نیرویکار در چین (جامعهی هارمونیک) یا مبارزهی طبقاتی؟
صاحبان سرمایههای جهانی از دسترسی بهاین کارگاه بزرگ و نسبتاً ارزان خرسندند، چراکه در این کارگاه میتوانند کالاهایی را تولید کنند که خریداران اروپایی و آمریکای شمالی مصرفکنندهی آن هستند، و اکنون تقریباً بههمان اندازه نیز از فروش کالاها و خدماتِ مشابه در بازار بیش از پیش ثروتمند چین خشنودند.
نوشتهی: بِنِت گیلایوم
ترجمه: پویان فرد
منبع: https://www.peoplesworld.org/article/labor-in-china-harmonious-society-or-class-struggle/
مقدمهی سایت رفاقت:
اغلب پذیرفته میشود که چین کنونی جامعهای طبقاتی و سرمایهداری است؛ اما منابع چندانی دربارهی چگونگی مبارزات کارگری در چین بهزبان فارسی در دسترس نیست. بههمین دلیل بهدوستانی که بهنوعی خودرا بهمحفلی که گرد سایت رفاقت کارگری شکل گرفته مربوط میدانند، توصیه کردیم که بنا بهانتخاب خودشان در این زمینه نیز فعال باشند. ترجمهی مقالهی حاضر اولین گام در این راستاست. اما ازآنجا که اطلاعات ما نسبت بهمبارزهی کارگری در چین بسیار ناچیز است، نمیتوانیم درستی یا نادرستی دادههای این مقاله را تأیید ویا تکذیب کنیم. این گامی آزمایشی برای فهم چیزهایی است که جهان کنونی را بدون آن نمیتوان فهمید. تحقیق و ترجمههای دیگر در این زمینه هم بهفهم ما کمک میکند و هم منابع بیشتری در اختیار فارسی زبانها قرار میدهد. بنابراین، نقد و بررسی دادههای این ترجمه و معرفی مقاله در این زمینه کارِ مثبتی است که ضمن افزایش پتانسیل تعقلیـانقلابی، خشنودی ما را نیز فراهم میکند.
*****
اینها کارگران اعتصابیِ کارخانهی هایـپی اینترناشیونال Hi-P International در شانگهای هستند که در دوم دسامبر 2011 نزدیک دروازهی کارخانه تجمع کردند. صدها کارگر اخراجیْ بیرونِ کارخانهای که در اختیار یک شرکت سنگاپوری است و برای مصرفکنندگان عمده (مانند Motorola و HP) تولید میکند، گرد آمده و روی بنرهایشان نوشتند: « ما توضیح میخواهیم! ما حقیقت را میخواهیم! تبعیت کارخانهی هایپی از قانون کار کجاست؟ اعتبار دولت کجاست؟
[عکس از یوجین هوشیکو ـ AP]
از زمانی که حزب کمونیست، تحتِ رهبری دنگ شیائوپینگ Deng Xiaoping اصلاحات بازار را آغاز کرد و فرشِ خوشآمدگویی را حدود 40 سال پیش برای سرمایههای خارجی پهن نمود، چین از دلرباییها و مجیزگوییهای مکرر در مقابل ثروتمندان و قدرتمندان غرب دست نکشیده است.
صاحبان سرمایههای جهانی از دسترسی بهاین کارگاه بزرگ و نسبتاً ارزان خرسندند، چراکه در این کارگاه میتوانند کالاهایی را تولید کنند که خریداران اروپایی و آمریکای شمالی مصرفکنندهی آن هستند، و اکنون تقریباً بههمان اندازه نیز از فروش کالاها و خدماتِ مشابه در بازار بیش از پیش ثروتمند چین خشنودند. درعینحال، رسانههای اصلی و تجاری و همچنین سیاستمدارن غربی که از رشدِ کُند و رکود اقتصادی در قلمرو خود ناامید شدهاند، چارهای جز نگرانی از نرخ رشد چین ندارند. دهههای متوالیْ تولید ناخالصِ دو رقمی در چین، ممکن است که امروزه بههفت درصد کاهش یافته باشد؛ اما چنین رقمی ـهنوز همـ دهان بسیاری از کشورهای غربی را آب میاندازد.
البته همین داستان، همان مسئلهای است که بخش اعظمی از چپهای اروپایی را خشمگین میکند. حزب کمونیست چین، بهگفتهی خودشان، ضمن فراموش کردن عدالت اجتماعی و محیط زیست، سیاستهای منجر بهرشدی فوقالعاده را دنبال کرده است. و اکنون نیروهای بازار بر سرزمینی حکومت میکنند که در سال 1949 بهنام رهایی بشر از سلطهی امپراطوری آزاد گردید. باور عمومی در جمهوری مردمْ دیگر نه برابری، بلکه مغازهگردی و خرید و بشارتها و پندهایی در بالا بردن سطح اجتماعی است. سوسیالیزم واژهای فقط برای [حفظ] قدرت است و بیش از این نمیتوان آن را در [چین] جدی گرفت. و کارگران [در این واژه] فراموش شدهاند.
