[پیشنهادی] بهرضا رخشان:
درباره مبارزات کارگران هفتتپه پیش از این همه ما از لنین یاد گرفتیم که مبارزات کارگری در سه مرحلهی آگاهی تکوین و انکشاف مییابد:
1ـ خودانگیخته و اقتصادی؛ 2ـ سوسیال دموکراتیک؛ 3ـ سوسیالیستی.
این مراحل را با تئوری کاملاً غلط و غیردیالکتیکی «انقلاب مرحلهای» یکسان نیست، بلکه نمودِ سه سطح متفاوت و متعین از آگاهی کارگران است که گذار از هرکدام بهدیگری، روندی خطی و لحظهای ندارد؛ و یک پروسهی پیچیدهی پرنوسان را طی میکند. این مقدمه را گفتم تا بدانیم دعوا در هفتتپه بر سر چیست؟
دیرگاهی است که کارگران ایران فهمیدهاند که مبارزهی صنفی برای حقوق روزمره در کشورشان دیگر کاملا سیاسی است، لذا حتی کارگران سنتی و مذهبی در مناطق دورافتادهی کشور که نگاهی انعطافپذیر در برابر نظم سیاسی موجود دارند -از آنجا که میدانند اعتراضشان مازادهای سیاسی دارد- عکس رهبران فعلی و قبلی نظام را با خود حمل میکنند.
امروزه دیگر سطح مبارزات [کارگری] بهحدی رسیده که مانند گذشته نمیتوان پذیرفت که آگاهی طبقه کارگر در سطح مبارزهی خودانگیخته مانده است و گویی در عین ناباوری و برخلافآمد تحولات تاریخی متعارف جهان، طبقه کارگر ایران بدون دخالت احزاب و با کمال تعجب در فقدان سازمانهای سیاسی خویش، توانسته بهسطحی برسد که کاملاً برای تحقق عملی آگاهی سوسیال دموکراتیک خویش آماده است. کمابیش مدتی است همه فهمیدهاند که هر مبارزهی صنفی خاص (از دانشجویان، خبرنگاران، معلمان و تکنسینها تا کارگران و نویسندگان) اساساً سیاسی شده و از اول هم سیاسی بوده است! لذا اینکه برخی جریانات مدعی میشوند که: «مبارزات صنفی را باید سیاسی کرد» یا اینکه برخی میگویند: «مبارزات صنفی را نباید سیاسی کرد» نشان میدهد که دقیقاً هر دو خط بهدر و دیوار میزنند و احتمالاً چند جای کارشان بهلحاظ نظری و عملی، و حتی [از جنبهی] هستی اجتماعی لنگ میزند!
رضا رخشان از فعالان این بخش -که همکاران سابق من در واحد کارگری ایلنا تقریباً تنها او را بهعنوان نماینده کارگران هفتتپه میشناختند و اغلب مصاحبهها و اطلاعات برای گزارش را از او میگرفتیم- این روزها دغدغهی بهجایی دارد. او دلنگران این است که برخی جریانات سیاسی خاص که خیلی هم دغدغهی معیشت کارگری ندارند و صفر تا صد مسئله روزمرهشان «تسخیر قدرت سیاسی» است، از این مجموعه سوءِاستفاده کرده و با اقدامات رادیکال مثل تسخیر کارخانه، نابودی بخشی از تجهیزات شرکت و اقداماتی از این دست، نیتهای خود را پیش ببرند و در چهارچوب سیاستهای سولیداریتیسنتر و چپ پروغرب، تاریخِ اقداماتِ جنبشِ سولیداریتی در لهستان را زنده کنند. امواج پرقدرت تریبونالهای امپریالیستی و شبه حقوق بشری دربارهی اخبار سیاسی ایران و همینطور آرایشهای منطقه و ارعاب مردم و طبقه کارگر از برخی اخبار، حاکی از جدی بودن این مسئله است. اگر کارگران هفتتپه موفق بهکسب امتیازاتی برای زندگی بهتر نشوند، بیم آن میرود که سرخورده شده و دیگر حتی برای پایهایترین حقوق خویش نیز در سطح خودانگیخته هم بهمبارزه نپردازند. تمام بیمهای رخشان درست است، اما این فعال کارگری که چند وقتی است بهکارگران هفت تپه «کارکنان!» میگوید، راه مناسبی در جهت برخورد با این مسائل اتخاذ نکرده است. او مدام از این میگوید که سندیکای هفتتپه و مبارزات کارگران درحال مصادره شدن است. اینک هر عقل سلیمی میداند که نباید جدال بین اسماعیل بخشی و رضا رخشان