آیا دونالد ترامپ آخرین پاانداز سرمایهداری انتخاباتی آمریکاست؟
آیا نام دونالد ترامپ بهگونهای دیگر بهکتابهای تاریخی وارد میشود: بهعنوان آخرین رئیس جمهوری که از پسِ نمایش انتخاباتاتی بهاصطلاح آزاد برگزیده شد؟ گرچه وقوع چنین رویدادی بعید مینماید؛ ...بههرروی، آنچه قطعیت دارد، گسترش جنگهای منطقهای است؛ که بهنوبهخود عصیان درونی و سرکوب را افزایش میدهد. نتیجه اینکه در آیندهی نزدیک شاهد بربریت و توحش بورژوایی بیشتر و خصوصاً از نوع آمریکایی آن (در درون و بیرون آمریکا) خواهیم بود.
آیا دونالد ترامپ آخرین پاانداز سرمایهداری انتخاباتی آمریکاست؟
نویسنده: رامین جوان
دونالد ترامپ بهعنوان پشتیبان منافع شهروندان عادی آمریکا وارد کارزار انتخاباتی شد. او وعده داد که فرصتهای شغلی بیشماری را که اقتصاد آمریکا در خارج ایجاد کرده است، بهداخل کشور برگرداند؛ برای میلیونها نفر کار ایجاد کند؛ و سطح زندگی لایههای متوسط و کارگران را ارتقا دهد. او خود را «دشمن حاکمیت فاسد» خواند و اعلام کرد که قصد دارد «منجلاب فساد در واشنگتن» را خشک کند. یکی از نخستین چشمبندیهایی که طرفداران ترامپ را بهحیرت فرو بُرد، همان شب انتخابات روی داد: او که در جریان چند ماه کارزار تبلیغاتی بارها تهدید کرده بود، قصد دارد هیلاری کلینتون را زندانی کند، در سخنرانی پس از پیروزی، «مراتب احترام» خود را نثار او کرد.
اما این اولین چشمبندی ترامپ در برابر نگاه متحیر طرفدارانش نبود. او سه روز قبل از آنْ گفته بود که قصد دارد استیون منوچین را وزیر دارایی خود کند. منوچین از بانکداران پیشین گولدمن ساکس Goldman Sachsو از یاران نزدیک یکی از بدنامترین میلیاردرهای جهان (یعنی: جورج سوروس) است. در ویدیوی تبلیغاتی ترامپ، از سوروس بهعنوان میلیاردری خبیث و سیریناپذیر نام برده شده بود.
هماکنون اعضای تیم دونالد ترامپ برای انتقال قدرت بهاو معلوم شدهاند، یعنی آن چهار هزار نفری که مقامات بلندپایه را در کاخ سفید اشغال میکنند: همهی آنها پادوهای کنسرنهای بزرگی (مانند صنایع کوخ Koch Industries، والت دیسنی Walt Disney، اتنا Aetna، ورایزون Verizonو گولدمن ساکس) هستند. آنها در یکی از بزرگترین دفاتر وکالت و رایزنی در وسط واشنگتن مستقر شدهاند، یعنی در قلب همان منجلابی که قصد خشک کردن آن را دارند!
نامزدهای اصلی دولت ترامپ تاکنون عبارتند از: رودی جولیانی (شهردار پیشین نیویورک)، نیوت گینگریچ (سخنگوی پیشین خانه نمایندگان کنگرهی آمریکا) و کریس کریستی (فرماندار نیوجرسی). هر سه سیاستمدار بهآن باندی از جمهوریخواهان تعلق دارند که ترامپ در کارزار انتخاباتی خود لاف زد که قصد مبارزه با آن را دارد.
در همین اول کار «وال استریت» بهشیوهی خود از ترامپ قدردانی کرد: بهای اوراق بهادار در بورس نیویورک بهسطح بیسابقهای بالا رفت. ظاهراً این افزایشِ بها حاصل شعارهای ترامپ است که گفت: قصد دارد از ثروتمندان پردرآمد مالیات کمتری بگیرد و مالیات بنگاههای اقتصادی را از ۳۵ درصد به ۱۵ درصد کاهش دهد، از صنایع نظامی حمایت کند و از مراقبت بر بنیادهای مالی بکاهد.
