rss feed

03 بهمن 1395 | بازدید: 2078

جهان با سرعت به راست میتازد

نوشته: رضا رخشان

در دو سه ساله اخیر در سطح مناسبات جهانی شاهد رخدادهایی هستیم که بر خلاف حرکت سرمایه جهانی که مبتنی بر مولفه هایی نظیر جهانی شدن و تجارت جهانی و غیره است اینبار این حرکت از جنس دیگریست و در آن میتوان اتحاد طبقات مختلف همراه با منافع متضاد را ملاحظه کرد. 

این راست روی نه به سمت امپریالیسم سرمایه داری که نمود آن با جهانی شدن اقتصادو غیره است بلکه درین حرکت نوین، از یک سو شاهد رشد ناسیونالیسم ملی در این کشورها هستیم که اساس آن مخالفت با رشد سریع پناهجویان که معتقدند این رخداد میتواند کیان تاریخی ،فرهنگی این کشورها را به مخاطره اندازد و از سوی دیگر، طبقه کارگر هم علاوه بر مخالفت با جهانی شدن اقتصاد، مسئله پناهجویان را از جنبه شغلی برای خود زیان بار می داند. بطوریکه اگر این حرکت جدید را در عرصه مناسبات سرمایه داری در غرب دنبال کنیم یعنی از دوسال پیش بدین سو که احزاب راست افراطی در پارلمان اروپا اکثریت را بدست آوردند و همچنین نتیجه همه پرسی در بریتانیا که رای به خروج از اتحادیه اروپا را داد این اتحاد بین ناسیونالیسم رادیکال ملی با بخش مهمی از طبقه کارگر در آن به وضوح ملاحظه می گردد.هر چند این اشتراک مساعی با اهداف ومنافع مختلف و متضادی همراه بوده است.با این حال، ملی گریان بریتانیایی از سیاستهای مهاجرتی اتحادیه اروپا در خشم بودند و این سیاستها را زیان بار می دانستند .طبقه کارگر هم ازینکه فرصتهای شغلی در اختیار نیروی کار ارزان قیمت از کشورهای اروپای شرقی قرار می گیرد ناراحت بودند. وتداوم این شرایط را موجب بیکاری و فقر بیشتر برای خود می دانستند.با این همه ،اوج این پارادوکس در انتخابات ریاست جمهوری امریکا هم اتفاق افتاد. یعنی درین انتخابات هم ،میتوان اتحاد بین ملی گرایان با طبقه کارگررا دید .مخالفت با جهانی شدن، جلوگیری از ورود پناهجویان،کالای امریکایی ،نیروی کار آمریکایی ،مخالفت جدی با انتقال کارخانجات به خارج ازخاک امریکا ،بازهمین عناصر مشاهده میشود.

در هر صورت در تحلیل اوضاع سرمایه داری جهانی ،شرایط به وجود آمده نوعی ترمز محسوب میشود.شاید سوپرایز بعدی انتخابات فرانسه و پیروزی ماریا لوپن باشد. با این همه اتحاد ناسیونالیسم افراطی با طبقه کارگر در غرب ،پدیده بغرنجیست که به هر دلیلی که اتفاق افتاده باشد نشان دهنده ضعف و شکست جنبش چپ در جهان است.طبقه کارگر در چنان حالت ضعف و یاس و ناامیدی قرار گرفته است که این چنین ، به ناسیونالیستهای افراطی سرمایه دار دل بسته است. که واقعا تاسف بار است.اما در تحلیل کلی بنظر من اوضاع جدید ،بسمت بحرانها و تضادهای بیشتر در سطح جهان پیش میرود.

رضارخشان

2/11/1395

یادداشت‌ها

استحاله‌ی برادرزادگی به‌رفاقت!؟

پاسخی به‌نوشته‌ی رضا رخشان در فیس‌بو‌ک‌که برای ماندگاری بیش‌تر در سایت «رفاقت کارگر» منتشر می‌شود.

