rss feed

27 آبان 1393 | بازدید: 10162

انتقال کارخانه‌ها از چین به‌آمریکا

نوشته: پویان فرد

یک نظرسنجی در مورد انتقال کارخانه‌ها از چین به‌آمریکا

واشنگتن، آژانس خبری AFP، براساس گزارش جدیدی از سوی «گروه مشاوره‌ی بوستون» که چند روز پیش منتشر شد، تولیدکنندگان بزرگ به‌طور فزاینده‌ای محل تولید خود را از چین به‌ایالات متحده منتقل می‌کنند.

 

 


 

مقدمۀ مترجم: این مقاله و مقالات مشابه فراوان نشان از این دارند که تولید از چین به‌آمریکا و اروپا در حال جابه‌جایی است. آن‌چه به‌دنبال تولید جابه‌حا می‌شود، سرمایه‌ است که جابه‌جایی‌های سیاسی را نیز درپی می‌آورد. این‌که مقالات متعددی در مورد حرکت تولید و سرمایه از چین به‌آمریکا و اروپا منتشر می‌شود، نشان از این دارد که این حرکت از مدت‌ها پیش آغاز شده و اینک طوری جدیت پیدا کرده که چشم‌پوشی از آن غیرممکن شده است. اگر به‌دلیل جابه‌جایی تولید و سرمایه فکر کنیم، به‌سادگی قابل فهم است‌که مهم‌ترین عامل آن تولید ارزن‌تر و سود بیش‌تر است. بنابراین، همین جابه‌جایی تولید و سرمایه نشان می‌دهد که دستمزد در چین بالا رفته و در آمریکا و اروپا نسبت به‌چند سال پیش پایین آمده است. این افزایش و کاهش دستمزد را فاکتورهای و مقالات دیگری نیز نشان می‌دهند.

صرف‌نظر از میزان و شدت جابه‌جایی‌ سرمایه‌ها در حال حاضر که آمارها نشان از این دارند که چندان هم کم نیستند؛ اما آن‌چه جابه‌جایی سرمایه در پی دارد، تغییر سیاست و بلوک‌بندی‌های اقتصادی‌ـ‌سیاسی در عرصه‌ی جهانی است. این تغییرات را باید با دقت هرچه بیش‌تر و ممکن‌تر زیر نظر داشت. چراکه پاره‌ای از تحولات سیاسی در عرصه‌ی جهانی می‌تواند روی سرنوشت مردم کارگر و زحمت‌کش همه‌ی کشورهای دنیا تأثیرات پیچیده‌ای داشته باشد.

از طرف دیگر، شواهد بسیاری نیز نشان از این دارند که مشکلات اقتصادی برخاسته از بحران اقتصادی سال 2009 و دیگر مشکلاتی که در کلیت خویش به‌طور روزافزونی سودآوری سرمایه‌های غربی را نشان گرفته‌اند، با جابه‌جایی تولید و سرمایه حل نخواهد شد. چنین می‌نماید که این مشکلات تحولاتی را می‌طلبد که چه‌بسا همه‌ی بشریت با ‌خطر نابودی مواجه کند. نمونه‌های بروز این تحول خطرناک را در خاورمیانه، آفریقا و به‌طور روشن‌تری در اوکراین می‌بینم. در مقابل این خطر خانمان‌برانداز باید هشیار و فعال بود.


واشنگتن، آژانس خبری AFP، براساس گزارش جدیدی از سوی «گروه مشاوره‌ی بوستون» که چند روز پیش منتشر شد، تولیدکنندگان بزرگ به‌طور فزاینده‌ای محل تولید خود را از چین به‌ایالات متحده منتقل می‌کنند.