تبدیل بهمحل تسویه حساب جریانات سیاسیای باشد که خود را پشت ایندو نشان میدهند و میخواهند با قایم شدن پشت این دو یکدیگر را بزنند. رضا رخشان مدام مانند برخی مسئولان دانشگاهی سابق ما که تجمعات دانشجویان را بهبیرون نسبت میدادند، از این میگوید که برخی از بیرون بهسندیکا فشار میآورند و برخی از افراد که کارگر نیشکر هفتتپه نیستند، از بیرون در تجمعات دخالتگری میکنند. کاری بهاین ندارم که از فردا منِ غیرِ کارگر که دوست دارم روزی در یک تجمع فراگیر بههمطبقهایها و هممنفعتیهایم کمک کنم، باید از حرف رخشان بترسم و قصد هوچیگری بهروش برخی جریانات سیاسی را هم ندارم که بگویم این حرف نادرست، مصداق دادن «گرای امنیتی» است؛ اما اگر از بیرون خط ناصحیحی چه از جانب نیروهای وابسته بهدولت و چه از جانب نیروهای سیاسی غیرخیرخواه و بیمسئولیت وارد و موفق شده تا بخش قابل اعتنایی از کارگران را متقاعد کند که واحدها را اشغال و بهاموال شرکت آسیب برسانند، ایراد از خود شماست!شما که مدام برای ما غیرکارگران ـکه فیسبوک و فیلترشکن برای مطالعه سایتهای فیلتر شده داریم و برخلاف بسیاری از کارگران غیرسیاسی حوصلهی خواندن مطالب نسبتاً بلند را داریم- زحمت کشیده و مطلب مینویسید، و جواب فعالان کارگری خارج استان خوزستان را میدهید، همین وقت را برای اقناع همکاران خودتان بگذارید! چرا نمیتوانید همکاران خود را قانع کنید که اشغال کارخانجات، ماشینشکنیها، تخریبها، شعارهای سیاسی رادیکال -که با همراهی بخش قابل اعتنایی از کارگران همراه میشود- همه و همه، منتج بهنتیجه نمیشود و برای آنها نان و آب نخواهد شد؟ چرا اگر راهی بهتر از اشغال کارخانه و سیاسی کردن کنش کارگری دارید، پیش پای آنها نمیگذارید؟ اگر بهشما با هوچیگری فحش میدهند، چرا در این مدت جمعی نداشتید و نساختید که با آگاهی از منافع واقعی کارگران این مجموعه، درمقابل هوچیگریها آژیتاسیون کند؟ فرض کنید فردا اکثریت کارگران شرکت اعلام کردند که علاوه بر اشغال کارخانه و علاوه بر بستن جاده و سردادن شعارهای سیاسی، میخواهند حتی یک سازمان سیاسی نیز درست کرده و یا عضو یک حزب سیاسی خاص (که احتمالاً شما نمیپسندید!) شوند، حال تکلیف چیست؟ راهحل ادامه افشاگری در ملاءِ عام و مخاطب قراردادن فعالان سیاسی غیرکارگر و فعالان کارگری غیرمرتبط و همچینین حاکمیت و دستگاه دولتی است؟ من بهعنوان فردی کوچک که تنها پیگیر این مسائل است و مدتی در رسانههای «قانونی(!)» مختلف اعم از تخصصی و غیرتخصصی پیگیر اخبار و گزارشات مربوط بهکارگران بودم، تنها در این حد پیشنهاد (اگر بشود اسمش را پیشنهاد گذاشت) میدهم که چون دغدغههای مشترک داریم و افق و آرزوهای خود را با شما همجهت میبینم، کمی بهاین وضعیت از زوایای دیگر هم بیندیشیم و ببینیم که آیا واقعاً تضاد بر سر کنش «قانونی» یا «غیرقانونی» و این دوگانهی مضحک است، یا دعوا برسر چیزهای جدیتری است؟ و آیا کارهایی باید بکنید که نکردید؟
همه این را میدانیم که کنش کارگری مانند هر فضای کنشگری دیگری، لاشخورهایی دارد که از اخبار تا تحرکات ناشی از آن فضاها را اسبابی برای تهیه خوراکِ قدرت، ثروت، هویت و حمایت خویش میکنند؛ اما با انتشار صداهای متفاوت از سندیکای هفتتپه و کارگران آن مناطق، نه جلوی فرصتطلبان گرفته میشود و نه خط شما تقویت میشود و نه دست دستگاه دولتی برای برخوردهای امنیتیتر با استناد بهبرخی مطالب شما بستهتر میشود!