حزب کمونیست چین طبیعتاً این افکار را بهتمسخر میگیرد. [آنها میگویند که] کارگران از گذشته مرفهترند. تقریباً همهی کارگران، بهعلاوهی (و بعضی اوقات بهویژه) فرزندان آنها از مناطق روستایی بهمناطق صنعتی پررونق کشور مهاجرت کردهاند.
پیادهرَوی در بوند Bund، منطقهی آبکنار در مرکز شانگهای.
شانگهایی که شبیه پاریس، میلان و نیویورک و حتی بهتر از آنهاست.
در واقع، نه منتقدان عدالت اجتماعی از مدل چینی و نه کسانی که تحسینکنندهی دستآوردهای آن هستند، هیچ مدرکی برای ارزیابیهای خویش ندارند. جوانان با اندک چشماندازی از سرزمین خویش، در ازدحامی صدها میلیونی از مناطق روستایی آمده و در شهرها و شهرکهای کارخانهای چین سکونت گزیدهاند. این تودهی جوان یا رستوران باز کردهاند، و یا بهارائه دهندهی خدمات دیگری در کلانشهرهای عظیم این کشور تبدیل شدهاند. آنها چنین کردهاند؛ لازم استکه بگوییم اینگونه کارها را داوطلبانه انجام دادهاند؛ و غالباً بهخواست خود نیز رسیدهاند.
آنها همچنین برای دستمزی ناچیز ساعتهای بسیار طولانی را بهسختی کار میکنند، دچار سوانح کاری میشوند، دستمزدهایشان پرداخت نمیشود، و وقتی کارفرماْ کارخانه [یا مغازهی] خود را میبندد، بیکار میمانند.
سرمایهگذاران بینالمللی بهاین مشهورند که نیرویکار دانشجویان را نیز استثمار میکنند. رسوایی جدیدی نشان میدهد که گروه تایوانی فنآوری فاکسکانTaiwanese Foxconn Technology Group’s از کارآموزان ثبتنام شده در مؤسسات حرفهای استفاده میکنند. وظیفهی محوله بهاین دانشآموزان تقریباً هیچ ارتباطی با تحصیلات آنها ندارد؛ و طبق گزارشاتی در این زمینه، این دانشآموزان در شیفتهای 11 ساعته بهطور فصلی برای مونتاژ آیفون 11 بهکار گرفته میشوند.
در بازهی زمانیِ اواخر دههی 90 و اوایل دههی 2000، هنگامی که دولت کارخانههایی را که از لحاظ اقتصادی سودآور نبودند، تعطیل کرد و کارخانههای دیگر را در تلاش برای کوچکتر ـاما سودآورترـ کردنِ ناوگان شرکتهای دولتی (SOEs) با یکدیگر ادغام نمود، دهها میلیون نفر اخراج شده و مشاغل امن خود را از دست دادند. شرکتهای دولتی همچنان پرچمداران اقتصاد چین باقی خواهند ماند، اما این کار را بهعنوان بازیگرانی آراسته و مؤثر انجام خواهند داد. حتی در حالِ حاضر نیز، کاهش حدود 1.8 تا 6 میلیون شغلِ اضافی در صنایع زغال و فولاد در راه است. (دولت بودجهی قابل توجهی را برای حمایت از درآمد و وامها اختصاص داده است؛ بهعنوان مثال، برای وام بهکارگران اخراجی که بهآنها کمک میکند تا بنگاههای اقتصادی خُرد و نوپا راهاندازی کنند.)
از اعتصاب نترسید
اینکه بیمی از اعتصاب دربین نیست، سئوال عملیِ دیگری را برمیانگیزد. کارگران در این اقتصاد بازارِ [بهاصطلاح] سوسیالیستیِ غولپیکر در راستای دفاع و بهبود اوضاع خود چه میکنند؟ دولت و «فدراسیون اتحادیههای کارگری سراسری چین» در این روند چگونه یاری میرساند و یا مانع آنها میشود؟ اما بیش از یکبار بهمن گفتهاند که مردم چین ـدرعملـ مردم مطیعی هستند و نمیخواهند مشکلی ایجاد کنند. با وجود این، اگر این گفته حقیقت داشته باشد، تنها برای برخی از کارگران و در برخی از موقعیتها صادق است.
