rss feed

01 بهمن 1395 | بازدید: 3416

جان باختن آتش‌نشان‌ها یک فاجعه‌ی دولتی است

نوشته شده توسط عباس فرد

فهم این واقعیت که عامل اصلی جان باختن آتش‌نشان‌ها، بی‌کاری کسانی‌که در ساختمان پلاسکو به‌نوعی شاغل بودند و نیز ازبین رفتن صدها میلیارد ثروتی که به‌زباله تبدیل شد، شهرداری به‌مثابه‌ی یک از ارگان‌های به‌اصطلاح مستقل ـ‌اما بسیار مهم‌ـ دولتی است.

 نبود حداقل قابل قبولی از ابزارها و امکانات ایمنی و اطفای حریق در خودِ ساختمان، به‌علاوه‌ی عدم تجهیز سازمان آتش‌نشانی به‌ابزارهای مناسب و نیز عدم تحرک لازم شهرداری در مقابله با بحران‌هایی از این دست، مجموعاً به‌عاملی تبدیل شدند که بیش از 50 نفر را به‌وادی مرگ فرستاد.اما حقیقتی فاجعه‌بارتر و تلخ‌تر درپسِ این واقعیت فاجعه‌بار و تلخ پنهان است: بی‌ارزشی انسان، کاهش روزافزون تبادلات انسانی، کم‌بها شدن مداوم کار (به‌مثابه‌ی ذاتِ نوعیِ انسان) که بارزترین چهره‌اش را در بی‌ارزشی روزافزون نیروی‌کار کارگران نشان می‌دهد که معنایی جز کاهش عملی دستمزد ندارد.

مبارزه برای افزایش ارزش‌ها و تبادلات انسانی مطالبه‌ای دمکراتیک و غیربورژوایی است که اولاً‌ـ در چارچوب جامعه‌ی فی‌الحال موجود ـ‌علی‌رغم همه‌‌ی محدودیت‌ها و بگیر و ببندها‌ـ غیرممکن نیست؛ و دوماً‌ـ توده‌ی بسیار وسیع‌تری از کارگران را (به‌مثابه‌ی فروشندگان نیروی‌کار و تولیدکننده ارزش اضافی) دربرمی‌گیرد. بنابراین، ضروری است‌که جان باختن آتش‌نشان‌ها را به‌سمبل مبارزه‌ی دمکراتیکِ غیربورژوایی در راستای اعتلای ارزش‌های انسانی تبدیل کنیم. این مطالبه‌‌ای است‌که در انکشاف عملی خودْ می‌تواند تامطالبه‌ی آزادی بیان و افزایش دستمزدِ متناسب با گذران زندگی گسترش یابد. چراکه همه‌ی عوامل شاکله‌ی فاجعه‌ی جان باختن آتش‌نشان‌ها ارزشمندی اشیا (به‌مثابه‌ی ثروت و سرمایه) در مقابل بی‌ارزشی انسان است که در بی‌ارزشی نیروی‌کار و دستمزد کاهش‌یابنده‌ی کارگران خودمی‌نمایند.

بنابراین، ضروری است‌که در اشکال گوناگون، در بُعد هرچه وسیع‌تر و با استفاده از همه‌ی ابزارهای متصور (اعم از فردی و گروهی و توده‌ای) روی خواست‌هایی انگشت گذاشت که پیامدهای زیر را در پی‌داشته باشد.

1ـ استعفای شهردار؛ بازداشت و محاکمه‌ی او به‌جرم شرکت در قتل آتش‌نشان‌ها.

2ـ تبدیل رسمی روزِ وقوع این فاجعه به‌روز آتش‌نشانی و ایمنی کار.

3ـ اعلام عزای عمومی و خاکسپاری قربانیان با حضور بلندپایه‌ترین مقامات مملکتی.

4ـ تأمین هزینه‌ی زندگی خانواده‌ی قربانیان به‌عنوان قهرمانان کار، در حد متوسط حقوق مهندسینی که حداقل 5 سال سابقه‌ی کار دارند.

5ـ تأمین زندگی کارگرانی که در رابطه با ساختمان پلاسکو شاغل بودند و اینک بی‌کار شده‌اند. حداقل این تأمین باید 4 میلیون تومان در ماه باشد و باید تا زمانی‌که دولت کار مناسبی برای آن‌ها پیدا نکند، ادامه داشته باشد.

