rss feed

06 دی 1396 | بازدید: 393

فرصت طلبی های آزار دهنده

نوشته: رضا رخشان

توی نوجوانی یکی از فیلم‌های مورد علاقه‌ام، فیلم خانواده پوآسونار بود با بازی درخشان روژه انن، که به‌نظرم یکی از شاهکارهای سینمایی بود. مضمون اصلی فیلم در مورد مشکلات معیشتی مردم فرانسه در جنگ جهانی دوم بود که در دوران جنگ عده‌ای از همین فرانسوی‌ها، مانند خانواده پوآسونار، فرصت‌طلبانه و با احتکار مواد غذایی مردم، صاحب ثروت زیادی شدند. یک روز برای دیدار با مارشال پتن، سبد تخم مرغ می‌بردند همکاری نزدیکی با نازی‌ها می‌کردند؛ اما روزی دیگر، زمانی‌که ورق برگشت یا به‌قول عوام پای چراغ تاریک شد، انقلابی و مبارز دوآتشه برعلیه نازی‌ها شدند. حکایت خیلی از افراد دور و برمان، امروز این‌گونه است. به‌قول معروف هم از توبره می‌خورند هم از آخور. مثلاً در همین هفت‌تپه، عده‌ای از همین کارگران و پرسنل شرکت، تا دیروز یاروغار قائم‌مقام شرکت بودند. به‌طوری‌که خط و خطوط فکری بهش می‌دادند که چطور کارگران را در مشت بگیرد و تحت کنترل داشته باشد. رفاقت‌های آنچنانی و مهمانی‌های صمیمانه از نمونه‌های این نزدیکی بود. اما امروز که ورق برگشته است این فرصت‌طلبان آنچنان رادیکال و ضدافشار شده‌اند که بیا و ببین. هر کسی نداد فکر می‌کند که راست می‌گویند. شعارهای رادیکال و تندوتیز می‌دهند و کسی نمی‌تواند مهارشان کند. با چرخش روزگار، دوباره از سر کول هم بالا می روند. دوباره نزد کارگر چند تا شعار تند برعلیه کارفرما می‌دهند تا با جلب اعتماد کارگران نگونبخت و در ظاهر به‌عنوان نماینده کارگر، اما به‌واقع برای نزدیکی با مدیریت جدید به‌جهت رسیدن به‌منافع شخصی، این بازی‌های خنک و بی‌مزه انجام می‌گیرد. به‌طوری‌که حال آدم ازین بی‌پرنسیبی و بی‌اخلاقی بهم می‌خورد. متأسفانه حتا این بی‌اخلاقی‌ها و بی‌پرنسیپی‌های حال‌بهم‌زن، در سطح جامعه هم فراوان است. درست است که این ناهنجاری‌های شخصیتی محصول مناسبات سرمایه‌داریست. این مناسبات ظالمانه و غیرانسانی بوده است که موجب می‌شود که انسان‌ها به‌جهت کاستن از دشواری‌های زندگی‌شان این‌چنین تن به‌حقارت بدهند. خب این استدلال درستیست. اما در شرایط برابر، چرا یکی تن به این فرومایگی می‌دهد و دیگری نه؟ قطعاً زمینه‌های شخصیتی دراین جور ضداخلاقیات مؤثر است. یادم میاد سال 87 و در مجمع عمومی سندیکا، من‌که عضو جدید و از بخش کشاورزی بودم برخی به‌گمان این‌که گویا بخوربخوری در پیش دارند بسیار فعال و اکتیو بودند از حضور من ناراحت بودند. به‌طوری‌که یکی از کسانی‌که کاندید شده بود بیش از صد رأی مرا در صندوقی که مسئول شمارش آن بود خراب کرده بود تا خودش به‌عضویت هیئت مدیره انتخاب شود هرچند اون فرد انتخاب نشد، اما زمانی‌که بگیروببند آغاز شد و زمان تاوان دادن از راه رسید واقعا نمی‌دانم طرف کجا رفت، دیگر نه حرفی از او شنیدم و نه خبری. ازین جور مثال‌ها در اطراف ما و در کشور ایران فراوان است. در زمینه فرصت‌طلبی و بی‌اخلاقی، در ادبیات فارسی ماشالله چقدر واژه رنگارنگ و زیاد داریم. از خایه مال، بادمجان دور قاپ‌چینان تا مگسان دور شیرینی و غیره. بعد از خصوصی‌سازی نیشکر هفت‌تپه، گویی اخلاقیات هم به‌عاریت رفت. آدم فروشی، جاسوسی کارگر بر ضد کارگر و به‌نفع کارفرما، از نمونه‌های این سقوط بود. کافی بود کارگری در حین کار، دچار اشتباهی شود. بلافاصله با استفاده از فضای مجازی، عکس و فیلم آن کارگر نگونبخت را برای کارفرما ارسال می‌کردند. چقدر آن بیچاره را اذیت می‌کردند. این وضعیتیست که متأسفانه در اطراف ما به‌کرات و مرات تکرار می‌شود. به‌نظر من زندگی ارزش این بازی‌های حقارت‌آمیز را ندارد. مردن، هزاران برابر بهتر ازین سمندربازی‌هاست.