دادههای سازمانهایی که مسائل مربوط بهکارگران را زیر نظر میگیرند، حاکی از این است که توقف کار و اعتراضات مربوط بهکار از 8 سال پیش بالا گرفته است؛ این زمانی بود که وقایع مبارزاتیـصنعتیْ کارخانهی هوندا در استان گوانگدونگ را بهلرزه درآورد، و اخبار آن هم بهگوش عموم رسید. نزدیک به 3000 اعتصاب ثبت شده در سالهای 2015 و 2016 گزارش شده است. در سال 2014، پنجاه هزار کارگر درگیر مبارزهای حماسی در کارخانههای مختلف کفشسازیِ هلدینگ صنعتی یوین Yue Yuen در دونگوان Dongguan شدند، چراکه بهامتناع شرکت از کمک بهصندوق بیمهی اجتماعی اعتراض داشتند. همان سال، در گوانگژو Guangzhou حدود 2500 تن از کارگران کارخانهی کفش لاید Lide Shoes بهدنبال اعلام جابهجایی از طرف کارفرما و تلاش برای وادار کردن کارگران بهامضای قراردادهایی با مزایای کمتر، دست از کار کشیدند. در سال 2015، پنج هزار کارگر شاغل در کارخانهی کفش استلا Stella Shoe Co، کارخانه را بهدلیل خودداری کارفرما در ایجاد صندوق مسکن، ترک کردند.
معترضان از سوی سازمانهای کارگری بنرها و پلاکارتهای اعتراضی را بهحمایت از کارگران
اعتصابی در کارخانهی صنعتی یوینگ در دست دارند.
این اعتراض بیرون یکی از فروشگاههای آدیداس، در یک مال تجاری در هنگکنگ، در 24 آوریل 2014 برگزار شد.
براساس گزارش «مجلهی کسبوکار در چین» China Business Review، تا سال 2016 حوادث و ناآرامی در بخشهای خردهفروشی و خدمات، بیشتر از حوادث و ناآرامی در بخشهای تولیدی بود. هنگامی که غولِ خوردهفروشیِ والمارت Walmart درصدد برآمد که قوانین سخت و بیرحمانهی موسوم به«انعطافپذیری» [یعنی: زمانبندی متغییر کار طبق دلخواه کارفرکا] را بهکارگرانی تحمیل کند که بهشیفتهای منظم با مدت زمانی معقول عادت داشتند، کار بهطور ناگهانی در تمام مغازههای والمارت متوقف گردید.
خود بهخودی خواندن چنین اقداماتی گمراه کننده است. بدون تردید بسیاری از این اقدامات برنامهریزی شده و بهواسطهی همکاری چشمگیر کارگران با هم واقع شده است. رسانههای اجتماعی تبدیل بهابزار اصلی کارگران ناراضیای شد که قصد اعتراض داشتند. اما روشن است که چنین اقداماتی توسط «فدراسیون رسمی اتحادیههای کارگری سراسری چین» (ACFTU) همآهنگ و رهبری نشده است، [اما] نمیتوان گفت که کارکنان این سازمانها ـالزاماًـ نسبت بهاین اعتراضات بیتفاوت بودند.
جامعهای هارمونیک یا مبارزهی طبقاتی؟
پاسخ رسمی بهاصطکاک طبقاتی چیست؟ پیدا کردن این پاسخ سخت نیست. برای پکن کلید اصلیِ «سوسیالیسم با ویژگی چینی» توسعهی «همآهنگ» است. [کلمهی] «همآهنگی» یکی از محبوبترین صفتهای رسمی سال 2018 در چین است. و فکر نمیکنم که این [واژهای] طعنهآمیز باشد.
بهطورکلی، رهبران حزب کمونیست نمیخواهند بهنارضایتی کارگران با مشتی آهنین پاسخ بدهند، (اگرچه دولت افرادِ مرتبط با ان.جی.اوهایی را که در مبارزات کارخانهها درگیر شدهاند، تحت تعقیب قرار داده است). آنچه حزب کمونیست میخواهد: صلح [در روند] کار است. بنابراین برنامه و یا امید این است که «فدراسیون اتحادیههای کارگری سراسری چین» (ACFTU) در مدیریت اقتصادی نقش بیشتری را بهعهده بگیرد؛ و این بهمعنی رهبری مذاکرات دربارهی توافقهای جمعی در کارخانههای سراسر کشور، شناسایی معضلات پیش از انفجار آنها، و نهادینه کردن روابط صنعتی بههمان روشی است که برای دانشجویان پس از جنگ [دوم جهانی] در غرب آشناست. بنا بهگزارشها[یی]، حزب کمونیست گفته است که میخواهد سازماندهی کارگران در اتحادیهها را به 90 درصد برساند.
