rss feed

01 بهمن 1395 | بازدید: 2187

جان باختن آتش‌نشان‌ها یک فاجعه‌ی دولتی است

نوشته: عباس فرد

فهم این واقعیت که عامل اصلی جان باختن آتش‌نشان‌ها، بی‌کاری کسانی‌که در ساختمان پلاسکو به‌نوعی شاغل بودند و نیز ازبین رفتن صدها میلیارد ثروتی که به‌زباله تبدیل شد، شهرداری به‌مثابه‌ی یک از ارگان‌های به‌اصطلاح مستقل ـ‌اما بسیار مهم‌ـ دولتی است.

 نبود حداقل قابل قبولی از ابزارها و امکانات ایمنی و اطفای حریق در خودِ ساختمان، به‌علاوه‌ی عدم تجهیز سازمان آتش‌نشانی به‌ابزارهای مناسب و نیز عدم تحرک لازم شهرداری در مقابله با بحران‌هایی از این دست، مجموعاً به‌عاملی تبدیل شدند که بیش از 50 نفر را به‌وادی مرگ فرستاد.اما حقیقتی فاجعه‌بارتر و تلخ‌تر درپسِ این واقعیت فاجعه‌بار و تلخ پنهان است: بی‌ارزشی انسان، کاهش روزافزون تبادلات انسانی، کم‌بها شدن مداوم کار (به‌مثابه‌ی ذاتِ نوعیِ انسان) که بارزترین چهره‌اش را در بی‌ارزشی روزافزون نیروی‌کار کارگران نشان می‌دهد که معنایی جز کاهش عملی دستمزد ندارد.

مبارزه برای افزایش ارزش‌ها و تبادلات انسانی مطالبه‌ای دمکراتیک و غیربورژوایی است که اولاً‌ـ در چارچوب جامعه‌ی فی‌الحال موجود ـ‌علی‌رغم همه‌‌ی محدودیت‌ها و بگیر و ببندها‌ـ غیرممکن نیست؛ و دوماً‌ـ توده‌ی بسیار وسیع‌تری از کارگران را (به‌مثابه‌ی فروشندگان نیروی‌کار و تولیدکننده ارزش اضافی) دربرمی‌گیرد. بنابراین، ضروری است‌که جان باختن آتش‌نشان‌ها را به‌سمبل مبارزه‌ی دمکراتیکِ غیربورژوایی در راستای اعتلای ارزش‌های انسانی تبدیل کنیم. این مطالبه‌‌ای است‌که در انکشاف عملی خودْ می‌تواند تامطالبه‌ی آزادی بیان و افزایش دستمزدِ متناسب با گذران زندگی گسترش یابد. چراکه همه‌ی عوامل شاکله‌ی فاجعه‌ی جان باختن آتش‌نشان‌ها ارزشمندی اشیا (به‌مثابه‌ی ثروت و سرمایه) در مقابل بی‌ارزشی انسان است که در بی‌ارزشی نیروی‌کار و دستمزد کاهش‌یابنده‌ی کارگران خودمی‌نمایند.

بنابراین، ضروری است‌که در اشکال گوناگون، در بُعد هرچه وسیع‌تر و با استفاده از همه‌ی ابزارهای متصور (اعم از فردی و گروهی و توده‌ای) روی خواست‌هایی انگشت گذاشت که پیامدهای زیر را در پی‌داشته باشد.

1ـ استعفای شهردار؛ بازداشت و محاکمه‌ی او به‌جرم شرکت در قتل آتش‌نشان‌ها.

2ـ تبدیل رسمی روزِ وقوع این فاجعه به‌روز آتش‌نشانی و ایمنی کار.

3ـ اعلام عزای عمومی و خاکسپاری قربانیان با حضور بلندپایه‌ترین مقامات مملکتی.

4ـ تأمین هزینه‌ی زندگی خانواده‌ی قربانیان به‌عنوان قهرمانان کار، در حد متوسط حقوق مهندسینی که حداقل 5 سال سابقه‌ی کار دارند.

5ـ تأمین زندگی کارگرانی که در رابطه با ساختمان پلاسکو شاغل بودند و اینک بی‌کار شده‌اند. حداقل این تأمین باید 4 میلیون تومان در ماه باشد و باید تا زمانی‌که دولت کار مناسبی برای آن‌ها پیدا نکند، ادامه داشته باشد.