[آقای رخشان]من از برخی یادداشتهای شما این بو را استشمام میکنم که گویی یک فعال کارگری با سابقه و جدی، در برابر من و بسیاری دیگر از پیگیران ماجرا حضور دارد که قافیه مبارزهی دموکراتیک در حوزه عملیاتی خویش را بهاپورتونیسم راست و چپ باخته و حالا بهروشی غیراصولی درجایی که ربطی بهکارگران ندارد (بخش معین و خاص و نخبگانی فضای مجازی) پنجه در پای و ناخن واقعیتِ کثیفِ موجود میکشد.
پایدار و پیروز باشید رضا اسدآبادی
مؤخره: این متن در ابتدا بهشکل پراکنده در کامنتها و دیالوگ با آقای رخشان و دوستانشان مطرح شد و سپس بهشکل کاملتر و منسجمتر روی صفحهی شخصی رضا رخشان قرار داده شد تا مخاطب بیشتر شخص ایشان و دوستانشان باشد. اما از آنجا که ایشان اقدام بهپاک کردن متن نمود، تصمیم براین شد که متن بهشکل علنیتر منتشر شود.
15فروردین 97
یادداشتها
خاطرات یک دوست ـ قسمت چهلمویکم
چند پاراگرافِ آخر از قسمت چهلم
نزدیک به چهار سال آشنایی و دوستی های مان بعنوان هم زندانی از عشرت آباد تا بندهای چهار و پنج و شش زندان شماره یک قصر، گستره متنوعی از تجارب را با هم داشتیم. بدون آنکه اختلافات مان در درک و چند و چون مبارزات را در یک کلاسور مشترک ریخته باشیم، اما همواره حسی مثبت و دوستانه را بین مان برقرار کرده بودیم.
ادامه مطلب...خاطرات یک دوست ـ قسمت چهلم
چند پاراگرافِ آخر از قسمت سیونهم
زندان شماره یک قصر سال های 53-54 را در دو مسیر موازی می توانم تصویر کنم؛ یکی تلاشی که می کوشید بهر صورتی شده یک گذشته «شکسته-بسته»از تشکیلات درون زندان را«احیا» کرده و بازسازی کند. بدون آنکه به لحاظ فکری بار تازه ای داشته باشد یا به مسائل تازه طرح شده در جنبش پاسخی روشن و کارآمد بدهد. این بیشتر بیک فرمالیسم «تشکیلاتی»می مانست تا یک جریان با درون مایه ای از اندیشه، نقد، و خلاصه درس گرفتن از ضعف و قوت های جریانات طی شده. همه ی آنهایی که به نوعی هویت طلبی تشکیلاتی مبتلا شده بودند و انقلاب را نه فرآیندی استعلایی نمی دیدند بلکه؛ مسیری تعریف شده یکبار برای همیشه می پنداشتند.
ادامه مطلب...خاطرات یک دوست ـ قسمت سی ونهم
چند پاراگرافِ آخر از قسمت سیوهشتم
در جستجوگری و صحبت با افراد بندهای چهارو پنجو شش تا زمانیکه یکیدو ماه اول در راهرو بند چهار بودم و بعد به یکی از اتاقهای بند پنج منتقل شدم. در ظهرهای چند روز متوالی که فرصتی بعداز غذا داشتیم و میشد وقت صحبت کردن داشت، مسعود رجوی با من وقت گذاشت و مفصل از وقایع و تحلیل ها و اشتراک مواضع و رویدادهای منتهی به سرکوب پلیس و موضع شخصی خودش صحبت کرد. میزان علاقه اش به تفصیل این موضوع برایم جای شگفتی داشت. او در جاهایی شروع به انتقاد از خودش بعنوان «رهبری» جریان کرد. گفته های او بیشتر از هر چیزی مرا دچار شگفتی می کرد و درک و جذب مطالبش را برایم سخت می کرد. من هنوز هم نمی فهمم چطور می شود اینقدر راحت راه و روش خطا رفت و بعد نشست و به آن انتقاد کرد و باز هم همان روال را ادامه داد !
