rss feed

04 خرداد 1393 | بازدید: 5929

ژنرال عبدالکریم لاهیجی و روزشمار حمله اتمی به تهران

نوشته شده توسط بابک پایور

برکینگ نیوز:

به گزارش هنگ سوم از لشگر دهم نیروی هوائی امریکا مستقر در قرارگاه «جامعۀ دفاع از حقوق بشر در ایران» www.nuclear-fidh.org(قابل توجه کاربران، سایت بخش هسته ای قرارگاه در دسترس عموم نمی باشد) ژنرال عبدالکریم لاهیجی فرماندۀ کل نیروهای اتمی و شیمیائی حقوق بشر در ایران (ناتو)، اقدام روسیه و چین در وتوی قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل برای ارجاع پرونده سوریه به دادگاه بین المللی و جلوگیری از توجیه قانونی حملۀ نظامی ناتو به دمشق را اقدامی «شرم آور» خواندند:

(لینک مطلب)

ایشان اظهار داشتند که هرگونه جلوگیری از حملات نظامی ناتو به کشورهای آسیائی، آفریقائی و شرق اروپا عملی «شرم آور» است و کسانی که در جهت حفظ جان و هستی و زندگی کارگران و زحمتکشان این کشورها، تلاش می کنند که از این حملات نظامی جلوگیری کنند، افراد معلوم الحالی هستند که در دادگاه تاریخ محاکمه و به اعدام توسط اشعۀ رادیواکتیو محکوم خواهند شد.

ژنرال لاهیجی، توفنده تر از مرغ طوفان، اعلام کردند که اجرای قوانین حقوق بشر حتی از حق نفس کشیدن نیز با اهمیت تر است.

ایشان با تأکید بر کشفیات اخیر دانشمندان در ردگیری مولکول های حقوق بشر در «مایعات گرانبهای بدن»  Precious Bodily Fluidsاذعان داشتند که سریع ترین شیوه دسترسی به کلیه قوانین حقوق بشر در ایران، تغییر همه سلولهای بدن «جانداران محروم از آزادی بیان»، به «مایع ارزنده» است. این تبدیل علمی بدون قرار گرفتن سلولهای بدن «جانداران بدون آزادی بیان» در برابر اشعه رادیواکتیو ممکن نیست.

ژنرال عبدلکریم لاهیجی، قویا اعلام کردند که: «وتوی امروز چین و روسیه در شورای امنیت سازمان ملل آنها را از توافق عمومی در تمام سطوح سازمان ملل بر محکومیت نقض حقوق بشر و ارتکاب فجایع در سوریه منزوی کرده است».

در ادامه ایشان توضیح دادند که چگونه به تئوری «مایعات گرانبهای بدن» دست یافته اند و چگونه توانسته اند «نگرانی را فراموش کرده و بمب را دوست بدارند»

دکتر استرنج لاو، به همۀ مردم مبارز ایران اطمینان دادند که مرگ جانداران دوپا بر اثر حمله نظامی ناتو، بهتر از زندگی بدون آزادی بیان است. ایشان تأکید کردند که مرگ بر اثر قرار گرفتن در بمباران اتمی، به هیچوجه دردآور نیست و تجربۀ زیبائی محسوب می شود. به دلیل اینکه بیش از 90 درصد مولکولهای بدن را آب تشکیل میدهد، بازگشت سریع به «حقیقت مایع بشر» تجربه ای بسیار زیبا و شاعرانه است!

ایشان با اشاره به اینکه «انسان آزادیخواه» در جهان آخرت دارای همه گونه حقوق بشر، از جمله آزادی بیان، آزادی پرواز و غیره است و به سبب فعالیت های ایشان، مجازات اعدام حتی در بهشت نیز لغو شده است، از «مردم آزادیخواه ایران» قویاً درخواست کردند که تمامی گروه های معلوم الحال کمونیست را که در جهت جلوگیری از اجرای تئوری «مایع سازی» انسان ها تلاش می کنند، فوراً افشا کرده و آنها را از صفحۀ روزگار حذف کنند. در همین رابطه، ژنرال لاهیجی از هماهنگی های به عمل آمده لازم با گروههای قابل اعتماد «کمونیستی – کارگری» برای شناسائی و خنثی کردن کمونیستهای معلوم الحال خبر دادند. جزئیات این هماهنگی البته عنوان نشد.

به گزارشی تصویری از جزئیات دستیابی علمی به نظریۀ «مایع سازی»، در آزمایشگاه جامعۀ دفاع از حقوق بشر در ایران (ناتو) توجه کنید:

 

You have no rights to post comments

یادداشت‌ها

خاطرات یک دوست ـ قسمت چهلم‌ویکم

چند پاراگرافِ آخر از قسمت چهلم

نزدیک به چهار سال آشنایی و دوستی های مان بعنوان هم زندانی از عشرت آباد تا بندهای چهار و پنج و شش زندان شماره یک قصر، گستره متنوعی از تجارب را با هم داشتیم. بدون آنکه اختلافات مان در درک و چند و چون مبارزات را در یک کلاسور مشترک ریخته باشیم، اما همواره حسی مثبت و دوستانه را بین مان برقرار کرده بودیم.

