rss feed

14 شهریور 1396 | بازدید: 44

حقیقت تلخ

نوشته: رضا رخشان

توی جنبش کارگری ایران، ما مبارزه واقعی بنام اخص کلمه نداریم. کسانیکه دارای افق طبقاتی مشخص و معینی باشند. ثابت قدم و دارای اخلاق وپرنسیب کارگری، بلکه بیشتر آدمهایی که نگاه بجاها دیگری دارند. یا درین وادی گیر امده اند یا از این جنبش سکوی پرش ساخته اند.

عدم شفافیت، دروغ وتزویر، گنده شدنهای الکی، عدم انطباق گفتار وکردارو گاها فرومایگی، ادا دراوردن به اسم مبارزه، دلال صفت و منفعت طلب و چه بسیار موارد دیگر که درین جنبش طبقه کارگر به وفور دیده میشود. تا جایی که حال آدم بهم میخورد ازین بازی های خنک و بی مزه. این طوری نه سنگی بر روی سنگ قرار می گیرد ونه حتا یک میلیمتر حرکت ایجاد میشود. بیشتر مسخره کردن است البته گفتن اینها بمعنای نفی مبارزات توده کارگران در ایران برای حقوق ومطالباتشان نیست هر چند همان هم بی برنامه و پراکنده است. اما در مناسبات بین بااصطلاح فعالین کارگری، از صدر تا ذیلش اینگونه است. شما میتوانید مخالف نظر من باشید اما نگاهی به تحولات ورخدادها درین هفت هشت سال اخیر در بین فعالین کارگری، نشان دهنده انشقاق و چند دستگی، پراکندگی و کدورت بین همدیگر، کوچ، بیشتر اختیاری به خارج کشور برای جستجوی زندگی بهتر، خانه نشینی و کلا کوچک و ضعیف شدن نسبت به گذشته، دستاورد دیگری بهمراه نداشته است. می ماند یک حباب و بادکنکی که بزرگ دیده میشود اما هیچ چیزی درونش نیست. دیگر حتا از نوحه خواندن ومرثیه سرایی هم کاری ساخته نیست. گناه پیدایش چنین وضعیتی بر عهده همه ماست اول از من گرفته تا بقیه و شاید هم رفیق ناباب. همه ما به درجات مختلف درین شکست مقصریم. از نتایج این شکست، افزایش بیم و هراس از هرگونه فعالیت برحق کارگری را بهمراه داشته است. امروز من نسبت به ده سل پیش، ترسهایم بیشتر شده،تنهاتر شده ام. و این حس آسیب پذیر بودن در اعماق وجودم رخنه کرده است. البته این وضعیت فقط شامل من یکی نمیشود برای همه اینگونه است.

رضارخشان

11/6/1396

یادداشت‌ها

حقیقت تلخ

توی جنبش کارگری ایران، ما مبارزه واقعی بنام اخص کلمه نداریم. کسانیکه دارای افق طبقاتی مشخص و معینی باشند. ثابت قدم و دارای اخلاق وپرنسیب کارگری، بلکه بیشتر آدمهایی که نگاه بجاها دیگری دارند. یا درین وادی گیر امده اند یا از این جنبش سکوی پرش ساخته اند.

ادامه مطلب...

از ژن برتر تا بابای بند باز

در وجود تو هیچ ژن خوب وخاصی وجود ندارد که هیچ، تازه از خیلی ها هم کمتری. اگر بابات پول دار است و موقعیت آن چنانی دارد، باید در هنرهای دیگری جست که بهترین هنرش، بندبازی در بین دو جریان رقیب سیاسی، یعنی اصلاح‌طلبان واصول گرایان است

ادامه مطلب...

تسلیت به کارگران، تبریک به سرمایه داران

ایجاد شغل بهانه است شغلی که در آن یک سوم حقوق ثابت به کارورز پرداخت شود وهیچ تضمینی در رابطه با کارفرما و پس از پایان دوره کارورزی وجود نداشته باشد تا فرد مذکور را جذب نماید شغل نیست، بلکه بردگی و تحقیر آدمیت است.

ادامه مطلب...

کنفرانس سالانه سازمان جهانی کار زمانی برای ارزیابی عملکرد و سنجش ادعاها

 

[این درست است‌‌که] سعیدی و من در زمان سندیکا به‌عنوان کسانی که از طرف سندیکا برای رسیدگی و اخراج فعالین کارگری از محیط کار انتخاب شدیم، اما من هیچ‌گاه به‌خودم این اجازه را ندادم که از کارگران پولی دریافت کنم و خودم کار می‌کردم و نیازی نمی‌دیدم از کارگری که بیکار شده برای بازگشت به‌کارش پول بگیرم و هیچ‌گاه ادعای حقوقی و وکالت هم نداشتم.

ادامه مطلب...

و این حکایت همچنان ادامه دارد

مشکلات کارگران شرکت نیشکر هفت تپه پایانی ندارد. این هم میوه خصوصی سازی و تحول اقتصادی که برای ما چیزی بجز، فقر وبلاتکلیفی، تهدید و اخراج دستاوردی نداشته است.

ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top