ادامه مطلب...خاطرات یک دوست ـ قسمت سیوهشتم
چند پاراگرافِ آخر از قسمت سیوهفتم
با رسیدن به تهران مسافرین در ترمینال پیاده شدند و ما را با همان اتوبوس به داخل زندان قصر و درآنجا هم یکسره تا جلوی «ندامتگاه شماره یک» یا همان زندان شماره یک بردند. و آنجا با اندک وسایل شخصی پیاده مان کردند. و شروعی تازه با افسران زندان جدید و بازدید و لخت شدن و تندی متداول را تجربه کردیم و با حوصله از سر گذراندیم.
ادامه مطلب...خاطرات یک دوست ـ قسمت سیوهفتم
چند پاراگرافِ آخر از قسمت سیوششم
در زندان بسرعت با بزرگان جنبش چریکی از نزدیک محشور شدم. اولین چیزهایی که آموختم مسائل «سازمانی» بود. جنبش چریکی در نوباوگی عملی خودش سخت تحت ضربات سرکوب قرار گرفته و نیروهایش را به نوعی میشود گفت«تلفات» داده بود. کثرت دستگیریها، علیرقم مقاومتهای ستایش انگیز بسیاری در بازجوییها؛ مانع از هدر دهی نیروهایی نشد که قرار بود رهبری و استخوانبندی این جنبش را حفظ و صیانت کنند. در تحلیلهای بعدی؛ چه در زندان و چه در درون گروههای چریکی انجام شده توجه کمی را به نقش ضعفهای سازمان نیافتگی و خلعهای آسیب پذیر آن کردند. در حالیکه هر چقدر مبارزه سهمگینتر و هرچقدر سرکوبها سبوئانهتر باشد اهمیت سازمانیافتگی دم افزون تر میشود. در حقیقت اگر سلاح درک حقایق مبارزات انقلابی فلسفه و منطق «ماتریالیستی-دیالکتیکی» است؛ سلاح مقابله با نظامهای سرکوبگر و پلیسی «سازمان» است. آن هم از منظر «سازمان پذیری» نیروهای انقلابی. درباره این مقوله در جاهای دیگری به قوت پرداخته ایم.
ادامه مطلب...* مبارزات کارگری در ایران:
- فیل تنومند «گروه صنعتی کفش ملی»- قسمت دوم
- فیل تنومند «گروه صنعتی کفش ملی»
- بیانیه شماره دوم کمیته دفاع از کارگران اعتصابی
- تشکل مستقلِ محدود یا تشکل «گسترده»ی وابسته؟!
- این یک بیانیهی کارگری نیست!
- آیا کافکا بهایران هم میرود تا از هفتتپه بازدید کند !؟
- نامهای برای تو رفیق
- مبارزه طبقاتی و حداقل مزد
- ما و سوسیال دمکراسی- قسمت اول
- تجمع اول ماه می: بازخوانی مواضع
- از عصیان همگانی برعلیه گرانی تا قیام انقلابی برعلیه نظام سرمایهداری!؟
- ائتلاف مقدس
- وقتی سکه یک پول سیاه است!
- دو زمین [در امر مبارزهی طبقاتی]
- «شوراگراییِ» خردهبورژوایی و اسماعیل بخشی
- در مذمت قیام بیسر!
- هفتتپه، تاکتیکها و راستای طبقاتی
- تقاضای حکم اعدام برای «جرجیس»!؟
- سکۀ ضرب شدۀ فمنیسم
- نکاتی درباره اعتصاب معلمان
- تردستی و تاریخ، در نقد محمدرضا سوداگر و سید جواد طباطبایی
- دختران مصلوب خیابان انقلاب
- «رژیمچنج» یا سرنگونی سوسیالیستی؟!