مدیران ارشد شرکت‌های تولیدیِ مستقر در آمریکا که سالانه بیش از یک میلیارد دلار فروش دارند، در سومین بررسی سالانه‌ی خود اظهار داشتند که تعداد شرکت‌هایی که در حال انتقال از چین به‌آمریکا هستند، نسبت به‌سال پیش 20 درصد افزایش یافته‌ است.
مسئولین یک نظرسنجی‌ که در آگوست امسال انجام گرفت، از شرکت‌های بیشماری که هم‌اکنون در چین تولید می‌کنند، سؤال کرده‌اند: «با توجه به‌این واقعیت که انتظار می‌رود هزینه‌های دستمزد در چین افزایش یابد، آیا پیش‌بینی می‌کنید که شرکت شما تولیدات خود را به‌ایالات متحده انتقال دهد؟».

مدیران شرکت‌هایی که در پاسخ گفتند: «آری، ما درحال حاضر به‌طور فعال به‌این کار مشغول هستیم»، نسبت به‌نظرسنجیِ «بازهم ساخت آمریکا» حدود 16 درصد، نسبت به‌نظرسنجی آگوست 13 درصد و نسبت به‌اولین ‌نظرسنجی از این سری، در فوریه 2012 هفت درصد افزایش داشته‌اند.

هارولد سیرکین، نویسنده و هم‌کار گروه نظرسنجی BCG (گروه مشاوره‌ی باستون) به‌آژانس خبری AFP گفت: پس از مشاهده‌ی افزایش بی‌کاری در آمریکا به‌دلیل انتقال تولیدات [آمریکایی] به‌چین، «امروز شاهد عکس این روند هستیم».

مدیریت بخش جهانی شرکت مشاوره‌ای مستقر در بوستون، گفت: نظرسنجی به‌صورت آن‌لاین در طیف گسترده‌ای از صنایع انجام شد. از صنایع الکترونیک و کامپیوتر گرفته تا ماشین‌آلات، حمل و نقل، نفت، پوشاک و مواد غذایی.

BCG بدون این‌که شرکت‌های درگیر در نظرسنجی را مشخص کند، گفت تقریباً تمام تصمیم گیرندگان برای شرکت‌هایی کار می‌کردند که هم در آمریکا و هم در خارج از آمریکا تولید دارند و مصرف‌کننده‌ی محصولات‌شان نیز آمریکایی و غیرآمریکایی‌اند. به‌طورکلی، 252 نفر در این نظرسنجی شرکت کردند.

تعدادی از مدیرانی که گفتند شرکت‌های‌شان می‌بایست بازگشت تولید از خارج به‌آمریکا را در آینده‌ی نزدیک «در نظر» داشته باشد، تقریباً به 24 درصد سرمی‌زند.

بیش از نیمی از پاسخ دهندگان که بالغ بر 54 درصد می‌شدند، اعلام کردند که طرف‌دار بازگشت تولید به‌ایالات متحده هستند. این درصد در حدود سال قبل است.

بیش از 70 درصد [از مدیران] دلیل انتقال تولید به‌ایالات متحده را دسترسی بهتر به‌نیروی‌کار ماهر برشمردند. این‌ها چهار برابر بیش‌تر از کسانی بودند که از انتقال تولید به‌خارج از آمریکا طرف‌داری می‌کنند.

برای محصولاتی که در ایالات متحده به‌فروش می‌روند، نزدیک به 80 درصد انگیزه‌ی انتقال تولید به‌ایالات متحده را زنجیره عرضه‌ی کوتاه‌تر و کاهش هزینه‌های حمل و نقل بیان می‌کنند.

علاوه براین، 71 درصد از پاسخ دهندگان دلیل این انتقال را برای تجارت با اقتصادهای بزرگ جهان و درحدود 75 درصد نیز دلیل این انتقال را کنترل محلی بر فرآیندهای تولید، بهبود کیفیت و بازده تولید برشمردند.

سیرکین (مشاور تجارت و نویسنده آمریکایی، که اغلب در مورد روند در نوآوری و رقابت تجارت جهانی می‌نویسد)، در بیانیه‌ای اعلام کرد که «این داده‌ها نه تنها نشان می‌دهد که علاقه‌ی ‌بازگرداندن تولید به‌آمریکا و ایجاد اشتغال در این کشور هم‌چنان پابرجاست، بلکه شرکت‌ها نیز در همین جهت ‌اقدام می‌کنند».

