rss feed

22 آذر 1393 | بازدید: 3999

درباره‌ی خطابیه رضا رخشان به‌معدن‌چیان دنباس

نوشته: عباس فرد

خطابیه رضا رخشان به‌کارگران معادن دنباس برای لحظه‌ای من را به‌زمانی بازگرداند که هنوز جوان بودم و سرشار از شور رفاقت و رفیق‌دوستی و در آرزوی جان‌باختن در مسیری که با جوهره‌ی رفاقت سنگ فرش شده باشد. خطابیه رضا رخشان یک بار دیگر تأکیدی روی این باور دیرینه‌ام گذاشت‌که طبقه‌ی کارگر در سیالیت تاریخی‌اش و علی‌رغم این‌که زیر شدیدترین سرکوب‌های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی قرار داشته باشد، هرگز منحط نمی‌شود و اطلاق کلمه‌ی منحط به‌این طبقه فقط و فقط بیان‌گر انحطاطِ گویندگان آن است. شاید من یا رضا رخشان در اثر هزار فشار آشکار و پنهان

نتوانیم به‌این سلحشوری تاریخی برای همیشه وفادار بمانیم؛ اما مگر در هرلحظه‌ای ده‌ها هزار سلول در بقای و رشد زندگی یک ارگانیسم نمی‌میرند؟ پس باکی از توقف من یا دیگری نیست؛ آن‌چه به‌عنوان سرچشمه‌ی زیبایی و آفرینش دیدنی است، همین فریادی است که به‌هرصورت از گلوی یکی از فرزندان این طبقه چنان رسا و آشکار برخاسته است که امید را به‌رفاقت فرامی‌رویاند. پس، بربستر و در مسیری از جوهره‌ی رفاقت و در تلاش برای استقرار دیکتاتوری پرولتاریا در سراسر جهان، خطابیه رضا رخشان را بخوانیم تا شاید امید به‌رفاقت‌های طبقاتی و انترناسیونالیستی فرابروید: 

به معدنچیان مبارز دنباس

رفقا و کارگران مبارز در معدن دنباس دونتسک" ما از همین جا شاهد مبارزه شما برعلیه بورژوازی حاکم در کیف و سایر دولتهای غربی هستیم. از همین جا بشما درود میفرستیم و امیدواریم که سرانجام کارگران با همبستگی و اتحاد خود در مبارزه با مظاهر نفرت انگیز سرمایه داری نظیر" نازیسم و فاشیست که امروزه سکان امور را در کیف بدست گرفته اند به پیروزی نائل شوید. قطعا این موفقیت برای تمامی پرولتاریای جهانی  الهام بخش خواهد بود. از طرف دیگر مدیا ورسانه های سرمایه داری صبح تا شب بر طبل روس هراسی و اینکه دولت اوکراین سرگرم مبارزه با نیروهای اهریمنی صادره از روسیه است زمینه مساعد روانی واخلاقی در شکل دهی افکار عمومی در کشورهای مختلف ولی بواقع  بعنوان جاده صاف کن دولت اوکراین که در توسل به هر شیوه جنایت آمیز بر علیه کارگران  مبارز وسایر انسانهای ازادیخواه ابایی ندارد را بر عهده دارند.اینجانب بعنوان قطره ای از طبقه بزرگ  کارگر دست شما را به رفاقت می فشارم و امیدوارم که در سایه اتحاد کارگران سرانجام  پیروزی از آن شما خواهد شد.

زنده باد مبارزه معدن چیان دلاور دنباس

مرگ بر فاشیسم. مرگ بر نازیسم

رضارخشان

کارگر

آذرماه/1393

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

یادداشت‌ها

خاطرات یک دوست قسمت چهارم

آخرین پاراگراف قسمت سوم:

برادر کوچک‌تر عباس ـ‌اکبر‌ـ همافر شد و با لباس نظامی توی کوچه رفت­وآمد می­کرد. بچه‌ی آخر ـ‌اصغر‌ـ محصل مدرسه پهلوی بود. گُنده‌بَکی بود. بوکس کار می­کرد. نسق می­گرفت و زور می­گفت و چشم چرون همه خونه‌ها بود. کسی هم بهِش پا نمی­داد. به‌جز دخترهای مشداکبرسبزی فروش!

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست قسمت سوم

آخرین پاراگراف قسمت دوم

پدر و مادر من بعد از ازدواج در مشهد به‌تهران آمدند و با عمه بتول (خواهر کوچک پدرم) و شویش و خانواده­ای به‌نام عموحبیب در این خانه ساکن شدند. هریک، یک اتاقِ تقریباً نوساز این بالاخانه را اجاره می‌کنند. دو‌ـ‌­سه سال بعد، من در اتاق میانی به‌دنیا می‌آیم. پدر استادِ بنا بود. حبیب­اله کارگر تأسیسات مکانیکی بود و در کارخانه‌ی چیت‌سازی ری مشغول به‌کار می‌شود. و شوهر عمه که اصلاً مشهدی بود، طلاساز بود که در بازار مشغول کار شده بود. زن‌های این مردان هم در خانه کار می‌کردند و لیدر این کارکنان خانگی عمه بتول خانم بود که برای تاجری در بازار حضرتی تهران باچرخ جوراب‌بافی جوراب می‌بافت. چرخ جوراب‌بافی در قد و اندازه چرخ خیاطی صنعتی بود.

ادامه مطلب...

تقاضای جنایت‌کاران از جنایت‌کاران برای دفاع از اسماعیل بخشی!!؟

حمیت، شرف و آزادگی کارگری به‌همه‌ی فعالین صدیق مبارزات کارگری حکم می‌کند که برعلیه نامه‌ی خانم مینا احدی به‌آنگلا مرکل و تقاضای کمک از او برای دفاع از اسماعیل بخشی عکس‌العملی طبقاتی و انسانی نشان بدهند. اما بیش از دیگران، این وظیفه‌ی طبقاتی اسماعیل بخشی است که برعلیه این نامه به‌روشن‌ترین وجه موضع‌گیری کند تا نیروی مبارزاتی کارگران و زحمت‌کشان در ایران به‌ابزاری برای تخریب زیرساخت‌های لازم برای زندگی و ابقای سرمایه تبدیل نشود.

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست قسمت دوم

محیط میدان شوش مستعد کارهایی مثل دزدی، مواد مخدر (‌تازگی‌ها هروئین هم پیدا شده بود) الکلیسم و خیلی نابهنجاری‌های دیگر بود. اما کتاب‌خوانی مسیر زندگی مرا عوض کرد. مادر بدون آن‌که در حمایتش از کتاب خوانی من خللی پیدا شود تا سال‌ها زندان و دربدری­هایی که به‌روزش آمد، هم‌چنان حامی من ماند. البته همین خصلت حمایت‌گری را با شیوه‌ی وجودی خودش به‌من هم آموخت!

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست- قسمت یکم

 

دوست عزیزم!

تعجب نکن، در این مرحله از زندگی و این کم و کیفی که توانستم از زندگی بیاموزم، و درک روشن و یا حتی نیمه‌روشنی از آن داشته باشم، بی‌تعارف تو عزیز منی!

ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top