rss feed

14 شهریور 1396 | بازدید: 364

حقیقت تلخ

نوشته: رضا رخشان

توی جنبش کارگری ایران، ما مبارزه واقعی بنام اخص کلمه نداریم. کسانیکه دارای افق طبقاتی مشخص و معینی باشند. ثابت قدم و دارای اخلاق وپرنسیب کارگری، بلکه بیشتر آدمهایی که نگاه بجاها دیگری دارند. یا درین وادی گیر امده اند یا از این جنبش سکوی پرش ساخته اند.

عدم شفافیت، دروغ وتزویر، گنده شدنهای الکی، عدم انطباق گفتار وکردارو گاها فرومایگی، ادا دراوردن به اسم مبارزه، دلال صفت و منفعت طلب و چه بسیار موارد دیگر که درین جنبش طبقه کارگر به وفور دیده میشود. تا جایی که حال آدم بهم میخورد ازین بازی های خنک و بی مزه. این طوری نه سنگی بر روی سنگ قرار می گیرد ونه حتا یک میلیمتر حرکت ایجاد میشود. بیشتر مسخره کردن است البته گفتن اینها بمعنای نفی مبارزات توده کارگران در ایران برای حقوق ومطالباتشان نیست هر چند همان هم بی برنامه و پراکنده است. اما در مناسبات بین بااصطلاح فعالین کارگری، از صدر تا ذیلش اینگونه است. شما میتوانید مخالف نظر من باشید اما نگاهی به تحولات ورخدادها درین هفت هشت سال اخیر در بین فعالین کارگری، نشان دهنده انشقاق و چند دستگی، پراکندگی و کدورت بین همدیگر، کوچ، بیشتر اختیاری به خارج کشور برای جستجوی زندگی بهتر، خانه نشینی و کلا کوچک و ضعیف شدن نسبت به گذشته، دستاورد دیگری بهمراه نداشته است. می ماند یک حباب و بادکنکی که بزرگ دیده میشود اما هیچ چیزی درونش نیست. دیگر حتا از نوحه خواندن ومرثیه سرایی هم کاری ساخته نیست. گناه پیدایش چنین وضعیتی بر عهده همه ماست اول از من گرفته تا بقیه و شاید هم رفیق ناباب. همه ما به درجات مختلف درین شکست مقصریم. از نتایج این شکست، افزایش بیم و هراس از هرگونه فعالیت برحق کارگری را بهمراه داشته است. امروز من نسبت به ده سل پیش، ترسهایم بیشتر شده،تنهاتر شده ام. و این حس آسیب پذیر بودن در اعماق وجودم رخنه کرده است. البته این وضعیت فقط شامل من یکی نمیشود برای همه اینگونه است.

رضارخشان

11/6/1396

یادداشت‌ها

خانه کارگر، شما متهم هستید

این‌همه ستم و ظلم بر سر کارگران وارد ساختند، این‌همه حقوق‌های پایین‌تر از خط فقر به‌خورد کارگر دادند، این‌همه فشار و سرکوب بر تن رنجور کارگران وارد شد؛ از شلاق خوردن کارگران معدن آق‌دره گرفته تا مصیبت‌های دیگر، به‌طوری‌که از سنگ ناله‌ای برخاست و از این‌ها نه. ما شما را متهم می کنیم. شما را مسبب شکم گرسنه همه اقشار فرودست می دانیم. شما به‌همه ما کارگران خیانت کرده‌اید.

ادامه مطلب...

خطاب به نويسندگان تكذيبه اطلاعيه سنديكای هفت تپه و رسانه‌های دريافت كننده مطلب سنديكا

در تاريخ ١٨ بهمن مطلبي از طرف سنديكای هفت تپه انتشار يافت و متعاقب ان نوشته‌ای در کانال تلگرامی مجهول ألهويه با عنوان سنديكای هفت تپه، آن اطلاعيه را تكذيب كرد. ما امضا كنندگان اين نوشته از نويسندگان ان تلگرام مَی خواهیم تا در سطح عمومی نقد خودشان را به آن نوشته عنوان كنند تا سيه روی شود هر آنكه در او غش باشد.  

ادامه مطلب...

چه کسی مسبب سرنوشت تلخ مردم عفرین هست؟

میدانیم که منطقه کردستان بزرگ، احاطه در چهار کشور ایران، عراق، سوریه وترکیه است. جریانات کردی از یک قرن پیش ،مبتنی بر ناسیونالیست قوم کرد خواستار تشکیل دولتی با ماهیت خودمختاری، فدرالیسم و حتا استقلال شدهاند که علیرغم پیشرفتهایی که بدست آوردهاند اما تاکنون این هدف به دلایل زیر محقق نشده است.

ادامه مطلب...

آقای فتوره‌چی با حلوا حلوا گفتن دهن کارگر شیرین نمیشه

به‌نظر من بدون خواست مطالبات طبقاتی و تبدیل آن به‌یک خواست سیاسی برای طبقه کارگر در ایران، در هر صورتی، در هم‌چنان به‌همان پاشنه سابق می‌چرخد. با حلوا حلوا گفتن هم سفره کارگر رنگین نمی‌شود. این آقایان به‌دنبال گوشت دم توپ هستند تا با شهیدسازی و پروپاگاند رسانه‌ای به‌هدف خود برسند، بدون آن‌که نفعی به‌حال کارگر زحمتکش داشته باشد.

ادامه مطلب...

سهام عدالت یا تحقیر زحمتکشان؟

در روزهای اخیر و بعد از اعتراضات اجتماعی که به‌وقوع پیوست، شاهد پرداخت سهام عدالت از سوی دولت روحانی به‌بخش‌هایی از مردم بودیم. سقف مبلغ واریزی بیست و شش هزار و ششصد تومان بود. از سوی دیگر مشاور وزارت نفت در اظهاراتی توهین‌آمیز گفته بود که: سهام عدالت پول را بین گداها توزیع می‌کند.

ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top