rss feed

29 مهر 1393 | بازدید: 2291

سمن بویان کوبانی

نوشته: بابک پایور

سمن بویان کوبانی

سمن‌بویان غبار غم چو بنشینند، بنشانند
غبار شومِ تقدیری که جغدی می کند آواز
به مسمارِ نفیرِ هلهله
در شامِ دلمرده
به دور از چشمۀ آب حیاتی تب زده
در موسم صحرا

پری رویان قرار از دل چو بستیزند، بستانند
به مشتی پُر گره
در هر گره یادی ز کوبانی
ستیزی بر سرِ بودن و ماندن
شاد بودن
شاد ماندن
شاد خواندن

به فتراک جفا دل‌ها چو بربندند، بربندند
جفای داعش غدار
جفائی که ز جنس آدمی نیست
و در فتراک خونینش برای گریه کردن ها
برای خنده‌های بی‌خیال کودکانِ صبح
و یا دلهای پر تشویشِ خوابِ مادرانِ شب
دمی نیست

ز زلف عنبرین جان‌ها چو بگشایند، بفشانند
و در برق طلوع جانفشانی‌شان
به هر گام سبکبار و صمیمی
و تصمیمی بسی کهنه
به حد قدمت پائیزِ اشعارِ قدیمی
به رسم پیشمرگان
چهره را با آبِ پاکِ رود می شویند
و با هر قطرۀ آبی
گل امید بفشانند
ره امید را در جوشش جانی که بفشانند، بگشایند

به عمری یک نفس با ما چو بنشینند، برخیزند
و شاید این نفس
آواز آخر باشد و
از شور آواشان
به جز یادی به خونین دامنِ صحرا
و فریادی به خونین دفترِ فردا
نخواهد ماند...
لیک امروز
با عمری به طول یک نفس
جمعِ سحرخیزند
و با یاران چو بنشینند
برخیزند

نهال شوق در خاطر چو برخیزند، بنشانند
به شوقی منتظر
تا صبحِ بی داعش
به صحراهای تفدیده
و بر دلهای رنجیده، بتابد
که تا هر کودک سوری
به آرامش تواند تا بخوابد
نهال شوق در خاطر!
که در این شام دلمرده
چو تندیسی گران و قیمتی
در دست خونین دو صد دلال غربی
چند میگردد
و خون پیشمرگان را دوصد حلاّل آتلانتیک
چرتکه اندازند
که تا هر آنچه می ارزد
پشیزی...، مفت بفروشند
و بازارِ سیاه هر سپیدی را در این هستی
به اعماق گلویِ تشنۀ خونی
که می دوشند،
می نوشند

در این بازارِ مکاره که چون ضحاک مکار است
در این دنیای وارونه که طاعون دیده، بیمار است
چنین غوغا و بلوایش، ستیز افعی و مار است
اگر آوای کوبانی، بری از پرچم کار است
و در این شام دلمرده
و در این شامِ شومی که فریبِ ناتو را خورده
هالۀ بی رنگ «آزادی»
پری روئی...، سمن بوئی
بهای یاسمن‌ها در فضای تنگ بازار است
بسی حلاّل،
دو صد دلال آتلانتیک
بهای یاسمن‌ها را، چو کمیابند، کم یابند!

چنین باشد
حقیقت تلخ و چرکین است
که قدر روشنی‌ها را
فقط آنها که بیدارند، می‌دارند
و در جولنگه تقدیس سرمایه
فقط آنها که زیر پرچم کارند، بیدارند

اگر آوای کوبانی، بری از پرچم کار است
بدین صحرای آتش، شام دلمرده
به قلّت در میان خیل مشتاقان خون و خاک
سمن‌بویان کوبانی که بیدارند،
بر دارند!

29 مهرماه 1393
بابک پایور

 


پانوشت:
- «سمن بویان غبار غم...» غزل 194 از دیوان حافظ است.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

یادداشت‌ها

سهام عدالت یا تحقیر زحمتکشان؟

در روزهای اخیر و بعد از اعتراضات اجتماعی که به‌وقوع پیوست، شاهد پرداخت سهام عدالت از سوی دولت روحانی به‌بخش‌هایی از مردم بودیم. سقف مبلغ واریزی بیست و شش هزار و ششصد تومان بود. از سوی دیگر مشاور وزارت نفت در اظهاراتی توهین‌آمیز گفته بود که: سهام عدالت پول را بین گداها توزیع می‌کند.

ادامه مطلب...

پشیمانی موقوف

درحالی‌که این روزها، نقد عملکرد دولت روحانی در سطوح مختلف جامعه، از مردم کوچه و خیابان گرفته تا در بین نخبگان سیاسی نظام، با شدت در جریان است به‌طوری‌که در بین طیف اصلاح‌طلب هم این نارضایتی از دولت دوم روحانی در حال افزایش است. البته نوع و جنس این نارضایتی، در بین گروه‌های سیاسی-‌اجتماعی ایران متفاوت است. ادامه مطلب...

فرصت طلبی های آزار دهنده

توی نوجوانی یکی از فیلم‌های مورد علاقه‌ام، فیلم خانواده پوآسونار بود با بازی درخشان روژه انن، که به‌نظرم یکی از شاهکارهای سینمایی بود. مضمون اصلی فیلم در مورد مشکلات معیشتی مردم فرانسه در جنگ جهانی دوم بود که در دوران جنگ عده‌ای از همین فرانسوی‌ها، مانند خانواده پوآسونار، فرصت‌طلبانه و با احتکار مواد غذایی مردم، صاحب ثروت زیادی شدند. ادامه مطلب...

شبح خوفناک برنامه و بودجه در ایران

من نمی‌دانم توی کشورهای مترقی اوضاع برنامه‌ریزی و بودجه سالیانه دولت‌ها چگونه است؟ و این‌که لایحه بودجه دولت‌ها قرار است افق اقتصادی و مالی سال آینده را شفاف و روشن سازد و نوید آینده بهتری را به‌مردم اعلام نماید، حقیقتاً من نمی‌دانم.همچنین نمی‌دانم این میزان استرس و فشار در سطح جامعه، که هرساله و در زمان تقدیم لایحه بودجه دولت به‌مجلس، ازسال مالی آینده که بوجود می‌آید، آن‌ها هم این استرس‌ها را دارند یا خیر؟

ادامه مطلب...

مغلطه از نوع زیبا کلام

راستش من سخنرانی جناب آقای زیباکلام را در روز دانشجو شنیدم. جدا از شرافت و انسانیتی که در ایشان سراغ داریم ولی حرف‌های ایشان از ابتدا تا انتها، مبتنی بر مغلطه و فاکت‌های اشتباه بود که پذیرش آن‌ها ما را از حقیقت دور می‌کند. کلیت بحث ایشان را می‌توان درین چند جمله ملاحظه کرد: چرا نباید از روحانی عبور کرد؟ چون بدلیل اخلاقی درست نیست.

ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top