rss feed

19 ارديبهشت 1398 | بازدید: 1145

وقتی سکه یک پول سیاه است!

نوشته: سارا حداد

Indigo Mood by Frankiefانسان در عصر سرمایه­ داری ناگزیر واجد منافع طبقاتی است که در گروی نفی منفعت طبقه­ ی دیگر است. عدم دخالت این موضوع در تحلیل به معنای پوشاندن این مسئله­ ی اساسی است. پیش از آنکه بخواهیم در ذهن خود با همان دغدغه­ مندی رمانتیک بر اساس وجه­ اشتراک انسان­ بودن (به معنی دهان داشتن، دست داشتن، پا داشتن و ...) پروژه­ای رهایی­ بخش برای انسان تجویز کنیم...

 

 

 

 

 

                                                                      توضیح سایت رفاقت درباره‌ی انتشار این مقاله

 

ازآن‌جاکه ادعای این مقاله برخورد نقادانه با مقاله‌ی «سکه‌ی ضرب شده‌ی فمینیسم» است، به‌لحاظ پرنسیپ ژورنالیستی چاره‌ای جز انتشار آن نداریم؛ چراکه مقاله مذکور را قبلاً منتشر کرده‌ام. بنابراین، انتشار این مقاله صرفاً عمل به‌تعهدی ژورنالیستی است؛ و سایت رفاقت هیچ‌گونه اظهارنظری (به‌تأیید یا تکذیب) نسبت به‌آن ندارد.

لازم به‌یادآوری است‌که درباره‌ی انگیزه‌ی انتشارمقاله‌ی «سکه‌ی ضرب شده‌ی فمینیسم» نیز توضیح دادیم که: «انتشار این مقاله در سایت «رفاقت کارگری» به‌معنیِ پذیرش تمام‌وکمال موضوع و حتی شیوه‌ی استدلال و نگارش آن نیست، البته که عکس قضیه هم نمی‌تواند صادق باشد؛ چراکه در چنین صورتی انتشار آن نشانه‌ی بیهودگی است. فراتر از ستم مضاعف بر زنان کارگر و زحمت‌کش در نظام جهان‌گیر و جهان‌گستر سرمایه‌داری، ازآن‌جاکه یکی ویژگی‌های بارز رژیم جمهوری اسلامی زن‌ستیزی آشکار در همه‌ی ابعاد زندگی است، از این‌رو نگارش و انتشار مقالاتی که به‌مسئله‌ی زنان در جامعه‌ی سرمایه‌داری ایران می‌پردازند، بعضاً بسیار فراتر از کنشی تاکتیکی‌ـ‌دمکراتیکْ حتی می‌توانند در راستای کنش‌های استراتژیک‌ـ‌سوسیالیستی نیز مفید و سازنده باشند. انتشار این مقاله از همین دیدگاه نشأت می‌گیرد»

 

 

 

.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

یادداشت‌ها

استحاله‌ی برادرزادگی به‌رفاقت!؟

پاسخی به‌نوشته‌ی رضا رخشان در فیس‌بو‌ک‌که برای ماندگاری بیش‌تر در سایت «رفاقت کارگر» منتشر می‌شود.

نوشته‌ی: عباس فرد

رضا جان، از آن‌جاکه گفتگو یا جدل علنی من و تو در صفحه‌ی فیس‌بوک تو جریان یافته ا‌ست، من هم از دوستان سایت «رفاقت کارگری» خواستم‌که نوشته‌ی تو و پاسخ من را در این سایت نیز بازنشر کنند تا ضمن دسترسی عمومی‌تر این نوشته‌ها، از ماندگاری احتمالی بیش‌تری هم برخوردار شوند. امید است‌که مخالفت شدیدی نداشته باشی. این را هم بگویم که فیس‌بوک مطلبی با این حجم را از من نمی‌پذیرد.

ادامه مطلب...

در جواب رفیق عباس فرد

[این نوشته‌ی رضا رخشان در پاسخ به‌یادداشت «رضا جان تند رفتی!»، از عباس فرد است که در فیس‌بوک منتشر شده و به‌منظور جواب متقابل در این‌جا نیز منتشر می‌شود].

ادامه مطلب...

رضا جان، تند رفتی! پاسخ به‌نوشته رضا رخشان (با عنوان از پروکاتور تا آژیتاتور که در فیس‌بوک منتشر شد)

نوشته: عباس فرد

من در تمام 55 سالگی که بی‌وقفه درگیر این‌گونه مسائل (یعنی: مسائلی مانند کتاب خواندن، فکر کردن به‌امورات اجتماعی، مبارزه‌ی کارگری، مناسبات سوسیالیستی و مانند آن) بوده‌ام، لحظه‌ای به‌اعتبار و آبرو اهمیت ندادم و از هیچ فرد و گروهی هم به‌لحاظ اجتماعی حساب نبرده‌ام. به‌بیان روشن‌تر، آن‌قدر مغرور هستم که اگر روزی قدمی را از روی ترس اجتماعی، حفظ آبرو و یا کسب اعتبار بردارم، به‌راحتی می‌توانم به‌این‌گونه زندگی به‌نحوی خاتمه بدهم. پس، برای لحظه‌ای گاز را شل کن تا من پیاده هم به‌شما که سواره‌اید، برسم.

ادامه مطلب...

از پرووکاتور تا آژیتاتور جواب رضا رخشان به‌یادداشت «چرا دایی‌مردکی می‌کنید؟» که نوشته‌ی عباس فرد است

نوشته‌ی: رضا رخشان

از پرووکاتور تا آژیتاتور در جواب به نوشته عباس فرد - چرا دایی‌مردکی می‌کنید؟ صریح، روشن و علنی حرف بزنید. رفیق عباس فرد یاداشتی برایم فرستاد و گفته چون اسم ات را آورده ام این مطلب را برایت می فرستم. البته چند وقت پیش هم یاداشتی فرستاد که می خواهم نقدت کنم و من هم استقبال کردم و گفتم اشکالی ندارد. از هر نقدی می توان چیزی آموخت.

ادامه مطلب...

چرا دایی‌مردکی می‌کنید؟ صریح، روشن و علنی حرف بزنید!

آن‌چه بیش از پدرسالاری‌های محافل کارگری یا منادیان سرنگونی بورژواپسندانه‌ی رژیمْ خشم من را برانگیخت، دفاع جناب منیری از من بود که معنا و مفهومی جز نیمه‌اشرافی، اما روستایی نداشت. این دانشجوی سابق در آلمان و عضو کنفدراسیون دانشجویانِ هم‌اینک ساکن سوئد، اما به‌لحاظ منش هم‌چنان روستایی و موژیک، در مقابل اتهام هم‌کاری من با وزارت اطلاعات رژیم جمهوری اسلامی و دلیل ابلهانه و پروغربیِ چنین اتهامی که «خط دادن» به‌رضا رخشان (از فعالین صادق سندیکای شرکت هفت‌تپه) بود، مسئله‌ی زندانی بودن من در زمان شاه را به‌دلایل سیاسی پیش کشیده بود.

ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top