پیش‌بینی در مورد کاهش سهم چین:

با نگاهی به‌برنامه‌ی جابه‌جایی تولید در پنج سال آینده، پاسخ دهندگان گفته‌اند که 47 درصد از میانگین کل تولید در ایالات متحده انجام خواهد شد. این نسبت به‌سال قبل 7 درصد افزایش را نشان می‌دهد.

کاهش تولید در چین با جدیت برای 11 درصد از ظرفیت کل تولید برنامه‌ریری شده است؛ این کاهش 21 درصد از نظرسنجی سال 2013 بیش‌تر است.

پیش‌بینی‌ها هم‌چنین کاهش تولید در مکزیک (منهای 5/0 درصد)، اروپای غربی (منهای 19 درصد) و برای بقیه آسیا (منهای 22 درصد) را نشان می‌دهند. این درصورتی است‌که افزایش 23 درصدی برای بقیه دنیا پیش‌بینی می‌شود.

این نظرسنجی نشان می‌دهد که ایالات متحده، مکزیک را به‌احتمال زیاد به‌عنوان مقصد و پتانسیل جدیدی برای خدمت به‌بازار خود انتخاب کرده است.

تقریباً مثل سال قبل که 26 درصد از مدیران آمریکا را ترجیح می‌دادند، امسال نیز 27 درصد از آن‌ها چنین ترجیحی دارند؛ این درصورتی است‌که 24 درصد از بقیه مدیران مکزیک را ترجیح می‌دهند.

اکثریت قریب به‌اتفاق پاسخ دهندگان، یعنی 72 درصد از آن‌ها، 5 سال آینده را برای اتوماتیزه‌کردنِ بیش‌تر یا فن‌آوری ساخت و تولید پیشرفته‌ برنامه‌ریزی کرده‌اند، آن‌ها می‌گویند، بدین‌ترتیب هزینه‌های‌شان کاهش می‌یابد، رقابت افزایش پیدا می‌کند و از نزدیک‌تر شدن به‌مصرف‌کنندگان‌ خود سود بیش‌تری به‌دست می‌آوردند.

BCG چنین نظر می‌دهد که: ایالات متحده به‌شدت به‌دنبال بهره‌برداری از تولیدکنندگانی است که افزایش تولید منطقه‌ای را دنبال می‌کنند، به‌ویژه اگر این افزایش تولید منطقه‌ای هزینه‌های اتوماتیزاسیون را نیز کاهش بدهد.

اشتغال نیز آینده‌ای شفاف‌تر خواهد داشت. پنجاه درصد از مدیران انتظار افزایش 50 درصد اشتغال را در 5 سال آینده دارند، در مقایسه با پیش‌بینیِ 17 درصدیِ کاهش اشتغال.

ترجمه: پویان فرد

منبع: http://news.yahoo.com/manufacturing-moving-china-us-survey-065217238--finance.html

***

منابع دیگری در این زمینه‌:

http://www.dw.de/manufacturers-move-back-to-us-from-china/a-18013750

http://www.economist.com/news/special-report/21569570-growing-number-american-companies-are-moving-their-manufacturing-back-united

http://blogs.wsj.com/economics/2013/09/24/more-manufacturers-moving-operations-back-to-u-s/