با آرزوی چیرگی اخلاق و انسانیت در زندگی انسان‌ها

رضارخشان

2/10/1396

یادداشت‌ها

[پیش‌نهادی] به‌رضا رخشان:

درباره مبارزات کارگران هفت‌تپه پیش از این همه ما از لنین یاد گرفتیم که مبارزات کارگری در سه مرحله‌ی آگاهی تکوین و انکشاف می‌یابد:

ادامه مطلب...

دستمزدهای پایین‌تر از خط فقر تحقیر آدمیت است

در حالی‌که مذاکرات در کمیته‌ی دستمزد جهت تعیین میزان افزایش سالیانه حقوق کارگران، هم‌چنان ادامه دارد و هنوز توافقی هم حاصل نشده است، لازمست مطالبی را عنوان نماییم. اول این‌که، کارگران فاقد تشکل‌های مستقل کارگری هستند و قطعاً نمایندگانی که از طرف طبقه کارگر در ایران در کمیته‌ی دستمزد حضور دارند (منظور خانه کارگر و شورای اسلامی کار می‌باشد) به‌علت ساختار غیرمستقل خود به‌هیچ عنوان نماینده واقعی طبقه کارگر نیستند.

ادامه مطلب...

متأسفانه آقای ربیعی ماند

 

امروز جلسه‌ی استیضاح وزیرکار در مجلس برگذار شد که متأسفانه این استیضاح به‌جایی نرسید و سرانجام آقای ربیعی با اختلاف دو رأی هم‌چنان درین وزارتخانه ماند. وقتی عمل‌کرد پنج‌ساله‌ی آقای ربیعی را بررسی می‌کنیم، فقط می‌توانیم از کلماتی نظیر فاجعه و هولناک استفاده کنیم. مانند فاجعه کشتی سانچی و سقوط هواپیمای تهران یاسوج که هم کشتی سانچی وهم هواپیمای مسافربری جز زیرمجموعه‌های وزارت کار بودند. من نمی‌دانم درین مملکت چقدر باید ازین دست اتفاقات ناگوار بیافتد تا ببینیم مسئول مربوطه استعفا دهد ویا بر کنار گردد؟

ادامه مطلب...

فریدون نیکو‌فر ـ جهت اطلاع

باسلام و درود[*]

درخصوص انتخابات سندیکا به‌عرض می‌رساند که تنها یک مجمع در آبان ماه 87 برگزارشد که اولین مجمع سندیکا بود و در این مجمع عضوگیری اعضای سندیکا، تصویب اساسنامه و برگزاری انتخاباب انجام گرفت؛ وهمگان درجریان نتیجه‌ی آن هستند و از آن تاریخ تاکنون حتی یک نفرعضوگیری هم نشده است.

ادامه مطلب...

سخن یک کارگر با عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی

اخیراً عباس آخوندی، وزیر راه و شهرسازی در مقاله‌ای از وضعیت هولناک جامعه‌ی ایران سخن رانده است. این‌که جامعه روبه‌زوال است، آخوندی می‌گوید:«واقعیت این است که جامعه ما در حال زوال اجتماعی است. یعنی امکان این‌که مشکلات بنیادی خود را رفع کند، ارزش افزوده ایجاد کند و امید را تزریق کند، ندارد. این یک واقعیت است که اگر آن را در لفافه بیان کنیم، راهی برای درمان آن پیدا نخواهیم کرد». پایان نقل قول.

ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top