rss feed

22 شهریور 1394 | بازدید: 2874

در اندوه مرگ یک رفیق

نوشته: رفاقت کارگری

Shahrokh-zamani

مرگ شاهرخ زمانی برای جنبش کارگری فاجعه‌ای غیرقابل وصف است. این مرگ به‌هرصورتی که اتفاق افتاده باشد، تخمه‌ی وحشت مرگ و تردید را در میان فعالین کارگری دَه چندان می‌کند. به‌همین دلیل است‌که مرگ این رفیق کارگر، علی‌رغم شیوه‌ها‌ی غیرقابل قبولش (به ویژه نامه‌نگاری‌های حقوق‌بشری‌اش) برای ما، اندوه‌زاتر از مرگ هر برادری است. زنده باد کمونیسم. 

  

خبر کوتاه‌ بود

شاهرخ زمانی مُرد!

 

خروش‌ دخترش‌ برخاست‌

لبش‌ لرزید

دو چشم‌ خسته‌اش‌ از اشک‌ پُر شد

گریه‌ را سر داد

 

و من‌ با کوششی‌ پر درد

اشکم‌ را نهان‌ کردم‌

 

چرا  مُرد؟ 

می‌پرسد ز من‌، با چشم‌ اشک‌آلود

 

عزیزم‌، دخترم‌

آن‌جا شگفت‌انگیز دنیایی‌ست

دروغ‌ و دشمنی‌ فرمانروایی‌ می‌کند آن‌جا

طلا، این‌ کیمیای‌ خون‌ انسان‌ها

خدایی‌ می‌کند آن‌جا

در آن‌جا برابری‌ و انسان‌ حرف‌های‌ پوچ‌ و بیهوده‌ست‌

در آن‌جا رهزنی‌، استثمار کار‌، خون‌ ریزی‌ آزادست

و دست‌ و پای‌ فعال رهایی کار در زنجیر

عزیزم‌، دخترم‌

آنان‌ برای‌ رفاقت‌ با من

‌برای‌ دوستی‌ با تو

برای‌ هم‌پیوندی کارگر می‌میرند

و هنگامی‌ که‌ این یاران

با سرود زندگی‌ بر لب‌

به‌‌سوی‌ مرگ‌ رانده می‌گردند

امید آشنا می‌زد چو گل‌ در چشمشان‌ لبخند

به‌‌شوق‌ زندگی‌، آواز می‌خواندند: تشکل، انقلاب، کمونیسم

و تا پایان‌ به‌راه‌ روشن‌ خود با وفا ماندند

 

عزیزم‌

پاک‌ کن‌ از چهره‌ اشکت‌ را، ز جا برخیز

تو در من‌ زنده‌ای‌، من‌ در تو و همه در کار

و ما همانند طبقه‌ای دست در دست، هرگز نمی‌میریم‌

من‌ و تو با هزارانِ فعال دیگر

این‌ راه‌ را دنبال‌ می‌گیریم‌

از آن‌ ماست‌ پیروزی

از آن‌ ماست‌ فردا

سروری کار بیهوده خیالی نیست

کمونیزم غم‌آلوده‌ رؤیایی نیست

با همه‌ شادی‌ و بهروزی‌

 

عزیزم‌

کار دنیا رو به‌آبادی‌ست

و هر لاله‌ که‌ از خون‌ فعالین کارگری‌ می‌دمد امروز

نوید روزگار دیگری‌ست‌.

نوید روزگارِ انقلاب

روزگار حکایت‌های دیگر

حکایت از تشکل، طبقه، انقلاب و کارگر

حکایت از راهی دیگر

راهی به‌رهایی

راهی به‌گذر از آزادی

آزادی کار

آزادی قدرت

قدرت پرولتاریا در دولت

گذرگاهی به‌رهایی

نه رهایی از رهایی

رهایی از بندگیِ سرمایه  

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

یادداشت‌ها

[پیش‌نهادی] به‌رضا رخشان:

درباره مبارزات کارگران هفت‌تپه پیش از این همه ما از لنین یاد گرفتیم که مبارزات کارگری در سه مرحله‌ی آگاهی تکوین و انکشاف می‌یابد:

ادامه مطلب...

دستمزدهای پایین‌تر از خط فقر تحقیر آدمیت است

در حالی‌که مذاکرات در کمیته‌ی دستمزد جهت تعیین میزان افزایش سالیانه حقوق کارگران، هم‌چنان ادامه دارد و هنوز توافقی هم حاصل نشده است، لازمست مطالبی را عنوان نماییم. اول این‌که، کارگران فاقد تشکل‌های مستقل کارگری هستند و قطعاً نمایندگانی که از طرف طبقه کارگر در ایران در کمیته‌ی دستمزد حضور دارند (منظور خانه کارگر و شورای اسلامی کار می‌باشد) به‌علت ساختار غیرمستقل خود به‌هیچ عنوان نماینده واقعی طبقه کارگر نیستند.

ادامه مطلب...

متأسفانه آقای ربیعی ماند

 

امروز جلسه‌ی استیضاح وزیرکار در مجلس برگذار شد که متأسفانه این استیضاح به‌جایی نرسید و سرانجام آقای ربیعی با اختلاف دو رأی هم‌چنان درین وزارتخانه ماند. وقتی عمل‌کرد پنج‌ساله‌ی آقای ربیعی را بررسی می‌کنیم، فقط می‌توانیم از کلماتی نظیر فاجعه و هولناک استفاده کنیم. مانند فاجعه کشتی سانچی و سقوط هواپیمای تهران یاسوج که هم کشتی سانچی وهم هواپیمای مسافربری جز زیرمجموعه‌های وزارت کار بودند. من نمی‌دانم درین مملکت چقدر باید ازین دست اتفاقات ناگوار بیافتد تا ببینیم مسئول مربوطه استعفا دهد ویا بر کنار گردد؟

ادامه مطلب...

فریدون نیکو‌فر ـ جهت اطلاع

باسلام و درود[*]

درخصوص انتخابات سندیکا به‌عرض می‌رساند که تنها یک مجمع در آبان ماه 87 برگزارشد که اولین مجمع سندیکا بود و در این مجمع عضوگیری اعضای سندیکا، تصویب اساسنامه و برگزاری انتخاباب انجام گرفت؛ وهمگان درجریان نتیجه‌ی آن هستند و از آن تاریخ تاکنون حتی یک نفرعضوگیری هم نشده است.

ادامه مطلب...

سخن یک کارگر با عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی

اخیراً عباس آخوندی، وزیر راه و شهرسازی در مقاله‌ای از وضعیت هولناک جامعه‌ی ایران سخن رانده است. این‌که جامعه روبه‌زوال است، آخوندی می‌گوید:«واقعیت این است که جامعه ما در حال زوال اجتماعی است. یعنی امکان این‌که مشکلات بنیادی خود را رفع کند، ارزش افزوده ایجاد کند و امید را تزریق کند، ندارد. این یک واقعیت است که اگر آن را در لفافه بیان کنیم، راهی برای درمان آن پیدا نخواهیم کرد». پایان نقل قول.

ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top