rss feed

19 مرداد 1393 | بازدید: 2460

قطع همکاری با سایت امید یا «تدارک کمونیستی»

نوشته: عباس فرد

از طریق این یادداشت به‌اطلاع آشنایان و دوستان می‌رسانم که من از دو هفته پیش به‌این نتیجه رسیدم که همکاری‌ام را با «سایت امید» یا آن‌چه اخیراً «تدارک کمونیستی» نامیده می‌شود، قطع کنم. باید با تأکید بگویم که این حدوداً ده سالی را که با سایت امید و به‌ویژه با رفیق بهمن شفیق و بعداً با رفیق وحید صمدی همکاری داشتم، مثل دیگر دوره‌های زندگی مبارزاتی ام مثبت، پرارزش و زیبا برآورد می‌کنم.
این دهه مثل همه‌ی دوران‌هائی که همه‌ی افراد بشری (‌منهای موقع و موضع طبقاتی‌ـ‌سیاسی‌ـ‌تاریخی‌شان) پشتِ سر می‌گذارند، به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند دهه‌ای از دست رفته‌ باشد.

من همان بوده‌ام که می‌توانستم باشم. حتی می‌توان گفت که اگر غیر از این بود؛ اینک آن‌چه هستم نیز نبودم؛ و به‌جای دیالکتیک نفی و اثبات که یک نفیِ دیگر را زمینه می‌چیند، فقط به‌ماورائیت و مطلقیت نفی می‌چسبیدم، که چیزی جز چسبیدن به‌وضع موجود نیست.
کار کردیم؛ برعلیه نظام سرمایه‌داری و بالطبع برعلیه چپ بورژوائی و خرده‌بورژوائی ـ‌در راستای سازمان‌یابی طبقاتی و کمونیستی کارگران و زحمت‌کشان‌ـ مبارزه کردیم؛ با قدرت در مقابل جنبش ضدکمونیستی و ارتجاعی سبز ایستادیم؛ تجربه اندوختیم؛ کمابیش از یکدیگر آموختیم و در یک کلام، پُرحاصل و نهایتاً شادمان و سرخوش زندگی کردیم. بنابراین، این دوره هم همانند دیگر دوره‌های زندگی‌ام، دوره‌ی پراز آزمون و خطائی بود، که اینک ناگزیر به‌پایان می‌رسد تا امکان آغاز دیگری را فراهم کند.
گرچه هم‌اکنون با «سایت امید» یا «تدارک کمونیستی» همکاری نمی‌کنم، اما کلیه مواضع سیاسی تاکنونی این تشکل را (به‌ویژه در جنبه‌ی بین‌المللی‌اش) قبول دارم و درصورت لزوم از آن دفاع نیز خواهم کرد. به‌هرروی، جهان به‌سرعت تحولات ژئوپلتیک را پشتِ سر می‌گذارد و چه‌بسا جنایت‌کارانه‌ترین جنگ‌ها را درپی داشته باشد. بنابراین، اگر اختلافی وجود داشته باشد، اساساً سیاسی نیست. اما عدم اختلاف سیاسی به‌معنی نبود اختلاف نیز نیست. اختلاف من با رفقای «تدارک کمونیستی» بیش از هرچیز ایدئولوژیک و آرمانی است که فشرده‌ی خودرا در سبک کار، ارزش‌گذاری‌ها و پرنسیپ‌ها (نه اخلاقیات) بیان می‌کند.
گرچه تصمیم‌ به‌قطع همکاری‌ام با «تدارک کمونیستی» در برهه‌ی پرتشنجی اتفاق افتاد که نیازی به‌بیان علنی آن نیست؛ اما این تصمیم به‌هیچ‌وجه اتفاقی نبود. طی همه‌ی این حدوداً ده سالی که با بهمن شفیق و دیگران همکاری داشتم، گاه اختلافات چنان به‌اوج می‌رسید که تصور ‌قطع همکاری را به‌ذهنم می‌تاباند؛ اما این‌بار آن‌چه‌ را که از آن می‌گریختم، حقیقتاً واقع شد.
منهای جزئیاتی که پروسه‌ی کار و مبارزه و زندگی آن را برمی تاباند، اما من و رفقای «تدارک کمونیستی» و خصوصاً رفیق بهمن درک‌های متفاوت و تا اندازه‌ای متنافر از حزب کمونیستی طبقه‌ی کارگر و جایگاه روشنفکران برخاسته از مناسبات خرده‌بورژوائی در آن داریم.
حتی فراتر از این اختلافِ ادارکی، فهم ما از کارگر (به‌مثابه‌ی کسی‌که نیروی‌کارش را می‌فروشد و ارزش اضافی تولید می‌کند) نیز متفاوت است. بازهم یک گام فراتر از این اختلافات، ما در مورد نحوه‌ی فعالیت در خارج از کشور و چگونگی این فعالیت در رابطه با کارگران و زحمت‌کشان در ایران نیز پیش‌زمینه‌ها و تصورات متفاوتی داریم که در گفتگو به‌یگانگی می‌رسند و در عمل از هم دور می‌شوند. شاید همه‌ی این‌ها ناشی از عدم ارتباط مستقیم و ارگانیک با فروشندگان نیروی‌کار در ایران باشد، شاید هم ناشی از پیشینه‌ی سیاسی و مناسباتی باشد ‌که به‌هریک از ما شکل و معنی می‌دهد. البته باید به‌این احتمال هم نگاه کرد که شاید اختلاف (بدون یک زمینه‌ی اجتماعی و طبقاتی جدی و پراتیک) بیش‌تر محدود به‌اختلاف بین «من» و «ما» باشد.
رفیق بهمن به‌واسطه‌ی اطلاعات قابل توجهی که در مقایسه با من، در مورد وضعیت اقتصادی‌ـ‌سیاسی و نیز مبارزاتی جهان دارد، از من که هنوز هم دلم را به‌محمد و مهدی و اکرم و... در ایران خوش می‌کنم، خیلی انترناسیونالیست‌تر است. همین چسبیدن به‌ایران از طرف من و نگاه خیلی انترناسیونالیستی‌تر رفیق بهمن و دیگران ـ‌شاید‌ـ پاسخ‌گوی یکی از آن دغدغه‌هائی باشد که من را به‌قطع همکاری با «تدارک کمونیستی» وادار می‌کند.
گرچه اختلاف می‌تواند بستر دریافت‌های جمعی تازه‌ای را فراهم کند؛ اما آن‌جاکه اختلاف جنبه‌ی ایدئولوژیک، آرمانی یا شخصی به‌خود می‌گیرد، برای دست‌یابی به‌توافق نیروئی را می‌طلبد که دیگر در من وجود ندارد. به‌هرروی، اگر فرصت بود و عمری هم باقی بود، علاوه بر ادامه‌ی مبارزه برعلیه نظام سرمایه‌داری و بالطبع برعلیه چپ بورژوائی و خرده‌بورژوائی ـ‌در راستای سازمان‌یابی طبقاتی و کمونیستی کارگران و زحمت‌کشان‌؛ پاره‌ای از این اختلافات را نیز در عام‌ترین چهره‌اش خواهم نوشت؛ و در سایت رفاقت کارگری (www.refaghat.org) منتشر خواهم کرد. شاید هم حق با من نباشد؛ اما این را باید به‌آزمون گذاشت.