قانون کار در چین با اینکه دربارهی قوانین چانهزنی، مفصل نیست، اما روشن است. کارگران میتوانند در آن محلهای کار که 25 نفر یا بیشتر کار میکنند، تشکیلات اتحادیهای ایجاد کنند. در جاهای کوچکتر کارگران میتوانند کمیته تشکیل بدهند. در مواقعی که اکثر کارگران بهچانهزنی تمایل داشته باشند، باید «توافقنامهای جمعی توسط نمایندهی کارگران (که تحتِ رهبری اتحادیهی کارگری در سطوح بالا انتخاب میشود)، منعقد گردد».
این تمام داستان نیست. قرار است که «شوراهای نماینده کارمندان و مجامع کارگری» فعالیت خودرا شروع کنند. فصل اول مادهی 4 قانون قراداد کار ملزم میداند که مقررات کارخانهای که بر شرایط کار و پاداش کارکنان تأثیر میگذارد، نتیجهی مشاوره باشد؛ هرچند که بهکارگران حق وتو در مورد اقدامات و تغییرات داده نمیشود.
شاید برحسب مصلحت، تمایزی بین اتحادیههای کارگری و خودِ کارگران گذاشته شده باشد، [یعنی] بهرسمیت شناختن فرصتی برای هر دو طرف در سنجشِ [شرایط] نامناسب در محل کار. متخصصان منابع انسانی غربی که امروزه در چین کار میکنند، بهمشتریان شرکتهای خود در برابر اهانت برعلیه چنین مقرراتی هشدار میدهند.
بهگفتهی یکی از شرکتهای حاضر در کشور، در این اواخر «موارد بسیاری وجود داشته که سیاستهای داخلی کارفرما در هنگام دعوی قضایی و داوری بهدلیل سپری نکردن روند دموکراتیکْ نامعتبر شناخته شدند». این شرکتها باید برای محافظت از خود، حداقل در رابطه با اقدامات و پیشنهادات کارکنانشان، با «بینش حقوق جهانی» (Global Legal Insights) مشورت کنند.
دولت کارگری... حداقل در زمانی که
مردم تماشا میکنند
اما زندگی و قانونگذاری میتوانند جهانهای جداگانهای باشند. در اینجا یک مورد از آن را حکایتوار بازمیگویم. مؤسسهی علمیِ معتبری در بزرگترین شهر این کشور وجود دارد که مدیر ارشد آن در اوایل 2018 اصلاحات بنیادینی را در روشهای آموزشی کلاسهای [این مؤسسه] اعلام کرد. معلمانی که تحتِ تأثیر این اصلاحات بنیادی قرار میگرفتند، از اعلام این برنامهی عجولانه بهوحشت افتادند. علیرغم آنچه در قانون آمده است [در رابطه با اعلام این اصلاحات بنیادین] هیچ مشاورهی واقعی صورت نگرفته بود، احتی ممکن است که این [اقدامات] با مُهرهای رسمی اتحادیه مورد تأیید قرار گرفته باشد. [با همهی این احوال] هنگامی که زمان اجرای این تغییرات فرارسید، برخی از معلمان بیباک باصدایی رسا در مقابل این اقدامات اعتراض کرده و همکاران آنها نیز صریحاً از آنها حمایت نمودند. نتیجهی آن چه بود؟ این اقدامات بهسرعت بایگانی شد، حداقل تا حالا.
مقامات و افراد تأثیرگذار نمیخواهند در کشوری که خود را بهعنوان دولت کارگران معرفی میکند، همانند افرادی دیده شوند که بهسادگی از حقوقِ مردم کارگر عبور میکنند. اما بسیاری از آنها اگر بتوانند بدون هایوهویْ چنین کاری را انجام دهند، از قدرت خود سوءِاستفاده خواهند کرد.
حال سئوال اینجاست که [در عمل] این قوانین بهچه میزانی کارائی دارند؟ راجع بهحق اعتصاب، موضوع جالب توجه این است که: درحال حاضر سکوتی نسبی حکمفرماست. مادهی 27 قانون اتحادیهی کارگری بهوظیفهی اتحادیه در «توقف و یا کند کردن کار» اشاره دارد. بهعبارت دیگر، [این قانون] احتمال اعتصاب را بهرسمیت میشناسد. ازطرف دیگر، تا آنجا که من میدانم، مقامات رسمی چین در مورد اختلال و یا توقف کار حرفی برای گفتن ندارند ــ اگرچه دولتهای محلی و پلیسْ بنا بهشرایط، ممکن است که بهشیوههای اخلاقی یا غیراخلاقی وارد عمل شوند.
در این عکس شاهد مردانی هستیم که سیگارهایِ خود را درحالی روشن میکنند که صفحهی تلویزیونِ راهآهن پکن
در حال پخش زندهی برنامهی تلویزیونیای است که در آن رئیس جمهور شیجینپینگ در 25 اکتبر 2017
اعضای کمیتهی اجرایی حزب کمونیست چین را در تالار بزرگ مردم در پکن معرفی میکند.