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست ـ قسمت چهلم

چند پاراگرافِ آخر از قسمت سی‌ونهم

زندان شماره یک قصر سال های 53-54 را در دو مسیر موازی می توانم تصویر کنم؛ یکی تلاشی که می کوشید بهر صورتی شده یک گذشته «شکسته-بسته»از تشکیلات درون زندان را«احیا» کرده و بازسازی کند. بدون آنکه به لحاظ فکری بار تازه ای داشته باشد یا به مسائل تازه طرح شده در جنبش پاسخی روشن و کارآمد بدهد. این بیشتر بیک فرمالیسم «تشکیلاتی»می مانست تا یک جریان با درون مایه ای از اندیشه، نقد، و خلاصه درس گرفتن از ضعف و قوت های جریانات طی شده. همه ی آنهایی که به نوعی هویت طلبی تشکیلاتی مبتلا شده بودند و انقلاب را نه فرآیندی استعلایی نمی دیدند بلکه؛ مسیری تعریف شده یکبار برای همیشه می پنداشتند.

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست ـ قسمت سی ونهم

چند پاراگرافِ آخر از قسمت سی‌وهشتم

در جستجوگری و صحبت با افراد بندهای چهارو پنج­و شش تا زمانیکه یکی­دو ماه اول در راهرو بند چهار بودم و بعد به یکی از اتاقهای بند پنج منتقل شدم. در ظهرهای چند روز متوالی که فرصتی بعداز غذا داشتیم و می­شد وقت صحبت کردن داشت، مسعود رجوی با من وقت گذاشت و مفصل از وقایع و تحلیل ها و اشتراک مواضع و رویدادهای منتهی به سرکوب پلیس و موضع شخصی خودش صحبت کرد. میزان علاقه اش به تفصیل این موضوع برایم جای شگفتی داشت. او در جاهایی شروع به انتقاد از خودش بعنوان «رهبری» جریان کرد. گفته های او بیشتر از هر چیزی مرا دچار شگفتی می کرد و درک و جذب مطالبش را برایم سخت می کرد. من هنوز هم نمی فهمم چطور می شود اینقدر راحت راه و روش خطا رفت و بعد نشست و به آن انتقاد کرد و باز هم همان روال را ادامه داد !

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست ـ قسمت سی‌وهشتم

چند پاراگرافِ آخر از قسمت سی‌وهفتم

با رسیدن به تهران مسافرین در ترمینال پیاده شدند و ما را با همان اتوبوس به داخل زندان قصر و درآنجا هم یکسره تا جلوی «ندامتگاه شماره یک» یا همان زندان شماره یک بردند. و آنجا با اندک وسایل شخصی پیاده مان کردند. و شروعی تازه با افسران زندان جدید و بازدید و لخت شدن و تندی متداول را تجربه کردیم و با حوصله از سر گذراندیم.

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست ـ قسمت سی‌وهفتم

چند پاراگرافِ آخر از قسمت سی‌وششم

در زندان بسرعت با بزرگان جنبش چریکی از نزدیک محشور شدم. اولین چیزهایی که آموختم مسائل «سازمانی» بود. جنبش چریکی در نوباوگی عملی خودش سخت تحت ضربات سرکوب قرار گرفته و نیروهایش را به نوعی می­شود گفت«تلفات» داده بود. کثرت دستگیریها، علیرقم مقاومت­های ستایش انگیز بسیاری در بازجویی­ها؛ مانع از هدر دهی نیروهایی نشد که قرار بود رهبری و استخوانبندی این جنبش را حفظ و صیانت کنند. در تحلیل­های بعدی؛ چه در زندان و چه در درون گروههای چریکی انجام شده توجه کمی را به نقش ضعف­های سازمان نیافتگی و خلع­های آسیب پذیر آن کردند. در حالیکه هر چقدر مبارزه سهمگین­تر و هرچقدر سرکوب­ها سبوئانه­تر باشد اهمیت سازمان­یافتگی دم افزون تر می­شود. در حقیقت اگر سلاح درک حقایق مبارزات انقلابی فلسفه و منطق «ماتریالیستی-دیالکتیکی» است؛ سلاح مقابله با نظام­های سرکوبگر و پلیسی «سازمان» است. آن هم از منظر «سازمان پذیری» نیروهای انقلابی. درباره این مقوله در جاهای دیگری به قوت پرداخته ­ایم.

ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* کتاب و داستان کوتاه:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top