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

یادداشت‌ها

خاطرات یک دوست ـ قسمت سیزدهم

دو پاراگرافِ آخر از قسمت دوازدهم

بتول خانوم نوعی خاص از «پیشه­وری» از جنس کارخانگی را داشت. مسئول رتق و فتق کار حداقل سه چهار زن کارگر خانگی دیگر و یکی/دو نفر آدمِ پاره‌وقت در خانه/کارگاه خودش بود. از همین‌رو، عمری از لحاظ سیاسی محافظه‌کار بود. در هر دو رژیمْ اربابی که چهل سال برایش کار دستمزدی کرده بود، یک بازاری خیلی سنتی بود که از حامیان عقیدتی مؤتلفه بود؛ و از «کمونیست» بودن من در زندانِ قبل از بهمن 57 مطلع شده بود. اما از بتول خانوم وضعیت سیاسی واضح‌تری داشت. او طرف‌دار و حامیِ مالیِ خمینی شده بود. و شاید از قبل هم بود، اما عمه‌جونِ من نه خمینی را تائید می‌کرد و نه شاهی بود. فقط در سال 76 یکبار رفت و به‌خاتمی رأی داد. آن‌هم فقط در دور اول. چون در دور دوم از او هم برگشت.

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست ـ قسمت دوازدهم

آخرین پاراگراف قسمت یازدهم

نمی‌دانم چرا در سری دوم به­تخت بسته شدن یاد ننه سادات افتادم. به‌نظرم می‌آمد که می­ارزد در راهی کتک بخورم که مردمانی چون ننه سادات در حقارت و رنج زندگی نکنند. عجب معجزه­ای کرد این نظرورزی نوع دوستانه من. بعدها برای چند نفر در زندان تعریف کردم. بهروز نابت که خیلی به‌من نزدیک بود، دستم را با مهر فشرد. و از چند ماه (جیره‌ی) شلاق خوردنش برایم حرف زد. گرمی ادراکش عجب چسبید. روزهای بعد همراهم تجسم ننه سادات بود و تاب­آورنم را سهل می‌کرد. بعد از سیزده روز من بُردم. «هیچ» اطلاعاتی لو نرفت! سرافراز بودم و سپاسگذار ننه سادات.

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست ـ قسمت یازدهم

اولش شروع کردم به‌شمردن کابل­ ها به‌کف پا: چهل­ و هشت... پنجاه‌ونه. اولین ضربات خیلی تحریکات شدیدتری داشت. یاد پابرهنه راه رفتن در کوه می‌افتادم. نوع کابل و زننده‌ی کابل عوض شد. این یکی تحملش سخت‌تر بود: سی ­و دو... فریادْ کمکی نمی‌کرد، عصب­ ها تاب نمی­ آورد. چندجا پوست کنده شده بود. چشمم تار شد. نفسم رفت... سطل آبِ سرد را که ریخت روی سرم چند قولوپ آب را فرو دادم. به‌سرفه افتادم. آب از حلقم به‌نای رفته با درد از بینی بیرون آمد. چشمانم  باز شد. دو نفر کابل به‌دست داشتند. یک نفر که اول با کابل نازک می‌زد بیرون رفته بود. کابل زنِ دوم که با کابل وسطی می‌زد و یه نفر هم با کلفت‌ترین کابلْ عرق کرده و پائین تخت ایستاده بود. دو نفر دیگر مشغول بازکردن دست و پا بودند. یکی دیگر هم از در بیرون می‌رفت. پایم را حس نمی‌کردم. سنگین و متورم بود. باورم نمی‌شد. چقدر زود گشت.

ادامه مطلب...

دست‌ها ازآسانژ کوتاه! آسانژ و امپراتوری کنترل

اگر آسانژ را مجرم شناختند به این دلیل است که چشمان ما را به روی جنایات جنگی آمریکا باز کرد، چون دستورات شکنجه زندانیان گوانتانامو یا ویدئوی قتل ۱۱ غیرنظامی از جمله دو گزارشگر رویتر را وقتی بالگردهای اِی اِچ ۶۴ آپاچی خیابانی در عراق را به آتش کشیدند، به ما نشان داد.

ادامه مطلب...

شعری که شعر نیست!

می‌ترسم از این‌که شعرم توانمند نباشد؛

در حضور دیگران ارجمند نباشد؛

در بیان دردِ این توده‌ی عظیمِ فرودستانْ حقیقت‌مند نباشد؛

ترسم از آن است که،

ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* کتاب و داستان کوتاه:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top