در تحقیقاتی که بین سالهای 2012 تا 2015 بهانجام رسید، ایوان فرانچسچینی Ivan Franceschini همکار روزنامهی«ساخت چین» Made in China و کارشناس روابط کار در این غولِ [بهاصطلاح] سوسیالیستی، مصاحبههایی را در بیرون دروازهی 9 کارخانه در شنزن Shenzhen، یانگژو Yangzhou، و چونگگینگ Chongqing انجام داد. نتیجهگیریهای وی در مورد برداشت کارگران از قانونی و اخلاقی بودن اقدامات صنعتی [بهمعنیِ اعتصاب] جالب توجه بود. بهگفتهی فرانچسچینی، 38.5 درصد از پاسخدهندگان اعتصاب را قانونی میدانستند، و این در مقابل 13.9 درصدی بود که موضع مخالف را اتخاذ کردند (بخشی از آنها نیز از بیان دیدگاه خود مطمئن نبودند و یا از دادن پاسخ امتناع کردند).
بنابراین ما فضایی خاکستری داریم، (اصطلاحی که از زمان ورود بهشانگهای در ماه اوت بارها و بارها شنیدهام). این امر برای برخی بهمعنای فرصتی در دفاع از حقوقی اساسیای است که کارگران ترجیح میدهند از آن استفاده نکنند. اما حزب و دولت چگونه بهاین موضوع میپردازند؟ رهبران چین، که حداقل بهاندازهی منتقدان خود باهوشاند، میدانند که هارمونی را نه میتوان بهمردم تحمیل کرد و نه اینکه صرفاً آرزویش را داشت. آیا آنها در لحظهای معین برای رسیدگی بهناآرامیها، دست بهخنثی کردن اقدامات صنعتی در قانونگزاری خواهند زد؟ یا خواهند گفت که کارگران میتوانند اعتصاب کنند... [اما] پس از بهانجام رساندن تعهدات بیحد و حصر خویش؟ یا آنها خواهند فهمید که استقلال بیشتر برای نیرویکار تنها راه پیشروی است؟ دانسته است که اتحادیههای کارگری تنها درصورتی اتحادیههای کارگریاند که توسط اعضا و در خدمت نیازها و منافع آنها باشند، و فریب هیئت مدیرهی حقوقبگیرِ نشسته در رأس شرکتها را نخورده، و ابزار دست مأمورانی نشوند که زیر منت دیگران قرار دارند و از محیطهای کارگری بسیار فاصله گرفتهاند. این نیز دانسته استکه کارگرانی که بهحال خود رها شدهاند، فقط زمانی دست از کار میکشند که مطلقاً از روی ناچاری باشد. اما زمانی که چنین وضعیتی پیش بیاید، باید که [کارگران] بتوانند دست از کار بکشند!
آنچه میتوان گفت، حداقل این است که وضعیت کنونی وضعیتی سیال همانند آب است.
یادداشتها
خاطرات یک دوست ـ قسمت چهلمویکم
چند پاراگرافِ آخر از قسمت چهلم
نزدیک به چهار سال آشنایی و دوستی های مان بعنوان هم زندانی از عشرت آباد تا بندهای چهار و پنج و شش زندان شماره یک قصر، گستره متنوعی از تجارب را با هم داشتیم. بدون آنکه اختلافات مان در درک و چند و چون مبارزات را در یک کلاسور مشترک ریخته باشیم، اما همواره حسی مثبت و دوستانه را بین مان برقرار کرده بودیم.
ادامه مطلب...خاطرات یک دوست ـ قسمت چهلم
چند پاراگرافِ آخر از قسمت سیونهم
زندان شماره یک قصر سال های 53-54 را در دو مسیر موازی می توانم تصویر کنم؛ یکی تلاشی که می کوشید بهر صورتی شده یک گذشته «شکسته-بسته»از تشکیلات درون زندان را«احیا» کرده و بازسازی کند. بدون آنکه به لحاظ فکری بار تازه ای داشته باشد یا به مسائل تازه طرح شده در جنبش پاسخی روشن و کارآمد بدهد. این بیشتر بیک فرمالیسم «تشکیلاتی»می مانست تا یک جریان با درون مایه ای از اندیشه، نقد، و خلاصه درس گرفتن از ضعف و قوت های جریانات طی شده. همه ی آنهایی که به نوعی هویت طلبی تشکیلاتی مبتلا شده بودند و انقلاب را نه فرآیندی استعلایی نمی دیدند بلکه؛ مسیری تعریف شده یکبار برای همیشه می پنداشتند.