دروغ و تقلب در انتخابات آمریکا
تمام این شواهد نشان میدهند که هدف ترامپ این است که انتخابکنندگان را در پای ناکامیهای اقتصادی آمریکا قربانی کند. هدف او هرگز این نبوده و نیست که زیر بازوی شهروند عادی را بگیرد و شرایط زندگی او را بهبود بخشد. کاملا برعکس، ترامپ از درماندگی و نیز خشم و ناآگاهی سیاسی مردم عادی استفاده کرد تا بهکاخ سفید راه یابد و از آنجا بتواند بهصاحبان سرمایه و ثروتمندانی مانند خود خدمت کند.
دروغ و نیرنگ در انتخابات آمریکا پدیده تازهای نیست. حتی باراک اوباما هم خلاف وعدههای انتخاباتی خود عمل کرد. او پیش از ریاست جمهوری قول داده بود که بهلشکرکشیهای آمریکا در خارج پایان دهد، گوانتانامو را تعطیل کند، بهامور مالی سروسامان بدهد و عدالت اجتماعی را گسترش دهد.
امروز میدانیم که: او اولین رئیس جمهور ایالات متحده است که در تمام دوران زمامداریاش کشور بدون وقفه در جنگ بوده، گوانتانامو تعطیل نشده، و در پایان حکمرانیِ او ایالات متحده با ۲۰ بیلیارد دلار بدهی، بیش از هر زمان دیگری مقروض است. میدانیم که در دورهی او ثروتمندان پولدارتر شدند، فقیران فقیرتر و دورتر از عدالت اجتماعی.
اما تنها اوباما نبود که بهمردم دروغ گفت. لافزنی و دروغگویی در انتخابات آمریکا سنتی دیرین دارد: درست صد سال پیش وودرو ویلسون در کوران جنگ جهانی اول رئیس جمهور شد. او در جریان کارزار انتخاباتی بهمردم قول داده بود که وارد جنگ نشود. اما او تنها سه هفته پس از ورودش بهکاخ سفید بهآلمان اعلام جنگ داد.
این هم امری بیسابقه نیست که رسانههای جمعی در برابر یک نامزد ریاست جمهوری جبهه میگیرند، اما دست آخر همانها بهپیروزی او کمک میکنند. از یک نمونهی تاریخی مثل بزنیم: هنگامی که کنگره آمریکا در ۱۹۱۳ قصد داشت درباره تأسیس بانک مرکزی «فدرال رزرو» Federal Reserveرأیگیری کند، رسانههایی که در همان زمان هم گوش بهفرمان بنگاههای مالی بودند، کارزاری علیه بانک مزبور بهراه انداختند، البته با این توجیه که آن بانک قصد دارد حقوق و آزادی بنگاههای مالی را محدود کند؛ چیزی که اصلاً واقعیت نداشت.
شهروندان ساده که از همان زمان از فعالیتهای «وال استریت» بیزار بودند، گول خوردند و از نمایندگان خود در کنگره خواستند که بهتأسیس بانک مزبور رأی مثبت بدهند، زیرا باور کردند که بانک مزبور واقعا قصد دارد قدرت بانکها را محدود کند. با این ترفند بود که مردم آمریکا از روی سادگی بهدست خود پایههای صنایع مالی را پیریزی کردند، بی آن که بدانند که برای بیش از صد سال حاکمیت کنسرنهای مالی را مستقر میکنند.
وجه تازه تقلب
دروغهای انتخاباتی ترامپ در مقایسه پیشینیان او مانند اوباما، پیامدهای بهمراتب شدیدتری خواهد داشت. زمامداری اوباما با سقوط دهشتناک سال ۲۰۰۸ شروع شد. ترفند او برای نجات سیستم مالی آمریکا این بود که دارایی خزانه عمومی کشور را در اختیار بانکداران قرار داد.
این نیرنگ بهاین ترتیب از دید مالیاتدهندگان پنهان ماند که بانک مرکزی فدرال بیدرنگ مقدار زیادی اسکناس چاپ کرد که توانست کسری بودجه را برطرف کند. از آن ماجرا هشت سال گذشته و با وجود این که دولت میلیاردها دلار را با بهره پایین روانه بازار کرده، اما اقتصاد هنوز بهحالت عادی بازنگشته است.
