتشر می‌شود].

ادامه مطلب...

رضا جان، تند رفتی! پاسخ به‌نوشته رضا رخشان (با عنوان از پروکاتور تا آژیتاتور که در فیس‌بوک منتشر شد)

نوشته: عباس فرد

من در تمام 55 سالگی که بی‌وقفه درگیر این‌گونه مسائل (یعنی: مسائلی مانند کتاب خواندن، فکر کردن به‌امورات اجتماعی، مبارزه‌ی کارگری، مناسبات سوسیالیستی و مانند آن) بوده‌ام، لحظه‌ای به‌اعتبار و آبرو اهمیت ندادم و از هیچ فرد و گروهی هم به‌لحاظ اجتماعی حساب نبرده‌ام. به‌بیان روشن‌تر، آن‌قدر مغرور هستم که اگر روزی قدمی را از روی ترس اجتماعی، حفظ آبرو و یا کسب اعتبار بردارم، به‌راحتی می‌توانم به‌این‌گونه زندگی به‌نحوی خاتمه بدهم. پس، برای لحظه‌ای گاز را شل کن تا من پیاده هم به‌شما که سواره‌اید، برسم.

ادامه مطلب...

از پرووکاتور تا آژیتاتور جواب رضا رخشان به‌یادداشت «چرا دایی‌مردکی می‌کنید؟» که نوشته‌ی عباس فرد است

نوشته‌ی: رضا رخشان

از پرووکاتور تا آژیتاتور در جواب به نوشته عباس فرد - چرا دایی‌مردکی می‌کنید؟ صریح، روشن و علنی حرف بزنید. رفیق عباس فرد یاداشتی برایم فرستاد و گفته چون اسم ات را آورده ام این مطلب را برایت می فرستم. البته چند وقت پیش هم یاداشتی فرستاد که می خواهم نقدت کنم و من هم استقبال کردم و گفتم اشکالی ندارد. از هر نقدی می توان چیزی آموخت.

ادامه مطلب...

چرا دایی‌مردکی می‌کنید؟ صریح، روشن و علنی حرف بزنید!

آن‌چه بیش از پدرسالاری‌های محافل کارگری یا منادیان سرنگونی بورژواپسندانه‌ی رژیمْ خشم من را برانگیخت، دفاع جناب منیری از من بود که معنا و مفهومی جز نیمه‌اشرافی، اما روستایی نداشت. این دانشجوی سابق در آلمان و عضو کنفدراسیون دانشجویانِ هم‌اینک ساکن سوئد، اما به‌لحاظ منش هم‌چنان روستایی و موژیک، در مقابل اتهام هم‌کاری من با وزارت اطلاعات رژیم جمهوری اسلامی و دلیل ابلهانه و پروغربیِ چنین اتهامی که «خط دادن» به‌رضا رخشان (از فعالین صادق سندیکای شرکت هفت‌تپه) بود، مسئله‌ی زندانی بودن من در زمان شاه را به‌دلایل سیاسی پیش کشیده بود.

ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top