ادامه مطلب...خاطرات یک دوست ـ قسمت سی ونهم
چند پاراگرافِ آخر از قسمت سیوهشتم
در جستجوگری و صحبت با افراد بندهای چهارو پنجو شش تا زمانیکه یکیدو ماه اول در راهرو بند چهار بودم و بعد به یکی از اتاقهای بند پنج منتقل شدم. در ظهرهای چند روز متوالی که فرصتی بعداز غذا داشتیم و میشد وقت صحبت کردن داشت، مسعود رجوی با من وقت گذاشت و مفصل از وقایع و تحلیل ها و اشتراک مواضع و رویدادهای منتهی به سرکوب پلیس و موضع شخصی خودش صحبت کرد. میزان علاقه اش به تفصیل این موضوع برایم جای شگفتی داشت. او در جاهایی شروع به انتقاد از خودش بعنوان «رهبری» جریان کرد. گفته های او بیشتر از هر چیزی مرا دچار شگفتی می کرد و درک و جذب مطالبش را برایم سخت می کرد. من هنوز هم نمی فهمم چطور می شود اینقدر راحت راه و روش خطا رفت و بعد نشست و به آن انتقاد کرد و باز هم همان روال را ادامه داد !
ادامه مطلب...خاطرات یک دوست ـ قسمت سیوهشتم
چند پاراگرافِ آخر از قسمت سیوهفتم
با رسیدن به تهران مسافرین در ترمینال پیاده شدند و ما را با همان اتوبوس به داخل زندان قصر و درآنجا هم یکسره تا جلوی «ندامتگاه شماره یک» یا همان زندان شماره یک بردند. و آنجا با اندک وسایل شخصی پیاده مان کردند. و شروعی تازه با افسران زندان جدید و بازدید و لخت شدن و تندی متداول را تجربه کردیم و با حوصله از سر گذراندیم.
ادامه مطلب...خاطرات یک دوست ـ قسمت سیوهفتم
چند پاراگرافِ آخر از قسمت سیوششم
در زندان بسرعت با بزرگان جنبش چریکی از نزدیک محشور شدم. اولین چیزهایی که آموختم مسائل «سازمانی» بود. جنبش چریکی در نوباوگی عملی خودش سخت تحت ضربات سرکوب قرار گرفته و نیروهایش را به نوعی میشود گفت«تلفات» داده بود. کثرت دستگیریها، علیرقم مقاومتهای ستایش انگیز بسیاری در بازجوییها؛ مانع از هدر دهی نیروهایی نشد که قرار بود رهبری و استخوانبندی این جنبش را حفظ و صیانت کنند. در تحلیلهای بعدی؛ چه در زندان و چه در درون گروههای چریکی انجام شده توجه کمی را به نقش ضعفهای سازمان نیافتگی و خلعهای آسیب پذیر آن کردند. در حالیکه هر چقدر مبارزه سهمگینتر و هرچقدر سرکوبها سبوئانهتر باشد اهمیت سازمانیافتگی دم افزون تر میشود. در حقیقت اگر سلاح درک حقایق مبارزات انقلابی فلسفه و منطق «ماتریالیستی-دیالکتیکی» است؛ سلاح مقابله با نظامهای سرکوبگر و پلیسی «سازمان» است. آن هم از منظر «سازمان پذیری» نیروهای انقلابی. درباره این مقوله در جاهای دیگری به قوت پرداخته ایم.
ادامه مطلب...* مبارزات کارگری در ایران:
- فیل تنومند «گروه صنعتی کفش ملی»- قسمت دوم
- فیل تنومند «گروه صنعتی کفش ملی»
- بیانیه شماره دوم کمیته دفاع از کارگران اعتصابی
- تشکل مستقلِ محدود یا تشکل «گسترده»ی وابسته؟!
- این یک بیانیهی کارگری نیست!
- آیا کافکا بهایران هم میرود تا از هفتتپه بازدید کند !؟
- نامهای برای تو رفیق
- مبارزه طبقاتی و حداقل مزد
- ما و سوسیال دمکراسی- قسمت اول
- تجمع اول ماه می: بازخوانی مواضع
- از عصیان همگانی برعلیه گرانی تا قیام انقلابی برعلیه نظام سرمایهداری!؟
- ائتلاف مقدس
- وقتی سکه یک پول سیاه است!
- دو زمین [در امر مبارزهی طبقاتی]
- «شوراگراییِ» خردهبورژوایی و اسماعیل بخشی
- در مذمت قیام بیسر!
- هفتتپه، تاکتیکها و راستای طبقاتی
- تقاضای حکم اعدام برای «جرجیس»!؟
- سکۀ ضرب شدۀ فمنیسم
- نکاتی درباره اعتصاب معلمان
- تردستی و تاریخ، در نقد محمدرضا سوداگر و سید جواد طباطبایی
- دختران مصلوب خیابان انقلاب
- «رژیمچنج» یا سرنگونی سوسیالیستی؟!
