rss feed

12 بهمن 1393 | بازدید: 1689

همچنان ایستاده ایم

نوشته: رفاقت کارگری

چندی پیش خانم شهناز نیکو روان در مطلبی مدعی شدند که اعضای هیئت مدیره سندیکای هفت تپه با سپردن تعهد به سرکار بازگشته اند.این در حالیست که ایشان به هر قصدی که این مطلب را گفته باشند وحتا اگر منظور نشان دادن دشواریهای اوضاع فعلی طبقه کارگر  بوده  است وبا این که مباره طبقه کارگر ،مبارزه ایست برای زندگی .


سپردن تعهد که سهله ،خیلی  از افراد دیگر جهت معیشت و گذران زندگی  به انواع فرومایگی ها از دزدی و چپاول  گرفته تا کلاهبرداری  وجنایت  تن می دهند. ٰادعای  خانم نیکو روان اصلا صحت ندارد. ما جهت بازگشت بکار هیچ تعهدی نداده ایم. اگر تعهدی در کار بود ،کنشهای بعدی ما ،عکس این مسئله را نشان می دهد. خوب است کسانی که حالا به خارج رفته اند و دست به کیبوردشان زیاد شده است برای مطلبی که مینویسند درصدی از حقیقت را لحاظ کنند.علیرغم اینکه  قبلا ما  به اصطلاح همشهری بوده ایم ولی من خانم نیکوروان را همان ابتدا یک دو بار دیده بودم. ولی در دوران اخراج وزندان و پس ازآن، من ایشان را ندیدم.در آخر اینکه مشکل من با نوشته ایشان ،شخصی نیست . بلکه پیام بدی برای سایر کارگرانی که میخواهند از جقوقشان دفاع کنند،در بردارد وممکنست فضای رخوت الودی که اکنون هم وجود دارد را تعمیق بیشتری کند.کمااینکه برفرض محال ،تعهدی هم اگر داده باشم خجل نیستم. بسیاری از مبارزین سرشناس را درین سالها، بسیار دیده ایم که با یکی دو روز بازداشت و اندکی سختی ،مثل بلبل توی تلویزیون اعتراف  کرده اند. زندگی ما عین درد است. ما همیشه صورت مان را با سیلی سرخ نگهداشته ایم . ما مثل سوسول بچه های بورژوازی نیستیم که با اندکی سختی بریده شویم. با این حال، من ورفقایم با وجود همه مرارتها وسختیهای زندگی ،چه در دوران اخراج  از کار و زندان وچه حالا ،همچنان در دفاع از منافع ومطالبات کارگریمان ایستاده ایم.

با آرزوی سربلندی طبقه کارگر

رضارخشان

بهمن ماه/1393

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

یادداشت‌ها

حقیقت تلخ

توی جنبش کارگری ایران، ما مبارزه واقعی بنام اخص کلمه نداریم. کسانیکه دارای افق طبقاتی مشخص و معینی باشند. ثابت قدم و دارای اخلاق وپرنسیب کارگری، بلکه بیشتر آدمهایی که نگاه بجاها دیگری دارند. یا درین وادی گیر امده اند یا از این جنبش سکوی پرش ساخته اند.

ادامه مطلب...

از ژن برتر تا بابای بند باز

در وجود تو هیچ ژن خوب وخاصی وجود ندارد که هیچ، تازه از خیلی ها هم کمتری. اگر بابات پول دار است و موقعیت آن چنانی دارد، باید در هنرهای دیگری جست که بهترین هنرش، بندبازی در بین دو جریان رقیب سیاسی، یعنی اصلاح‌طلبان واصول گرایان است

ادامه مطلب...

تسلیت به کارگران، تبریک به سرمایه داران

ایجاد شغل بهانه است شغلی که در آن یک سوم حقوق ثابت به کارورز پرداخت شود وهیچ تضمینی در رابطه با کارفرما و پس از پایان دوره کارورزی وجود نداشته باشد تا فرد مذکور را جذب نماید شغل نیست، بلکه بردگی و تحقیر آدمیت است.

ادامه مطلب...

کنفرانس سالانه سازمان جهانی کار زمانی برای ارزیابی عملکرد و سنجش ادعاها

 

[این درست است‌‌که] سعیدی و من در زمان سندیکا به‌عنوان کسانی که از طرف سندیکا برای رسیدگی و اخراج فعالین کارگری از محیط کار انتخاب شدیم، اما من هیچ‌گاه به‌خودم این اجازه را ندادم که از کارگران پولی دریافت کنم و خودم کار می‌کردم و نیازی نمی‌دیدم از کارگری که بیکار شده برای بازگشت به‌کارش پول بگیرم و هیچ‌گاه ادعای حقوقی و وکالت هم نداشتم.

ادامه مطلب...

و این حکایت همچنان ادامه دارد

مشکلات کارگران شرکت نیشکر هفت تپه پایانی ندارد. این هم میوه خصوصی سازی و تحول اقتصادی که برای ما چیزی بجز، فقر وبلاتکلیفی، تهدید و اخراج دستاوردی نداشته است.

ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top