6ـ تشکیل کمیسیونی از آتش‌نشان‌ها و فعالین غیردولتیِ کارگری برای بررسی استانداردهای ایمنیِ کار؛ و تحمیل نتایج به‌دست آمده به‌کارفرماهای دولتی و غیردولتی.

یادداشت‌ها

نامه‌ی سرگشاده‌ی دانشگاهیان هلند به‌رؤسای آموزش عالی

به‌مدیران تمامی مؤسسات آموزش عالی در هلند:

ما کارکنان، پژوهشگران و فارغ‌التحصیلان کالج‌ها، دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی سراسر هلند، این نامه‌ی سرگشاده را برای شما می‌نویسیم تا شما به‌رعایت موارد زیر فرابخوانیم:

الف) به‌رسمیت شناختن نسل‌کشی مداوم مردم فلسطین و پایبندی به‌مسئولیت اخلاقی ناشی از آن، [که چیزی جز] قطع رابطه با همه‌ی مؤسسات، پروژه‌ها و شرکت‌هایی است که به‌نوعی با این نسل‌کشی همکاری می‌کنند.

ب) تلاش برای پایان دادن به‌خشونت پلیس در محوطه‌های دانشگاهی هلند.

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست ـ قسمت چهل‌وپنجم

چند پاراگرافِ آخر از قسمت چهل‌وچهارم

وضعیت بیرون آمدن من هم با همین ترتیب بود.  اسمم را که صدا زدند به سمت در رفتم. در که باز شد گویی به مسیلی رانده شده باشم به سمت بالا سوق یافتم و با فاصله کمی بردوش این و آن قرار گرفتم . مردم شعار می دادند و بر زندانی سیاسی درود می فرستادند. و زندانیان نیز شعار می دادیم و به «خلق قهرمان» درود می فرستادیم. فاصله عرض میدان که چند ده قدمی بیش نبود به کندی می گذشت. وقتی از میان جمعیت قدم به قدم می گذشتیم با دست دادن بسیاری در نزدیکی خود مواجه می شدیم. مهر و عطوفتی در که پاداش قهری بود نسبت به دستگاهی که این بند را زاده بود داشتیم و اینک این بند گسسته بود.

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست ـ قسمت چهل‌وچهارم

 

چند پاراگرافِ آخر از قسمت چهل‌وسوم

در یک برنامه تلویزیونی طراحی شده (آنطور که در روزنامه های آن دوران ضبط است 342 نفر) را بطور نشسته در یک سالنی به نمایش گذاشتند. یکنفر بیانیه ای را از روی کاغذی (چنانکه بیاد می آورم منوچهر مقدم سلیمی)خواند و اعلام «برائت» از گذشته و «سپاس از مراحم مولوکانه» در بخشودگی «جرایم» و پیشینه شان را اشاره کرد و در پایان یک صدای ضبط شده ای بروی تصویر می آمد که گویا این عده دارند میگویند «سپاس آریا مهرا».

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست ـ قسمت چهل‌وسوم

چند پاراگرافِ آخر از قسمت چهلم‌ودوم

ساواک برای پائین نگهداشتن آمار زندانی ها ما را به زندان عادی فرستاده بود. صلیب سرخ از طرقی پیگیر شده بود. برای همین دوباره مارا بزندان عمومی (شماره یک) برگرداند. در بار دوم بازدید صلیب سرخ در بند شش زندان شماره یک قصر بودم.

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست ـ قسمت چهل‌ودوم

چند پاراگرافِ آخر از قسمت چهل و یکم

درزمان نسبتا طولانی که در این بند بودم چند بار رسولی سر بازجویی که گویا ریاست بر زندانیان و نظارت بر امور و کنش هایشان را به او سپرده بودند به بازدید از بندها آمد. همه را در راهرو به صف می کردند و او در برابر برخی می ایستاد و لوقوضی می گفت و تحدیدی می کرد. فضای آن روزها بشدت متاثر از کشتارها بود و عموما کسی با او بنرمی برخورد نمی نداشت.

ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* کتاب و داستان کوتاه:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top