rss feed

01 بهمن 1395 | بازدید: 1238

جان باختن آتش‌نشان‌ها یک فاجعه‌ی دولتی است

نوشته: عباس فرد

فهم این واقعیت که عامل اصلی جان باختن آتش‌نشان‌ها، بی‌کاری کسانی‌که در ساختمان پلاسکو به‌نوعی شاغل بودند و نیز ازبین رفتن صدها میلیارد ثروتی که به‌زباله تبدیل شد، شهرداری به‌مثابه‌ی یک از ارگان‌های به‌اصطلاح مستقل ـ‌اما بسیار مهم‌ـ دولتی است.

 نبود حداقل قابل قبولی از ابزارها و امکانات ایمنی و اطفای حریق در خودِ ساختمان، به‌علاوه‌ی عدم تجهیز سازمان آتش‌نشانی به‌ابزارهای مناسب و نیز عدم تحرک لازم شهرداری در مقابله با بحران‌هایی از این دست، مجموعاً به‌عاملی تبدیل شدند که بیش از 50 نفر را به‌وادی مرگ فرستاد.اما حقیقتی فاجعه‌بارتر و تلخ‌تر درپسِ این واقعیت فاجعه‌بار و تلخ پنهان است: بی‌ارزشی انسان، کاهش روزافزون تبادلات انسانی، کم‌بها شدن مداوم کار (به‌مثابه‌ی ذاتِ نوعیِ انسان) که بارزترین چهره‌اش را در بی‌ارزشی روزافزون نیروی‌کار کارگران نشان می‌دهد که معنایی جز کاهش عملی دستمزد ندارد.

مبارزه برای افزایش ارزش‌ها و تبادلات انسانی مطالبه‌ای دمکراتیک و غیربورژوایی است که اولاً‌ـ در چارچوب جامعه‌ی فی‌الحال موجود ـ‌علی‌رغم همه‌‌ی محدودیت‌ها و بگیر و ببندها‌ـ غیرممکن نیست؛ و دوماً‌ـ توده‌ی بسیار وسیع‌تری از کارگران را (به‌مثابه‌ی فروشندگان نیروی‌کار و تولیدکننده ارزش اضافی) دربرمی‌گیرد. بنابراین، ضروری است‌که جان باختن آتش‌نشان‌ها را به‌سمبل مبارزه‌ی دمکراتیکِ غیربورژوایی در راستای اعتلای ارزش‌های انسانی تبدیل کنیم. این مطالبه‌‌ای است‌که در انکشاف عملی خودْ می‌تواند تامطالبه‌ی آزادی بیان و افزایش دستمزدِ متناسب با گذران زندگی گسترش یابد. چراکه همه‌ی عوامل شاکله‌ی فاجعه‌ی جان باختن آتش‌نشان‌ها ارزشمندی اشیا (به‌مثابه‌ی ثروت و سرمایه) در مقابل بی‌ارزشی انسان است که در بی‌ارزشی نیروی‌کار و دستمزد کاهش‌یابنده‌ی کارگران خودمی‌نمایند.

بنابراین، ضروری است‌که در اشکال گوناگون، در بُعد هرچه وسیع‌تر و با استفاده از همه‌ی ابزارهای متصور (اعم از فردی و گروهی و توده‌ای) روی خواست‌هایی انگشت گذاشت که پیامدهای زیر را در پی‌داشته باشد.

1ـ استعفای شهردار؛ بازداشت و محاکمه‌ی او به‌جرم شرکت در قتل آتش‌نشان‌ها.

2ـ تبدیل رسمی روزِ وقوع این فاجعه به‌روز آتش‌نشانی و ایمنی کار.

3ـ اعلام عزای عمومی و خاکسپاری قربانیان با حضور بلندپایه‌ترین مقامات مملکتی.

4ـ تأمین هزینه‌ی زندگی خانواده‌ی قربانیان به‌عنوان قهرمانان کار، در حد متوسط حقوق مهندسینی که حداقل 5 سال سابقه‌ی کار دارند.