بنابرین، دونالد ترامپ در وضعیتی کاملاً متفاوت با رؤسای جمهور پیشین زمامداری خود را شروع میکند: اقتصاد واقعی کشور در شرایط بحرانی است و بخش مالی بهخاطر فربهگی بیش از حد بازارهای اوراق و وام و مستغلات بهشدت تنشآلود است. افزون بر این ترامپ با بانک فدرالی سروکار دارد که جز چاپ اسکناس و پایین نگهداشتن بهرهها از آن کاری ساخته نیست، که اولی بهتورم شدید میانجامد و دومی نظام اعتباردهی بانکها را تخریب میکند.
با توجه بهاین واقعیتهای سرسخت است که وعدهی اصلی ترامپ بهزودی نقش برآب میشود: او قول داده که موقعیتهای شغلی آمریکا را از خارج بهداخل کشور منتقل کند و برای کارورزان مشاغلی با درآمد کافی پدید آورد. ترامپ در کارزار انتخاباتی خود تنها قولهای غیرعملی صادر نکرد، بلکه کوشید از نارضایتی و خشم مردم بهسود خود بهرهبرداری کند. او خشم و نارضایتی را علیه گروههایی مانند خارجیها، مهاجران، معلولان و همجنسگرایان هدایت کرد. او اعلام کرد که قصد دارد از ورود مسلمانان بهایالات متحده جلوگیری کند، در مرزهای کشور با مکزیک دیوار بکشد و با مالیاتهای بالا بر واردات، از ورود کالاهای خارجی بهبازار آمریکا جلوگیری کند. در یک کلام میتوان گفت که او تمام خشم و نارضایتی شهروندان کمدرآمد را در راستای بیگانهستیزی بهجریان انداخت.
ترامپ برندهای عادی نیست
ترامپ با مشتی وعدههای توخالی موجی بهراه انداخته که از ماه ژانویه آینده سیمای ایالات متحده را برای همیشه تغییر خواهد داد: بهزمان زیادی نیاز نیست تا کارگران کمدرآمدی که بهترامپ رأی دادهاند، از زمامداری او سرخورده شوند. وعدههای توخالی خیلی زود بهنومیدی تلخی میانجامند که بعد بهصورت خشمی سراسری بهخشونت منتهی خواهد شد. آنگاه روشن خواهد شد که ترامپ برندهای عادی نیست: او انتخابات را در سطح پارلمانی برنده نشد، بلکه اولین نامزد ریاست جمهوری در تاریخ آمریکاست که جنبشی فراپارلمانی بهراه انداخت و آن را دمادم با کینه و نفرت تقویت کرد.
زمامداری ترامپ نیز بر همین محور خواهد چرخید: او خواهد کوشید از مابقی نفوذ خود برای برانگیختن خشم مردم علیه اقلیتها استفاده کند. استراتژی او این خواهد بود که با تکیه بهتمام پیشداوریهایی که در جریان انتخابات تقویت کرده است، خشم و نفرت مردم را در راستای اقلیتها، در درجه اول مهاجران و مسلمانان، هدایت کند. این مهمترین حربهی اوست برای این که بتواند کنسرنهای مالی، یعنی مقصران اصلی بحران اقتصادی را، از زیر ضربه بیرون بکشد.
دستگاه مالی آمریکا نیز روی همین حربه حساب باز کرده است. این واکنش کنسرنهای مالی در برابر شکست اقتصاد آمریکا و افت ارزش دلار است. در واقع ترامپ بههیچوجه دشمن آنها نیست، بلکه آخرین کارت آنهاست تا بتوانند سیستم مالی ناکارآمد خود را نجات دهند.
چنانچه ترامپ در مقام ریاست جمهور نتواند بهخوبی اوضاع را زیر کنترل درآورد (که نمیتواند)، در برابر حاکمان واقعی آمریکا، یعنی کنسرنهای قدرتمند مالی تنها یک راه باقی میماند: مراجعهی گستردهتر بهپلیس و بازکردن پای ارتش بهشهرها، خیابانها و کارخانهها؛ و این معنای دیگری جز دیکتاتوری شدیدتر، پلیسیتر و جنایتآمیزتر ندارد.
