rss feed

عنوان تاریخ
دولت جنگ [یا دموکراسی آمریکایی] 03 شهریور 1396
در تدارک دروغ (قسمت دوم) 25 بهمن 1395
در تدارک دروغ 02 بهمن 1395
آخرین آواز ققنوس 07 دی 1395
کامپیوتر در نظریۀ ارزش 30 خرداد 1395
وقتی ارسطو کاپیتال میخواند 03 اسفند 1394
اعتماد کارگران رایگان به‌دست نمی‌آید 24 بهمن 1394
آغاز پرولترها 26 تیر 1394
دل هر ذره را که بشکافی، وحشت و مرگ در میان بینی! 31 فروردين 1394
در پاسخ به‌دعوت‌ «جهت همکاری برای ساختن حزب انقلابی طبقه کارگر» 27 فروردين 1394
دادگاه عدل آشکار سرمایه 15 فروردين 1394
نبرد رخساره 29 اسفند 1393
شهلا دانشفر در صف لیکود پارتی 05 بهمن 1393
من شارلی ابدو نیستم 23 دی 1393
آلاهو... چی فرمودین؟! (نمایشنامه در هفت پرده) 21 دی 1393
آخرین آواز کراسوتکا 05 دی 1393
مصاحبه با یاروسلاو آلکساندرویچ وسکوئنکو 24 آذر 1393
والریا لیاکووا 10 آذر 1393
سمن بویان کوبانی 29 مهر 1393
کوبانی در فراسوی نیک و بد 27 مهر 1393
شبکه های اجتماعی 20 مهر 1393
در کنار رود لوهان 18 مهر 1393
خندۀ اسب چوبی 12 مهر 1393
پرکاد کوچک 31 شهریور 1393
راعش و «چشم انداز»های نوین در خاورسیاه! 17 شهریور 1393
 «مانیفست جبهۀ آزادی خلق اوکراین»؛ کارگری یا غیرکارگری؟ 24 مرداد 1393
پناهندگی 438 سرباز اوکراینی به روسیه 19 مرداد 1393
داستان کوتاه: قایق های رودخانه هودسون 18 مرداد 1393
پرونده اودسا: پرتو جام جهان بین دهدت آگاهی! 15 مرداد 1393
سکوت را بشکنید! یک جنگ جهانی دیگر از دور دیده میشود! 15 خرداد 1393
ژنرال عبدالکریم لاهیجی و روزشمار حمله اتمی به تهران 04 خرداد 1393
بوروتبا: انتخابات در برابر لوله تفنگ فاشیسم! 02 خرداد 1393
پرونده اودسا: فجایع بزرگ جهان را ساده می کنند 22 ارديبهشت 1393
سقوط MH17 توسط جنگنده های نیروی هوائی اوکراین 20 بهمن 1389
دستان اوباما در اودسا به خون آغشته است! 20 بهمن 1389
طبقه بندی نشده 07 تیر 1389

یادداشت‌ها

خاطرات یک دوست قسمت سوم

آخرین پاراگراف قسمت دوم

پدر و مادر من بعد از ازدواج در مشهد به‌تهران آمدند و با عمه بتول (خواهر کوچک پدرم) و شویش و خانواده­ای به‌نام عموحبیب در این خانه ساکن شدند. هریک، یک اتاقِ تقریباً نوساز این بالاخانه را اجاره می‌کنند. دو‌ـ‌­سه سال بعد، من در اتاق میانی به‌دنیا می‌آیم. پدر استادِ بنا بود. حبیب­اله کارگر تأسیسات مکانیکی بود و در کارخانه‌ی چیت‌سازی ری مشغول به‌کار می‌شود. و شوهر عمه که اصلاً مشهدی بود، طلاساز بود که در بازار مشغول کار شده بود. زن‌های این مردان هم در خانه کار می‌کردند و لیدر این کارکنان خانگی عمه بتول خانم بود که برای تاجری در بازار حضرتی تهران باچرخ جوراب‌بافی جوراب می‌بافت. چرخ جوراب‌بافی در قد و اندازه چرخ خیاطی صنعتی بود.

ادامه مطلب...

تقاضای جنایت‌کاران از جنایت‌کاران برای دفاع از اسماعیل بخشی!!؟

حمیت، شرف و آزادگی کارگری به‌همه‌ی فعالین صدیق مبارزات کارگری حکم می‌کند که برعلیه نامه‌ی خانم مینا احدی به‌آنگلا مرکل و تقاضای کمک از او برای دفاع از اسماعیل بخشی عکس‌العملی طبقاتی و انسانی نشان بدهند. اما بیش از دیگران، این وظیفه‌ی طبقاتی اسماعیل بخشی است که برعلیه این نامه به‌روشن‌ترین وجه موضع‌گیری کند تا نیروی مبارزاتی کارگران و زحمت‌کشان در ایران به‌ابزاری برای تخریب زیرساخت‌های لازم برای زندگی و ابقای سرمایه تبدیل نشود.

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست قسمت دوم

محیط میدان شوش مستعد کارهایی مثل دزدی، مواد مخدر (‌تازگی‌ها هروئین هم پیدا شده بود) الکلیسم و خیلی نابهنجاری‌های دیگر بود. اما کتاب‌خوانی مسیر زندگی مرا عوض کرد. مادر بدون آن‌که در حمایتش از کتاب خوانی من خللی پیدا شود تا سال‌ها زندان و دربدری­هایی که به‌روزش آمد، هم‌چنان حامی من ماند. البته همین خصلت حمایت‌گری را با شیوه‌ی وجودی خودش به‌من هم آموخت!

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست- قسمت یکم

 

دوست عزیزم!

تعجب نکن، در این مرحله از زندگی و این کم و کیفی که توانستم از زندگی بیاموزم، و درک روشن و یا حتی نیمه‌روشنی از آن داشته باشم، بی‌تعارف تو عزیز منی!

ادامه مطلب...

ارعاب و خشونت محصول نظام سرمایه‌داری است

ما معتقدیم کسی‌که دست به‌خشونت می‌برد، می‌ترسد. کسانی‌که در این دوره متوسل به‌اسلحه می‌شوند نه تنها مشروعیتی ندارند، بلكه مخالف آزادی و رسیدن زحمت‌كشان به‌حقوق خود [نیز] هستند. تفنگ در دستان سركوب‌گران است و زحمت‌كشان سلاح‌شان در كارهای جمعی و به‌طور مشخص اعتصاب و کارهای مدنی است. ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top