- هفتتپه و پاسخی دوستانه بهسؤال یک دوست
- اتحادیه آزاد در هفتتپه چکار میکند؟
- دربارهی جنبش 96؛ سرنگونی یا انقلاب اجتماعی!؟
- دربارهی ماهیت و راهکارهای سیاسیـطبقاتی جنبش دیماه 96
- زلزلهی کرمانشاه، ستیز جناحها و جایگاه چپِ آکسیونیست!؟
- «اتحادیه مستقل کارگران ایران» از تخیل تا شایعه
- هزارتوی تعیین دستمزد در آینه هزارتوی چپهای منفرد و «متشکل»
- شلاق در مقابله با نوزایی در جنبش کارگری
- اعتماد کارگران رایگان بهدست نمیآید
- زحمتکشان آذری زبان در بیراههی «ستم ملی»
- رضا رخشان ـ منتقدین او ـ یارانهها (قسمت دوم)
- رضا رخشان ـ منتقدین او ـ یارانهها (قسمت اول)
- در اندوه مرگ یک رفیق
- دفاع از جنبش مستقل کارگری
- اطلاعیه پایان همکاری با «اتحاد بینالمللی در حمایت از کارگران در ایران»
- امضا برعلیه «دولت»، اما با کمک حکومتیان ضد«دولت»!!
- توطئهی خانه «کارگر»؛ کارگر ایرانی افغانیتبار و سازمانیابی طبقاتی در ایران
- تفاهم هستهای؛ جام زهر یا تحول استراتژیک
- نه، خون کارگر افغانی بنفش نیست؟
- تبریک بهبووورژواهای ناب ایرانی
- همچنان ایستاده ایم
- دربارهی امکانات، ملزومات و ضرورت تشکل طبقاتی کارگران
- من شارلی ابدو نیستم
- دربارهی خطابیه رضا رخشان بهمعدنچیان دنباس
- قطع همکاری با سایت امید یا «تدارک کمونیستی»
- ایجاد حزب کمونیستی طبقهی کارگر یا التجا بهنهادهای حقوقبشری!؟
- تکذیبیه اسانلو و نجواهای یک متکبر گوشهنشین!
- ائتلافهای جدید، از طرفداران مجمع عمومی تا پیروان محجوب{*}
- دلم برای اسانلو میسوزد!
- اسانلو، گذر از سوءِ تفاهم، بهسوی «تفاهم»!
- نامهی سرگشاده بهدوستانم در اتحاد بینالمللی حمایت از کارگران
- «لیبر استارت»، «کنفرانس استانبول» و «هیستادروت»
- «لیبر استارت»، «سولیداریتیسنتر» و «اتحاد بینالمللی...»
- «جنبش» مجامع عمومی!! بورژوایی یا کارگری؟
- خودشیفتگی در مقابل حقیقت سخت زندگی
- فعالین کارگری، کجای این «جنبش» ایستادهاند؟
- چکامهی آینده یا مرثیه برای گذشته؟
- کندوکاوی در ماهیت «جنگ» و «کمیتهی ضدجنگ»
- کالبدشکافی یک پرخاش
- توطئهی احیای «خانهکارگر» را افشا کنیم
- کالبدشکافیِ یک فریب
- سندیکای شرکت واحد، رفرمیسم و انقلاب سوسیالیستی
* کتاب و داستان کوتاه:
- دولت پلیسیجهانی
- نقد و بازخوانى آنچه بر من گذشت
- بازنویسی کاپیتال جلد سوم، ایرج اسکندری
- بازنویسی کاپیتال جلد دوم، ایرج اسکندری
- بازنویسی کاپیتال جلد اول، ایرج اسکندری
- کتاب سرمایهداری و نسلکشی ساختاری
- آگاهی طبقاتی-سوسیالیستی، تحزب انقلابی-کمونیستی و کسب پرولتاریایی قدرت...
- الفبای کمونیسم
- کتابِ پسنشینیِ انقلاب روسیه 24-1920
- در دفاع از انقلاب اکتبر
- نظریه عمومی حقوق و مارکسیسم
- آ. کولنتای - اپوزیسیون کارگری
- آخرین آواز ققنوس
- اوضاعِ بوقلمونی و دبیرکل
- مجموعه مقالات در معرفی و دفاع از انقلاب کارگری در مجارستان 1919
- آغاز پرولترها
- آیا سایهها درست میاندیشند؟
- دادگاه عدل آشکار سرمایه
- نبرد رخساره
- آلاهو... چی فرمودین؟! (نمایشنامه در هفت پرده)
- اعتراض نیروی کار در اروپا
- یادی از دوستی و دوستان
- خندۀ اسب چوبی
- پرکاد کوچک
- راعش و «چشم انداز»های نوین در خاورسیاه!