نوشته‌ی: عباس فرد

رضا جان، از آن‌جاکه گفتگو یا جدل علنی من و تو در صفحه‌ی فیس‌بوک تو جریان یافته ا‌ست، من هم از دوستان سایت «رفاقت کارگری» خواستم‌که نوشته‌ی تو و پاسخ من را در این سایت نیز بازنشر کنند تا ضمن دسترسی عمومی‌تر این نوشته‌ها، از ماندگاری احتمالی بیش‌تری هم برخوردار شوند. امید است‌که مخالفت شدیدی نداشته باشی. این را هم بگویم که فیس‌بوک مطلبی با این حجم را از من نمی‌پذیرد.

ادامه مطلب...

در جواب رفیق عباس فرد

[این نوشته‌ی رضا رخشان در پاسخ به‌یادداشت «رضا جان تند رفتی!»، از عباس فرد است که در فیس‌بوک منتشر شده و به‌منظور جواب متقابل در این‌جا نیز منتشر می‌شود].

ادامه مطلب...

رضا جان، تند رفتی! پاسخ به‌نوشته رضا رخشان (با عنوان از پروکاتور تا آژیتاتور که در فیس‌بوک منتشر شد)

نوشته: عباس فرد

من در تمام 55 سالگی که بی‌وقفه درگیر این‌گونه مسائل (یعنی: مسائلی مانند کتاب خواندن، فکر کردن به‌امورات اجتماعی، مبارزه‌ی کارگری، مناسبات سوسیالیستی و مانند آن) بوده‌ام، لحظه‌ای به‌اعتبار و آبرو اهمیت ندادم و از هیچ فرد و گروهی هم به‌لحاظ اجتماعی حساب نبرده‌ام. به‌بیان روشن‌تر، آن‌قدر مغرور هستم که اگر روزی قدمی را از روی ترس اجتماعی، حفظ آبرو و یا کسب اعتبار بردارم، به‌راحتی می‌توانم به‌این‌گونه زندگی به‌نحوی خاتمه بدهم. پس، برای لحظه‌ای گاز را شل کن تا من پیاده هم به‌شما که سواره‌اید، برسم.

ادامه مطلب...

از پرووکاتور تا آژیتاتور جواب رضا رخشان به‌یادداشت «چرا دایی‌مردکی می‌کنید؟» که نوشته‌ی عباس فرد است

نوشته‌ی: رضا رخشان

از پرووکاتور تا آژیتاتور در جواب به نوشته عباس فرد - چرا دایی‌مردکی می‌کنید؟ صریح، روشن و علنی حرف بزنید. رفیق عباس فرد یاداشتی برایم فرستاد و گفته چون اسم ات را آورده ام این مطلب را برایت می فرستم. البته چند وقت پیش هم یاداشتی فرستاد که می خواهم نقدت کنم و من هم استقبال کردم و گفتم اشکالی ندارد. از هر نقدی می توان چیزی آموخت.

ادامه مطلب...

چرا دایی‌مردکی می‌کنید؟ صریح، روشن و علنی حرف بزنید!

آن‌چه بیش از پدرسالاری‌های محافل کارگری یا منادیان سرنگونی بورژواپسندانه‌ی رژیمْ خشم من را برانگیخت، دفاع جناب منیری از من بود که معنا و مفهومی جز نیمه‌اشرافی، اما روستایی نداشت. این دانشجوی سابق در آلمان و عضو کنفدراسیون دانشجویانِ هم‌اینک ساکن سوئد، اما به‌لحاظ منش هم‌چنان روستایی و موژیک، در مقابل اتهام هم‌کاری من با وزارت اطلاعات رژیم جمهوری اسلامی و دلیل ابلهانه و پروغربیِ چنین اتهامی که «خط دادن» به‌رضا رخشان (از فعالین صادق سندیکای شرکت هفت‌تپه) بود، مسئله‌ی زندانی بودن من در زمان شاه را به‌دلایل سیاسی پیش کشیده بود.

ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top