با آرزوی موفقیت همه‌جانبه برای رفقای «تدارک کمونیستی»
عباس فرد




نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

یادداشت‌ها

خانه کارگر، شما متهم هستید

این‌همه ستم و ظلم بر سر کارگران وارد ساختند، این‌همه حقوق‌های پایین‌تر از خط فقر به‌خورد کارگر دادند، این‌همه فشار و سرکوب بر تن رنجور کارگران وارد شد؛ از شلاق خوردن کارگران معدن آق‌دره گرفته تا مصیبت‌های دیگر، به‌طوری‌که از سنگ ناله‌ای برخاست و از این‌ها نه. ما شما را متهم می کنیم. شما را مسبب شکم گرسنه همه اقشار فرودست می دانیم. شما به‌همه ما کارگران خیانت کرده‌اید.

ادامه مطلب...

خطاب به نويسندگان تكذيبه اطلاعيه سنديكای هفت تپه و رسانه‌های دريافت كننده مطلب سنديكا

در تاريخ ١٨ بهمن مطلبي از طرف سنديكای هفت تپه انتشار يافت و متعاقب ان نوشته‌ای در کانال تلگرامی مجهول ألهويه با عنوان سنديكای هفت تپه، آن اطلاعيه را تكذيب كرد. ما امضا كنندگان اين نوشته از نويسندگان ان تلگرام مَی خواهیم تا در سطح عمومی نقد خودشان را به آن نوشته عنوان كنند تا سيه روی شود هر آنكه در او غش باشد.  

ادامه مطلب...

چه کسی مسبب سرنوشت تلخ مردم عفرین هست؟

میدانیم که منطقه کردستان بزرگ، احاطه در چهار کشور ایران، عراق، سوریه وترکیه است. جریانات کردی از یک قرن پیش ،مبتنی بر ناسیونالیست قوم کرد خواستار تشکیل دولتی با ماهیت خودمختاری، فدرالیسم و حتا استقلال شدهاند که علیرغم پیشرفتهایی که بدست آوردهاند اما تاکنون این هدف به دلایل زیر محقق نشده است.

ادامه مطلب...

آقای فتوره‌چی با حلوا حلوا گفتن دهن کارگر شیرین نمیشه

به‌نظر من بدون خواست مطالبات طبقاتی و تبدیل آن به‌یک خواست سیاسی برای طبقه کارگر در ایران، در هر صورتی، در هم‌چنان به‌همان پاشنه سابق می‌چرخد. با حلوا حلوا گفتن هم سفره کارگر رنگین نمی‌شود. این آقایان به‌دنبال گوشت دم توپ هستند تا با شهیدسازی و پروپاگاند رسانه‌ای به‌هدف خود برسند، بدون آن‌که نفعی به‌حال کارگر زحمتکش داشته باشد.

ادامه مطلب...

سهام عدالت یا تحقیر زحمتکشان؟

در روزهای اخیر و بعد از اعتراضات اجتماعی که به‌وقوع پیوست، شاهد پرداخت سهام عدالت از سوی دولت روحانی به‌بخش‌هایی از مردم بودیم. سقف مبلغ واریزی بیست و شش هزار و ششصد تومان بود. از سوی دیگر مشاور وزارت نفت در اظهاراتی توهین‌آمیز گفته بود که: سهام عدالت پول را بین گداها توزیع می‌کند.

ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top