rss feed

19 مهر 1398 | بازدید: 276

گاه‌شماری آنارشیسم در روسیه 1953-1921

نوشته: مرضیه افشار

صرف‌نظر از بررسی موقع و موضع گروه‌های مختلف و متنوع آنارشیستی در برابر نیروی‌های استثمارکننده و استثمارشونده‌ در شوروی سابق (که احتمالاً از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گرفته است)؛ اما براساس اطلاعاتی که همین مقاله ارائه می‌دهد (یعنی: مبارزه‌ی «هم‌زمان با نازی‌ها و ارتش سرخ» در اوکراین در سال‌های 1945-1941)، می‌توان گفت که اوسیپ تسِبری Osip Tsebry و گروه گارد سبز (که «براساس اصول ماخنوویستی و آنارشیستی تشکیل» شده بود، نه تنها در آن سال‌ها از بار ترقی‌خواهی تهی بودند، بلکه جهت‌گیری فعلیتِ مبارزاتیِ «هم‌زمان با نازی‌ها و ارتش سرخ» ارتجاعی هم بود.

 

                              جدول زمانی کوتاهی از فعالیت‌ها و جنبش آنارشیستی در اتحاد جماهیر شوروی،

                                            و نیز سرکوب آن‌ها توسط مقامات شوروی پس از انقلاب روسیه.

                          

 مترجم: مرضیه افشار

نویسنده: نیک هِیث Nick Heath

منبع: این‌جا

                                                                                                           «ما از شما و از مأموران اعدامی که در احتیار دارید، نمی‌ترسیم.

                                                                                               شاید "عدالت" شوروی ما را بکشد، اما هرگز نمی‌تواند ایده‌آل‌های ما را

                                                                                              بکشد. ما به‌عنوان آنارشیست، و نه به‌عنوان راهزن، کشته خواهیم شد».

                                                                                                                          سخنان فئودور ماچانوسکی (آنارشیست) به‌هنگام محاکمه

                                                                                                                                در دادگاه انقلابی پتروگراد، در 13 و 22 دسامبر 1922.

 

توضیح سایت رفاقت کارگری

ضمن قدردانی از مرضیه عزیز به‌واسطه ترجمه‌ی این مقاله، اما لازم به‌توضیح است‌که تأیید درستی یا نادرستی آمارهای ارائه شده و هم‌چنین تصویرهایی که این مقاله از رویدادها می‌پردازد، نه به‌عهده‌ی ما، که به‌عهده‌ی نویسنده‌ی مقاله و منبعی است که آن را به‌زبان انگلیسی منتشر کرده است. تأیید برترجمه و هم‌چنین انتشار این مقاله، منهای احترام به‌سلیقه و انتخاب مترجم، از این جهت نیز بوده است‌که منابعی که فارسی‌ زبان‌ها از تحولات روسیه و نیز شوروی سابق در اختیار دارند، بیش از آن‌که بتوان از واژه «فقر» استفاده کرد، ناچیز است. یکی از پیامدهای این کم‌بودِ منابع، دریافت‌های نه چندان منطبق با واقعیتِ سازوکارهای اقتصادی‌ـ‌سیاسی‌ـ‌اجتماعی شوروی سابق است که عمدتاً براساس منابع محدودی شکل گرفته‌اند که مورد تأیید نهادهای وابسته به‌حاکمان شوروی سابق بوده‌اند.

خلاصه‌ی کلام این‌که به‌باور ما تا زمانی که دینامیسم و طبعاً مکانیسم‌های راهبر به‌فروپاشی شوروی سابق به‌طور نسبتاً جامعی درک نشوند، دست‌یابی به‌فرارفت‌های نظری‌ـ‌عملی با بارِ تاریخی ـ‌اگر نه غیرممکن، اما بسیار دشوار‌ـ خواهد بود. بنابراین، اگر ادعا کنیم که در این زمینه، ده‌ها جلد کتاب و صدها مقاله کمبود داریم، پُر بی‌راه نگتفه‌ایم.

 صرف‌نظر از بررسی موقع و موضع گروه‌های مختلف و متنوع آنارشیستی در برابر نیروی‌های استثمارکننده و استثمارشونده‌ در شوروی سابق (که احتمالاً از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گرفته است)؛ اما براساس اطلاعاتی که همین مقاله ارائه می‌دهد (یعنی: مبارزه‌ی «هم‌زمان با نازی‌ها و ارتش سرخ» در اوکراین در سال‌های 1945-1941)، می‌توان گفت که اوسیپ تسِبری Osip Tsebry و گروه گارد سبز (که «براساس اصول ماخنوویستی و آنارشیستی تشکیل» شده بود، نه تنها در آن سال‌ها از بار ترقی‌خواهی تهی بودند، بلکه جهت‌گیری فعلیتِ مبارزاتیِ «هم‌زمان با نازی‌ها و ارتش سرخ» ارتجاعی هم بود. چراکه هم‌زمانیِ چنین مبارزه‌ای به‌هرصورت که توجیه شود، درعمل نازی‌ها را تقویت می‌کرد.