- هفتتپه و پاسخی دوستانه بهسؤال یک دوست
- اتحادیه آزاد در هفتتپه چکار میکند؟
- دربارهی جنبش 96؛ سرنگونی یا انقلاب اجتماعی!؟
- دربارهی ماهیت و راهکارهای سیاسیـطبقاتی جنبش دیماه 96
- زلزلهی کرمانشاه، ستیز جناحها و جایگاه چپِ آکسیونیست!؟
- «اتحادیه مستقل کارگران ایران» از تخیل تا شایعه
- هزارتوی تعیین دستمزد در آینه هزارتوی چپهای منفرد و «متشکل»
- شلاق در مقابله با نوزایی در جنبش کارگری
- اعتماد کارگران رایگان بهدست نمیآید
- زحمتکشان آذری زبان در بیراههی «ستم ملی»
- رضا رخشان ـ منتقدین او ـ یارانهها (قسمت دوم)
- رضا رخشان ـ منتقدین او ـ یارانهها (قسمت اول)
- در اندوه مرگ یک رفیق
- دفاع از جنبش مستقل کارگری
- اطلاعیه پایان همکاری با «اتحاد بینالمللی در حمایت از کارگران در ایران»
- امضا برعلیه «دولت»، اما با کمک حکومتیان ضد«دولت»!!
- توطئهی خانه «کارگر»؛ کارگر ایرانی افغانیتبار و سازمانیابی طبقاتی در ایران
- تفاهم هستهای؛ جام زهر یا تحول استراتژیک
- نه، خون کارگر افغانی بنفش نیست؟
- تبریک بهبووورژواهای ناب ایرانی
- همچنان ایستاده ایم
- دربارهی امکانات، ملزومات و ضرورت تشکل طبقاتی کارگران
- من شارلی ابدو نیستم
- دربارهی خطابیه رضا رخشان بهمعدنچیان دنباس
- قطع همکاری با سایت امید یا «تدارک کمونیستی»
- ایجاد حزب کمونیستی طبقهی کارگر یا التجا بهنهادهای حقوقبشری!؟
- تکذیبیه اسانلو و نجواهای یک متکبر گوشهنشین!
- ائتلافهای جدید، از طرفداران مجمع عمومی تا پیروان محجوب{*}
- دلم برای اسانلو میسوزد!
- اسانلو، گذر از سوءِ تفاهم، بهسوی «تفاهم»!
- نامهی سرگشاده بهدوستانم در اتحاد بینالمللی حمایت از کارگران
- «لیبر استارت»، «کنفرانس استانبول» و «هیستادروت»
- «لیبر استارت»، «سولیداریتیسنتر» و «اتحاد بینالمللی...»
- «جنبش» مجامع عمومی!! بورژوایی یا کارگری؟
- خودشیفتگی در مقابل حقیقت سخت زندگی
- فعالین کارگری، کجای این «جنبش» ایستادهاند؟
- چکامهی آینده یا مرثیه برای گذشته؟
- کندوکاوی در ماهیت «جنگ» و «کمیتهی ضدجنگ»
- کالبدشکافی یک پرخاش
- توطئهی احیای «خانهکارگر» را افشا کنیم
- کالبدشکافیِ یک فریب
- سندیکای شرکت واحد، رفرمیسم و انقلاب سوسیالیستی
* کتاب و داستان کوتاه:
- دولت پلیسیجهانی
- نقد و بازخوانى آنچه بر من گذشت
- بازنویسی کاپیتال جلد سوم، ایرج اسکندری
- بازنویسی کاپیتال جلد دوم، ایرج اسکندری
- بازنویسی کاپیتال جلد اول، ایرج اسکندری
- کتاب سرمایهداری و نسلکشی ساختاری
- آگاهی طبقاتی-سوسیالیستی، تحزب انقلابی-کمونیستی و کسب پرولتاریایی قدرت...
- الفبای کمونیسم
- کتابِ پسنشینیِ انقلاب روسیه 24-1920
- در دفاع از انقلاب اکتبر
- نظریه عمومی حقوق و مارکسیسم
- آ. کولنتای - اپوزیسیون کارگری
- آخرین آواز ققنوس
- اوضاعِ بوقلمونی و دبیرکل
- مجموعه مقالات در معرفی و دفاع از انقلاب کارگری در مجارستان 1919
- آغاز پرولترها
- آیا سایهها درست میاندیشند؟
- دادگاه عدل آشکار سرمایه
- نبرد رخساره
- آلاهو... چی فرمودین؟! (نمایشنامه در هفت پرده)
- اعتراض نیروی کار در اروپا
- یادی از دوستی و دوستان
- خندۀ اسب چوبی
- پرکاد کوچک
- راعش و «چشم انداز»های نوین در خاورسیاه!