- داستان کوتاه: قایق های رودخانه هودسون
- روبسپیر و انقلاب فرانسه
- موتسارت، پیش درآمدی بر انقلاب
- تاریخ کمون پاریس - لیسا گاره
- ژنرال عبدالکریم لاهیجی و روزشمار حمله اتمی به تهران
* کارگاه هنر و ادبیات کارگری
- شاعر و انقلاب
- نام مرا تمام جهان میداند: کارگرم
- «فروشنده»ی اصغر فرهادی برعلیه «مرگ فروشنده»ی آرتور میلر
- سه مقاله دربارهی هنر، از تروتسکی
- و اما قصهگوی دروغپرداز!؟
- جغد شوم جنگ
- سرود پرولتاریا
- سرود پرچم سرخ
- به آنها که پس از ما به دنیا می آیند
- بافق (کاری از پویان و ناصر فرد)
- انقلابی سخت در دنیا به پا باید نمود
- اگر کوسه ها آدم بودند
- سوما - ترکیه
- پول - برتولت برشت
- سری با من به شام بیا
- کارل مارکس و شکسپیر
- اودسای خونین
* ترجمه:
- رفرمیستها هم اضمحلال را دریافتهاند
- .بررسی نظریه انقلاب مداوم
- آنتونیو نگری ـ امپراتوری / محدودیتهای نظری و عملی آتونومیستها
- آیا اشغال وال استریت کمونیسم است؟[*]
- اتحادیه ها و دیکتاتوری پرولتاریا
- اجلاس تغییرات اقلیمیِ گلاسکو
- اصلاحات اقتصادی چین و گشایش در چهلمین سال دستآوردهای گذشته و چالشهای پیشِرو
- امپراتوری پساانسانی سرمایهداری[1]
- انقلاب مداوم
- انگلس: نظریهپرداز انقلاب و نظریهپرداز جنگ
- بُرهههای تاریخیِ راهبر بهوضعیت کنونی: انقلاب جهانی یا تجدید آرایش سرمایه؟
- بوروتبا: انتخابات در برابر لوله تفنگ فاشیسم!
- پناهندگی 438 سرباز اوکراینی به روسیه
- پیدایش حومه نشینان فقیر در آمریکا
- پیرامون رابطه خودسازمانیابی طبقه کارگر با حزب پیشگام
- تأملات مقدماتی در مورد کروناویروس و پیآیندهای آن
- تاوان تاریخی [انقلابی روسیه]
- تروریسم بهاصطلاح نوین[!]
- جنبش شوراهای کارخانه در تورین
- جنبش مردم یا چرخهی «سازمانهای غیردولتی»
- جوانان و مردم فقیر قربانیان اصلی بحران در کشورهای ثروتمند
- چرا امپریالیسم [همواره] بهنسلکشی باز میگردد؟
- دستان اوباما در اودسا به خون آغشته است!
- رهایی، دانش و سیاست از دیدگاه مارکس
- روسپیگری و روشهای مبارزه با آن
- سرگذشت 8 زن در روند انقلاب روسیه
- سقوط MH17 توسط جنگنده های نیروی هوائی اوکراین
- سکوت را بشکنید! یک جنگ جهانی دیگر از دور دیده میشود!
- سه تصویر از «رؤیای آمریکایی»
- سه مقاله دربارهی هنر، از تروتسکی
- شاعر و انقلاب
- فساد در اتحادیههای کارگری کانادا
- فقر کودکان در بریتانیا
- قرائت گرامشی
- کمون پاریس و قدرت کارگری
- گروه 20، تجارت و ثبات مالی
- لایحه موسوم به«حق کار»، میخواهد کارگران را بهکشتن بدهد
- ماركس و خودرهایی
- ماركسیستها و مذهب ـ دیروز و امروز
- مانیفست برابری فرانسوا نوئل بابوف معروف بهگراکوس[1]
- مجموعه مقالات در معرفی و دفاع از انقلاب کارگری در مجارستان 1919
- مجموعه مقالات در معرفی و دفاع از انقلاب کارگری در مجارستان 1919
- ملاحظاتی درباره تاریخ انترناسیونال اول
- ممنوعیت حزب کمونیست: گامی به سوی دیکتاتوری
- نقش کثیف غرب در سوریه
- نگاهی روششناسانه بهمالتیتود [انبوه بسیارگونه]
- واپسین خواستهی جو هیل
- واپسین نامهی گراکوس بابوف بههمسر و فرزندانش بههمراه خلاصهای از زندگی او
- ویروس کرونا و بحران سرمایه داری جهانی
- یک نگاه سوسیالیستی بهسرزمینی زیر شلاق آپارتاید سرمایه