آیا نام دونالد ترامپ بهگونهای دیگر بهکتابهای تاریخی وارد میشود: بهعنوان آخرین رئیس جمهوری که از پسِ نمایش انتخاباتاتی بهاصطلاح آزاد برگزیده شد؟
گرچه وقوع چنین رویدادی بعید مینماید؛ اما از نظم سرمایه در حال احتضار و بهویژه از نظم سرمایه آمریکایی که صد سال جنگ و نظامیگری را پشتِسر گذاشته است، چنین رویکردی غیرممکن نیست. بههرروی، آنچه قطعیت دارد، گسترش جنگهای منطقهای است؛ که بهنوبهخود عصیان درونی و سرکوب را افزایش میدهد. نتیجه اینکه در آیندهی نزدیک شاهد بربریت و توحش بورژوایی بیشتر و خصوصاً از نوع آمریکایی آن (در درون و بیرون آمریکا) خواهیم بود.
آیا میتوان تصور کرد که اینبار زنگها برای انقلاب سوسیالیستی و جهانی بهصدا درمیآیند؟
یادداشتها
خاطرات یک دوست ـ قسمت چهلمویکم
چند پاراگرافِ آخر از قسمت چهلم
نزدیک به چهار سال آشنایی و دوستی های مان بعنوان هم زندانی از عشرت آباد تا بندهای چهار و پنج و شش زندان شماره یک قصر، گستره متنوعی از تجارب را با هم داشتیم. بدون آنکه اختلافات مان در درک و چند و چون مبارزات را در یک کلاسور مشترک ریخته باشیم، اما همواره حسی مثبت و دوستانه را بین مان برقرار کرده بودیم.
ادامه مطلب...خاطرات یک دوست ـ قسمت چهلم
چند پاراگرافِ آخر از قسمت سیونهم
زندان شماره یک قصر سال های 53-54 را در دو مسیر موازی می توانم تصویر کنم؛ یکی تلاشی که می کوشید بهر صورتی شده یک گذشته «شکسته-بسته»از تشکیلات درون زندان را«احیا» کرده و بازسازی کند. بدون آنکه به لحاظ فکری بار تازه ای داشته باشد یا به مسائل تازه طرح شده در جنبش پاسخی روشن و کارآمد بدهد. این بیشتر بیک فرمالیسم «تشکیلاتی»می مانست تا یک جریان با درون مایه ای از اندیشه، نقد، و خلاصه درس گرفتن از ضعف و قوت های جریانات طی شده. همه ی آنهایی که به نوعی هویت طلبی تشکیلاتی مبتلا شده بودند و انقلاب را نه فرآیندی استعلایی نمی دیدند بلکه؛ مسیری تعریف شده یکبار برای همیشه می پنداشتند.
ادامه مطلب...خاطرات یک دوست ـ قسمت سی ونهم
چند پاراگرافِ آخر از قسمت سیوهشتم
در جستجوگری و صحبت با افراد بندهای چهارو پنجو شش تا زمانیکه یکیدو ماه اول در راهرو بند چهار بودم و بعد به یکی از اتاقهای بند پنج منتقل شدم. در ظهرهای چند روز متوالی که فرصتی بعداز غذا داشتیم و میشد وقت صحبت کردن داشت، مسعود رجوی با من وقت گذاشت و مفصل از وقایع و تحلیل ها و اشتراک مواضع و رویدادهای منتهی به سرکوب پلیس و موضع شخصی خودش صحبت کرد. میزان علاقه اش به تفصیل این موضوع برایم جای شگفتی داشت. او در جاهایی شروع به انتقاد از خودش بعنوان «رهبری» جریان کرد. گفته های او بیشتر از هر چیزی مرا دچار شگفتی می کرد و درک و جذب مطالبش را برایم سخت می کرد. من هنوز هم نمی فهمم چطور می شود اینقدر راحت راه و روش خطا رفت و بعد نشست و به آن انتقاد کرد و باز هم همان روال را ادامه داد !
ادامه مطلب...خاطرات یک دوست ـ قسمت سیوهشتم
چند پاراگرافِ آخر از قسمت سیوهفتم
با رسیدن به تهران مسافرین در ترمینال پیاده شدند و ما را با همان اتوبوس به داخل زندان قصر و درآنجا هم یکسره تا جلوی «ندامتگاه شماره یک» یا همان زندان شماره یک بردند. و آنجا با اندک وسایل شخصی پیاده مان کردند. و شروعی تازه با افسران زندان جدید و بازدید و لخت شدن و تندی متداول را تجربه کردیم و با حوصله از سر گذراندیم.