5ـ تأمین زندگی کارگرانی که در رابطه با ساختمان پلاسکو شاغل بودند و اینک بی‌کار شده‌اند. حداقل این تأمین باید 4 میلیون تومان در ماه باشد و باید تا زمانی‌که دولت کار مناسبی برای آن‌ها پیدا نکند، ادامه داشته باشد.

6ـ تشکیل کمیسیونی از آتش‌نشان‌ها و فعالین غیردولتیِ کارگری برای بررسی استانداردهای ایمنیِ کار؛ و تحمیل نتایج به‌دست آمده به‌کارفرماهای دولتی و غیردولتی.

یادداشت‌ها

[پیش‌نهادی] به‌رضا رخشان:

درباره مبارزات کارگران هفت‌تپه پیش از این همه ما از لنین یاد گرفتیم که مبارزات کارگری در سه مرحله‌ی آگاهی تکوین و انکشاف می‌یابد:

ادامه مطلب...

دستمزدهای پایین‌تر از خط فقر تحقیر آدمیت است

در حالی‌که مذاکرات در کمیته‌ی دستمزد جهت تعیین میزان افزایش سالیانه حقوق کارگران، هم‌چنان ادامه دارد و هنوز توافقی هم حاصل نشده است، لازمست مطالبی را عنوان نماییم. اول این‌که، کارگران فاقد تشکل‌های مستقل کارگری هستند و قطعاً نمایندگانی که از طرف طبقه کارگر در ایران در کمیته‌ی دستمزد حضور دارند (منظور خانه کارگر و شورای اسلامی کار می‌باشد) به‌علت ساختار غیرمستقل خود به‌هیچ عنوان نماینده واقعی طبقه کارگر نیستند.

ادامه مطلب...

متأسفانه آقای ربیعی ماند

 

امروز جلسه‌ی استیضاح وزیرکار در مجلس برگذار شد که متأسفانه این استیضاح به‌جایی نرسید و سرانجام آقای ربیعی با اختلاف دو رأی هم‌چنان درین وزارتخانه ماند. وقتی عمل‌کرد پنج‌ساله‌ی آقای ربیعی را بررسی می‌کنیم، فقط می‌توانیم از کلماتی نظیر فاجعه و هولناک استفاده کنیم. مانند فاجعه کشتی سانچی و سقوط هواپیمای تهران یاسوج که هم کشتی سانچی وهم هواپیمای مسافربری جز زیرمجموعه‌های وزارت کار بودند. من نمی‌دانم درین مملکت چقدر باید ازین دست اتفاقات ناگوار بیافتد تا ببینیم مسئول مربوطه استعفا دهد ویا بر کنار گردد؟

ادامه مطلب...

فریدون نیکو‌فر ـ جهت اطلاع

باسلام و درود[*]

درخصوص انتخابات سندیکا به‌عرض می‌رساند که تنها یک مجمع در آبان ماه 87 برگزارشد که اولین مجمع سندیکا بود و در این مجمع عضوگیری اعضای سندیکا، تصویب اساسنامه و برگزاری انتخاباب انجام گرفت؛ وهمگان درجریان نتیجه‌ی آن هستند و از آن تاریخ تاکنون حتی یک نفرعضوگیری هم نشده است.

ادامه مطلب...

سخن یک کارگر با عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی

اخیراً عباس آخوندی، وزیر راه و شهرسازی در مقاله‌ای از وضعیت هولناک جامعه‌ی ایران سخن رانده است. این‌که جامعه روبه‌زوال است، آخوندی می‌گوید:«واقعیت این است که جامعه ما در حال زوال اجتماعی است. یعنی امکان این‌که مشکلات بنیادی خود را رفع کند، ارزش افزوده ایجاد کند و امید را تزریق کند، ندارد. این یک واقعیت است که اگر آن را در لفافه بیان کنیم، راهی برای درمان آن پیدا نخواهیم کرد». پایان نقل قول.

ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top