6ـ تشکیل کمیسیونی از آتش‌نشان‌ها و فعالین غیردولتیِ کارگری برای بررسی استانداردهای ایمنیِ کار؛ و تحمیل نتایج به‌دست آمده به‌کارفرماهای دولتی و غیردولتی.

یادداشت‌ها

استحاله‌ی برادرزادگی به‌رفاقت!؟

پاسخی به‌نوشته‌ی رضا رخشان در فیس‌بو‌ک‌که برای ماندگاری بیش‌تر در سایت «رفاقت کارگر» منتشر می‌شود.

نوشته‌ی: عباس فرد

رضا جان، از آن‌جاکه گفتگو یا جدل علنی من و تو در صفحه‌ی فیس‌بوک تو جریان یافته ا‌ست، من هم از دوستان سایت «رفاقت کارگری» خواستم‌که نوشته‌ی تو و پاسخ من را در این سایت نیز بازنشر کنند تا ضمن دسترسی عمومی‌تر این نوشته‌ها، از ماندگاری احتمالی بیش‌تری هم برخوردار شوند. امید است‌که مخالفت شدیدی نداشته باشی. این را هم بگویم که فیس‌بوک مطلبی با این حجم را از من نمی‌پذیرد.

ادامه مطلب...

در جواب رفیق عباس فرد

[این نوشته‌ی رضا رخشان در پاسخ به‌یادداشت «رضا جان تند رفتی!»، از عباس فرد است که در فیس‌بوک منتشر شده و به‌منظور جواب متقابل در این‌جا نیز منتشر می‌شود].

ادامه مطلب...

رضا جان، تند رفتی! پاسخ به‌نوشته رضا رخشان (با عنوان از پروکاتور تا آژیتاتور که در فیس‌بوک منتشر شد)

نوشته: عباس فرد

من در تمام 55 سالگی که بی‌وقفه درگیر این‌گونه مسائل (یعنی: مسائلی مانند کتاب خواندن، فکر کردن به‌امورات اجتماعی، مبارزه‌ی کارگری، مناسبات سوسیالیستی و مانند آن) بوده‌ام، لحظه‌ای به‌اعتبار و آبرو اهمیت ندادم و از هیچ فرد و گروهی هم به‌لحاظ اجتماعی حساب نبرده‌ام. به‌بیان روشن‌تر، آن‌قدر مغرور هستم که اگر روزی قدمی را از روی ترس اجتماعی، حفظ آبرو و یا کسب اعتبار بردارم، به‌راحتی می‌توانم به‌این‌گونه زندگی به‌نحوی خاتمه بدهم. پس، برای لحظه‌ای گاز را شل کن تا من پیاده هم به‌شما که سواره‌اید، برسم.

ادامه مطلب...

از پرووکاتور تا آژیتاتور جواب رضا رخشان به‌یادداشت «چرا دایی‌مردکی می‌کنید؟» که نوشته‌ی عباس فرد است

نوشته‌ی: رضا رخشان

از پرووکاتور تا آژیتاتور در جواب به نوشته عباس فرد - چرا دایی‌مردکی می‌کنید؟ صریح، روشن و علنی حرف بزنید. رفیق عباس فرد یاداشتی برایم فرستاد و گفته چون اسم ات را آورده ام این مطلب را برایت می فرستم. البته چند وقت پیش هم یاداشتی فرستاد که می خواهم نقدت کنم و من هم استقبال کردم و گفتم اشکالی ندارد. از هر نقدی می توان چیزی آموخت.

ادامه مطلب...

چرا دایی‌مردکی می‌کنید؟ صریح، روشن و علنی حرف بزنید!

آن‌چه بیش از پدرسالاری‌های محافل کارگری یا منادیان سرنگونی بورژواپسندانه‌ی رژیمْ خشم من را برانگیخت، دفاع جناب منیری از من بود که معنا و مفهومی جز نیمه‌اشرافی، اما روستایی نداشت. این دانشجوی سابق در آلمان و عضو کنفدراسیون دانشجویانِ هم‌اینک ساکن سوئد، اما به‌لحاظ منش هم‌چنان روستایی و موژیک، در مقابل اتهام هم‌کاری من با وزارت اطلاعات رژیم جمهوری اسلامی و دلیل ابلهانه و پروغربیِ چنین اتهامی که «خط دادن» به‌رضا رخشان (از فعالین صادق سندیکای شرکت هفت‌تپه) بود، مسئله‌ی زندانی بودن من در زمان شاه را به‌دلایل سیاسی پیش کشیده بود.

ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top