rss feed

18 مهر 1393 | بازدید: 2694

در کنار رود لوهان

نوشته: بابک پایور

در کنار رود لوهان

 

 

 

 

چنین می گفت یک کارگر روس
نشسته در کنار رود لوهان
تفنگش را به شانه تکیه داده
به وقت شام و ترخیص گروهان

 

سلام! ای کودک رؤیائی دون
سلام ای رود آبی رنگ و زیبا
تو ای روشنگر دلهای شبدار
سلام ای شاهد بیداری ما

 

لوگانسک! ای شهر آزاده! تو را من
به خون خویش بیدار آفریدم
چنین هر ذرۀ آزادی ات را
به رنج خویش و جان خود خریدم

 

لوگانسک! ای شهر زیبا و پراندوه
گل سرخ کنار رود پائیز
به هر کوچه حماسه آفرینی
در این بیغولۀ جنگ غم انگیز

 

تو ای ملی گرای شهر غربی
تو ای مست نژاد و ملت غرب
تو ای آتش زده بر خانۀ ما
ز میدان تا به کوچه، تا به هر درب

 

«پرو روسی» خطابم کرده ای تو
به لطف از شرم آبم کرده ای تو!
که روسم من، نه شرم اینست، لیکن
«پرو» را از کجا آورده ای تو؟!

 

تو پس حتما «پرو ایران» بخوانی
هر انسان شریف فارس دانی
همه ترک و بلوچ و کرد و لر را
یل گیلانی و مازندرانی

 

زبان من بسی روشن و گویاست
تو دیدی چهرۀ بیداری ام را
به ضرب آتش خشمی نهفته
شنیدی بانگ خود مختاری ام را

 

که من روسم و تقدیرم چنین است
و روسی بودنم «ملیت»ام نیست
اگر روسم، همان سان که لنین است
به جز فرهنگ و خط و نیتم نیست

 

اگر دادی به ما آزادی ما
دهم پاسخ چو کارنینای زیبا [1]
به بیدادم زنی با بمب و موشک
زنم آهنگ کاترینای کوچک! [2]

 


-----
[1] اشاره به داستان آنا کارنینا (لئون تولستوی)
[2] کاتیوشا (کاترینای کوچک) نام آوازی روسی است که دختری به نام کاترینا برای سرباز جوانی در هنگام عزیمت به جنگ میخواند. به خاطر این آواز مشهور، موشک اندازهای متحرک روسی نیز «کاتیوشا» یا کاترینای کوچک نامیده شده اند.

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

یادداشت‌ها

ارعاب و خشونت محصول نظام سرمایه‌داری است

ما معتقدیم کسی‌که دست به‌خشونت می‌برد، می‌ترسد. کسانی‌که در این دوره متوسل به‌اسلحه می‌شوند نه تنها مشروعیتی ندارند، بلكه مخالف آزادی و رسیدن زحمت‌كشان به‌حقوق خود [نیز] هستند. تفنگ در دستان سركوب‌گران است و زحمت‌كشان سلاح‌شان در كارهای جمعی و به‌طور مشخص اعتصاب و کارهای مدنی است. ادامه مطلب...

[پیش‌نهادی] به‌رضا رخشان:

درباره مبارزات کارگران هفت‌تپه پیش از این همه ما از لنین یاد گرفتیم که مبارزات کارگری در سه مرحله‌ی آگاهی تکوین و انکشاف می‌یابد:

ادامه مطلب...

دستمزدهای پایین‌تر از خط فقر تحقیر آدمیت است

در حالی‌که مذاکرات در کمیته‌ی دستمزد جهت تعیین میزان افزایش سالیانه حقوق کارگران، هم‌چنان ادامه دارد و هنوز توافقی هم حاصل نشده است، لازمست مطالبی را عنوان نماییم. اول این‌که، کارگران فاقد تشکل‌های مستقل کارگری هستند و قطعاً نمایندگانی که از طرف طبقه کارگر در ایران در کمیته‌ی دستمزد حضور دارند (منظور خانه کارگر و شورای اسلامی کار می‌باشد) به‌علت ساختار غیرمستقل خود به‌هیچ عنوان نماینده واقعی طبقه کارگر نیستند.

ادامه مطلب...

متأسفانه آقای ربیعی ماند

 

امروز جلسه‌ی استیضاح وزیرکار در مجلس برگذار شد که متأسفانه این استیضاح به‌جایی نرسید و سرانجام آقای ربیعی با اختلاف دو رأی هم‌چنان درین وزارتخانه ماند. وقتی عمل‌کرد پنج‌ساله‌ی آقای ربیعی را بررسی می‌کنیم، فقط می‌توانیم از کلماتی نظیر فاجعه و هولناک استفاده کنیم. مانند فاجعه کشتی سانچی و سقوط هواپیمای تهران یاسوج که هم کشتی سانچی وهم هواپیمای مسافربری جز زیرمجموعه‌های وزارت کار بودند. من نمی‌دانم درین مملکت چقدر باید ازین دست اتفاقات ناگوار بیافتد تا ببینیم مسئول مربوطه استعفا دهد ویا بر کنار گردد؟

ادامه مطلب...

فریدون نیکو‌فر ـ جهت اطلاع

باسلام و درود[*]

درخصوص انتخابات سندیکا به‌عرض می‌رساند که تنها یک مجمع در آبان ماه 87 برگزارشد که اولین مجمع سندیکا بود و در این مجمع عضوگیری اعضای سندیکا، تصویب اساسنامه و برگزاری انتخاباب انجام گرفت؛ وهمگان درجریان نتیجه‌ی آن هستند و از آن تاریخ تاکنون حتی یک نفرعضوگیری هم نشده است.

ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top