ادامه مطلب...خاطرات یک دوست ـ قسمت سیوهفتم
چند پاراگرافِ آخر از قسمت سیوششم
در زندان بسرعت با بزرگان جنبش چریکی از نزدیک محشور شدم. اولین چیزهایی که آموختم مسائل «سازمانی» بود. جنبش چریکی در نوباوگی عملی خودش سخت تحت ضربات سرکوب قرار گرفته و نیروهایش را به نوعی میشود گفت«تلفات» داده بود. کثرت دستگیریها، علیرقم مقاومتهای ستایش انگیز بسیاری در بازجوییها؛ مانع از هدر دهی نیروهایی نشد که قرار بود رهبری و استخوانبندی این جنبش را حفظ و صیانت کنند. در تحلیلهای بعدی؛ چه در زندان و چه در درون گروههای چریکی انجام شده توجه کمی را به نقش ضعفهای سازمان نیافتگی و خلعهای آسیب پذیر آن کردند. در حالیکه هر چقدر مبارزه سهمگینتر و هرچقدر سرکوبها سبوئانهتر باشد اهمیت سازمانیافتگی دم افزون تر میشود. در حقیقت اگر سلاح درک حقایق مبارزات انقلابی فلسفه و منطق «ماتریالیستی-دیالکتیکی» است؛ سلاح مقابله با نظامهای سرکوبگر و پلیسی «سازمان» است. آن هم از منظر «سازمان پذیری» نیروهای انقلابی. درباره این مقوله در جاهای دیگری به قوت پرداخته ایم.
ادامه مطلب...* مبارزات کارگری در ایران:
- فیل تنومند «گروه صنعتی کفش ملی»- قسمت دوم
- فیل تنومند «گروه صنعتی کفش ملی»
- بیانیه شماره دوم کمیته دفاع از کارگران اعتصابی
- تشکل مستقلِ محدود یا تشکل «گسترده»ی وابسته؟!
- این یک بیانیهی کارگری نیست!
- آیا کافکا بهایران هم میرود تا از هفتتپه بازدید کند !؟
- نامهای برای تو رفیق
- مبارزه طبقاتی و حداقل مزد
- ما و سوسیال دمکراسی- قسمت اول
- تجمع اول ماه می: بازخوانی مواضع
- از عصیان همگانی برعلیه گرانی تا قیام انقلابی برعلیه نظام سرمایهداری!؟
- ائتلاف مقدس
- وقتی سکه یک پول سیاه است!
- دو زمین [در امر مبارزهی طبقاتی]
- «شوراگراییِ» خردهبورژوایی و اسماعیل بخشی
- در مذمت قیام بیسر!
- هفتتپه، تاکتیکها و راستای طبقاتی
- تقاضای حکم اعدام برای «جرجیس»!؟
- سکۀ ضرب شدۀ فمنیسم
- نکاتی درباره اعتصاب معلمان
- تردستی و تاریخ، در نقد محمدرضا سوداگر و سید جواد طباطبایی
- دختران مصلوب خیابان انقلاب
- «رژیمچنج» یا سرنگونی سوسیالیستی؟!
- هفتتپه و پاسخی دوستانه بهسؤال یک دوست
- اتحادیه آزاد در هفتتپه چکار میکند؟
- دربارهی جنبش 96؛ سرنگونی یا انقلاب اجتماعی!؟
- دربارهی ماهیت و راهکارهای سیاسیـطبقاتی جنبش دیماه 96
- زلزلهی کرمانشاه، ستیز جناحها و جایگاه چپِ آکسیونیست!؟
- «اتحادیه مستقل کارگران ایران» از تخیل تا شایعه
- هزارتوی تعیین دستمزد در آینه هزارتوی چپهای منفرد و «متشکل»
- شلاق در مقابله با نوزایی در جنبش کارگری
- اعتماد کارگران رایگان بهدست نمیآید
- زحمتکشان آذری زبان در بیراههی «ستم ملی»
- رضا رخشان ـ منتقدین او ـ یارانهها (قسمت دوم)
- رضا رخشان ـ منتقدین او ـ یارانهها (قسمت اول)
- در اندوه مرگ یک رفیق
- دفاع از جنبش مستقل کارگری
- اطلاعیه پایان همکاری با «اتحاد بینالمللی در حمایت از کارگران در ایران»
- امضا برعلیه «دولت»، اما با کمک حکومتیان ضد«دولت»!!