- داستان کوتاه: قایق های رودخانه هودسون
- روبسپیر و انقلاب فرانسه
- موتسارت، پیش درآمدی بر انقلاب
- تاریخ کمون پاریس - لیسا گاره
- ژنرال عبدالکریم لاهیجی و روزشمار حمله اتمی به تهران
* کارگاه هنر و ادبیات کارگری
- شاعر و انقلاب
- نام مرا تمام جهان میداند: کارگرم
- «فروشنده»ی اصغر فرهادی برعلیه «مرگ فروشنده»ی آرتور میلر
- سه مقاله دربارهی هنر، از تروتسکی
- و اما قصهگوی دروغپرداز!؟
- جغد شوم جنگ
- سرود پرولتاریا
- سرود پرچم سرخ
- به آنها که پس از ما به دنیا می آیند
- بافق (کاری از پویان و ناصر فرد)
- انقلابی سخت در دنیا به پا باید نمود
- اگر کوسه ها آدم بودند
- سوما - ترکیه
- پول - برتولت برشت
- سری با من به شام بیا
- کارل مارکس و شکسپیر
- اودسای خونین
* ترجمه:
- رفرمیستها هم اضمحلال را دریافتهاند
- .بررسی نظریه انقلاب مداوم
- آنتونیو نگری ـ امپراتوری / محدودیتهای نظری و عملی آتونومیستها
- آیا اشغال وال استریت کمونیسم است؟[*]
- اتحادیه ها و دیکتاتوری پرولتاریا
- اجلاس تغییرات اقلیمیِ گلاسکو
- اصلاحات اقتصادی چین و گشایش در چهلمین سال دستآوردهای گذشته و چالشهای پیشِرو
- امپراتوری پساانسانی سرمایهداری[1]
- انقلاب مداوم
- انگلس: نظریهپرداز انقلاب و نظریهپرداز جنگ
- بُرهههای تاریخیِ راهبر بهوضعیت کنونی: انقلاب جهانی یا تجدید آرایش سرمایه؟
- بوروتبا: انتخابات در برابر لوله تفنگ فاشیسم!
- پناهندگی 438 سرباز اوکراینی به روسیه
- پیدایش حومه نشینان فقیر در آمریکا
- پیرامون رابطه خودسازمانیابی طبقه کارگر با حزب پیشگام
- تأملات مقدماتی در مورد کروناویروس و پیآیندهای آن
- تاوان تاریخی [انقلابی روسیه]
- تروریسم بهاصطلاح نوین[!]
- جنبش شوراهای کارخانه در تورین
- جنبش مردم یا چرخهی «سازمانهای غیردولتی»
- جوانان و مردم فقیر قربانیان اصلی بحران در کشورهای ثروتمند
- چرا امپریالیسم [همواره] بهنسلکشی باز میگردد؟
- دستان اوباما در اودسا به خون آغشته است!
- رهایی، دانش و سیاست از دیدگاه مارکس
- روسپیگری و روشهای مبارزه با آن
- سرگذشت 8 زن در روند انقلاب روسیه
- سقوط MH17 توسط جنگنده های نیروی هوائی اوکراین
- سکوت را بشکنید! یک جنگ جهانی دیگر از دور دیده میشود!
- سه تصویر از «رؤیای آمریکایی»
- سه مقاله دربارهی هنر، از تروتسکی
- شاعر و انقلاب
- فساد در اتحادیههای کارگری کانادا
- فقر کودکان در بریتانیا
- قرائت گرامشی
- کمون پاریس و قدرت کارگری
- گروه 20، تجارت و ثبات مالی
- لایحه موسوم به«حق کار»، میخواهد کارگران را بهکشتن بدهد
- ماركس و خودرهایی
- ماركسیستها و مذهب ـ دیروز و امروز
- مانیفست برابری فرانسوا نوئل بابوف معروف بهگراکوس[1]
- مجموعه مقالات در معرفی و دفاع از انقلاب کارگری در مجارستان 1919
- مجموعه مقالات در معرفی و دفاع از انقلاب کارگری در مجارستان 1919
- ملاحظاتی درباره تاریخ انترناسیونال اول
- ممنوعیت حزب کمونیست: گامی به سوی دیکتاتوری
- نقش کثیف غرب در سوریه
- نگاهی روششناسانه بهمالتیتود [انبوه بسیارگونه]
- واپسین خواستهی جو هیل
- واپسین نامهی گراکوس بابوف بههمسر و فرزندانش بههمراه خلاصهای از زندگی او
- ویروس کرونا و بحران سرمایه داری جهانی
- یک نگاه سوسیالیستی بهسرزمینی زیر شلاق آپارتاید سرمایه