- توطئهی خانه «کارگر»؛ کارگر ایرانی افغانیتبار و سازمانیابی طبقاتی در ایران
- تفاهم هستهای؛ جام زهر یا تحول استراتژیک
- نه، خون کارگر افغانی بنفش نیست؟
- تبریک بهبووورژواهای ناب ایرانی
- همچنان ایستاده ایم
- دربارهی امکانات، ملزومات و ضرورت تشکل طبقاتی کارگران
- من شارلی ابدو نیستم
- دربارهی خطابیه رضا رخشان بهمعدنچیان دنباس
- قطع همکاری با سایت امید یا «تدارک کمونیستی»
- ایجاد حزب کمونیستی طبقهی کارگر یا التجا بهنهادهای حقوقبشری!؟
- تکذیبیه اسانلو و نجواهای یک متکبر گوشهنشین!
- ائتلافهای جدید، از طرفداران مجمع عمومی تا پیروان محجوب{*}
- دلم برای اسانلو میسوزد!
- اسانلو، گذر از سوءِ تفاهم، بهسوی «تفاهم»!
- نامهی سرگشاده بهدوستانم در اتحاد بینالمللی حمایت از کارگران
- «لیبر استارت»، «کنفرانس استانبول» و «هیستادروت»
- «لیبر استارت»، «سولیداریتیسنتر» و «اتحاد بینالمللی...»
- «جنبش» مجامع عمومی!! بورژوایی یا کارگری؟
- خودشیفتگی در مقابل حقیقت سخت زندگی
- فعالین کارگری، کجای این «جنبش» ایستادهاند؟
- چکامهی آینده یا مرثیه برای گذشته؟
- کندوکاوی در ماهیت «جنگ» و «کمیتهی ضدجنگ»
- کالبدشکافی یک پرخاش
- توطئهی احیای «خانهکارگر» را افشا کنیم
- کالبدشکافیِ یک فریب
- سندیکای شرکت واحد، رفرمیسم و انقلاب سوسیالیستی
* کتاب و داستان کوتاه:
- دولت پلیسیجهانی
- نقد و بازخوانى آنچه بر من گذشت
- بازنویسی کاپیتال جلد سوم، ایرج اسکندری
- بازنویسی کاپیتال جلد دوم، ایرج اسکندری
- بازنویسی کاپیتال جلد اول، ایرج اسکندری
- کتاب سرمایهداری و نسلکشی ساختاری
- آگاهی طبقاتی-سوسیالیستی، تحزب انقلابی-کمونیستی و کسب پرولتاریایی قدرت...
- الفبای کمونیسم
- کتابِ پسنشینیِ انقلاب روسیه 24-1920
- در دفاع از انقلاب اکتبر
- نظریه عمومی حقوق و مارکسیسم
- آ. کولنتای - اپوزیسیون کارگری
- آخرین آواز ققنوس
- اوضاعِ بوقلمونی و دبیرکل
- مجموعه مقالات در معرفی و دفاع از انقلاب کارگری در مجارستان 1919
- آغاز پرولترها
- آیا سایهها درست میاندیشند؟
- دادگاه عدل آشکار سرمایه
- نبرد رخساره
- آلاهو... چی فرمودین؟! (نمایشنامه در هفت پرده)
- اعتراض نیروی کار در اروپا
- یادی از دوستی و دوستان
- خندۀ اسب چوبی
- پرکاد کوچک
- راعش و «چشم انداز»های نوین در خاورسیاه!
- داستان کوتاه: قایق های رودخانه هودسون
- روبسپیر و انقلاب فرانسه
- موتسارت، پیش درآمدی بر انقلاب
- تاریخ کمون پاریس - لیسا گاره
- ژنرال عبدالکریم لاهیجی و روزشمار حمله اتمی به تهران
* کارگاه هنر و ادبیات کارگری
- شاعر و انقلاب
- نام مرا تمام جهان میداند: کارگرم
- «فروشنده»ی اصغر فرهادی برعلیه «مرگ فروشنده»ی آرتور میلر
- سه مقاله دربارهی هنر، از تروتسکی
- و اما قصهگوی دروغپرداز!؟
- جغد شوم جنگ
- سرود پرولتاریا
- سرود پرچم سرخ
- به آنها که پس از ما به دنیا می آیند
- بافق (کاری از پویان و ناصر فرد)
- انقلابی سخت در دنیا به پا باید نمود
- اگر کوسه ها آدم بودند
- سوما - ترکیه
- پول - برتولت برشت
- سری با من به شام بیا
- کارل مارکس و شکسپیر
- اودسای خونین
* ترجمه:
- رفرمیستها هم اضمحلال را دریافتهاند
- .بررسی نظریه انقلاب مداوم
- آنتونیو نگری ـ امپراتوری / محدودیتهای نظری و عملی آتونومیستها
- آیا اشغال وال استریت کمونیسم است؟[*]
- اتحادیه ها و دیکتاتوری پرولتاریا
- اجلاس تغییرات اقلیمیِ گلاسکو
- اصلاحات اقتصادی چین و گشایش در چهلمین سال دستآوردهای گذشته و چالشهای پیشِرو
- امپراتوری پساانسانی سرمایهداری[1]
- انقلاب مداوم
- انگلس: نظریهپرداز انقلاب و نظریهپرداز جنگ
- بُرهههای تاریخیِ راهبر بهوضعیت کنونی: انقلاب جهانی یا تجدید آرایش سرمایه؟
- بوروتبا: انتخابات در برابر لوله تفنگ فاشیسم!
- پناهندگی 438 سرباز اوکراینی به روسیه
- پیدایش حومه نشینان فقیر در آمریکا
- پیرامون رابطه خودسازمانیابی طبقه کارگر با حزب پیشگام
- تأملات مقدماتی در مورد کروناویروس و پیآیندهای آن
- تاوان تاریخی [انقلابی روسیه]
- تروریسم بهاصطلاح نوین[!]
- جنبش شوراهای کارخانه در تورین
- جنبش مردم یا چرخهی «سازمانهای غیردولتی»
- جوانان و مردم فقیر قربانیان اصلی بحران در کشورهای ثروتمند
- چرا امپریالیسم [همواره] بهنسلکشی باز میگردد؟
- دستان اوباما در اودسا به خون آغشته است!
- رهایی، دانش و سیاست از دیدگاه مارکس
- روسپیگری و روشهای مبارزه با آن
- سرگذشت 8 زن در روند انقلاب روسیه
- سقوط MH17 توسط جنگنده های نیروی هوائی اوکراین
- سکوت را بشکنید! یک جنگ جهانی دیگر از دور دیده میشود!
- سه تصویر از «رؤیای آمریکایی»
- سه مقاله دربارهی هنر، از تروتسکی
- شاعر و انقلاب
- فساد در اتحادیههای کارگری کانادا
- فقر کودکان در بریتانیا
- قرائت گرامشی
- کمون پاریس و قدرت کارگری
- گروه 20، تجارت و ثبات مالی
- لایحه موسوم به«حق کار»، میخواهد کارگران را بهکشتن بدهد
- ماركس و خودرهایی
- ماركسیستها و مذهب ـ دیروز و امروز
- مانیفست برابری فرانسوا نوئل بابوف معروف بهگراکوس[1]
- مجموعه مقالات در معرفی و دفاع از انقلاب کارگری در مجارستان 1919
- مجموعه مقالات در معرفی و دفاع از انقلاب کارگری در مجارستان 1919
- ملاحظاتی درباره تاریخ انترناسیونال اول
- ممنوعیت حزب کمونیست: گامی به سوی دیکتاتوری
- نقش کثیف غرب در سوریه
- نگاهی روششناسانه بهمالتیتود [انبوه بسیارگونه]
- واپسین خواستهی جو هیل
- واپسین نامهی گراکوس بابوف بههمسر و فرزندانش بههمراه خلاصهای از زندگی او
- ویروس کرونا و بحران سرمایه داری جهانی
- یک نگاه سوسیالیستی بهسرزمینی زیر شلاق آپارتاید سرمایه