*****

 

                                                                                    گاه‌شماری آنارشیسم در روسیه  

پس از قلع‌وقمع طرف‌داران ماخنو، شکست خیزش سیبری و نیز شورش کرونشتات، [فعالیت و] تبلیغات آنارشیستی در روسیه، از مارس 1921، به‌شدت تحت پی‌گرد قرار ‌گرفت. تنها روزنه‌ی کوچکی تحت پوشش کتاب‌فروشی/انتشارات گلوس ترودا Golos Truda، گروه حمایت از زندانی‌های آنارشیست به‌نام «صلیب سیاه» Black Cross و موزه‌ی کروپوتکین Kropotkin (که پس از انقلاب به‌نام پیتر کروپوتکینِ آنارشیست نام‌گذاری شده بود) وجود داشت که [ظاهراً از طرف دولت شوروی نادیده گرفته می‌شد]. کلیه آثار باکونین و یک جلد کتاب از الکساندر بُورُوی Borovoi در مورد آنارشیسم در روسیه توسط انتشارات گلوس ترودا منتشر شده بود. موزه‌ی کروپوتکین در سال 1921 در مسکو و در خانه‌ای که او در آن‌ زندگی کرده بود، برپا شد که از پشتیبانی آنارشیست‌ها و بیوه‌‌‌ی کروپوتکین برخوردار بود.

چکا از همه‌ی بازدیدکنندگان موزه عکس می‌گرفت. «صلیب سیاه» نیز تحمل می‌شد، اما سطح فعلیت آن پایین بود. چکا در «صلیب سیاه» نفوذ کرده بود. بیرون از مسکو و پتروگراد هرگونه فعالیت آنارشیستی سرکوب می‌شد. این دو شهر بزرگ همیشه به‌طرف غرب گشوده بود، و رژیم می‌خواست تصویر مداراگرانه‌ای به‌رادیکال‌های غربی نشان بدهد. وگرنه همه‌ی کتاب‌های کروپوتکین در یاروسلاو و هم‌چنین کلیه کتاب‌های انتشارات گلوس ترودا در خارکف ضبط شدند.

 1921

سیاست قدیمی تزارها درمورد تبعیدْ دوباره اعاده شد. اولین قربانی‌ها سه زن جوان آنارشیست به‌نام‌های ایسایوا Isayev، گانشینه Ganshina و استورمر Sturmer بودند که در دانشگاه مسکو تحصیل می‌کردند. آن‌ها ابتدا برای یک سال و سپس برای 3 سال دیگر به‌آرخانگلسک تبعید شدند.

الکسی بُورُوی که به‌عنوان یک آنارشیستِ آکادمیک شناخته می‌شد، و در دوره‌ی تزار اجازه داشت تا در دانشگاه تحصیل کند، از دانشگاه اخراج شد؛ و برای مدت‌ها بی‌کار ماند. معهذا، دانشجویان «آکادمی کمونیست» (که در محلی استقرار داشتند که قبلاً توسط «گروه‌های آنارشیست فدراسیون مسکو» ‌اشغال شده بود)، تصمیم به‌تشکیل جلسه‌ی گرفتند تا در مورد «آنارشیسم در مقابل مارکسیسم» بحث کنند. آن‌ها از بوخارین و بُورُوی هم برای دفاع از ایده‌هایشان دعوت کردند؛ اما برگزاری این جلسه توسط مقامات بلشویک ممنوع اعلام گردید.

 تابستان

یک گروه چهل نفره‌ی آنارشیست دستگیر، و همه در اودسا تیرباران شدند؛ چندنفری هم به«دلایل دولتی» اعدام شدند.

 ژوئیه

13 نفر آنارشیست (از جمله وُلین Voline و آرون بارون Aron Baron) در زندان تاگانکای Taganka مسکو دست به‌اعتصاب غذا زدند.

 سپتامبر

فان‌یا بارون Fanya Baron، لِو تچرنی Lev Tcherny، پوتکینPotekhin ، تیخون کاچیرین Tikhon Kachirin، ایوان گاوریلوف  Ivan Gavrilov  و 9 آنارشیست دیگر که کار زیرزمینی می‌کردند، در زیرزمین‌های چکا کشته شدند.

 17 سپتامبر

رژیم تحت فشار، 10 نفر از آنارشیست‌ها را از زندان تاگانکای آزاد کرد. این‌ها عبارت بودند از: وُروبیوف Vorobiov، میخائلوف Mikhailov، ماکسیموف Maximov، یودین Yudin، یارتچوک  Yartchuk، گرولیک Gorelik، فلدمن Feldman، فدروف Fedorov، وُلین Voline و مارتچنی  Mratchny. اکثر این‌ها از شوروی اخراج و به‌برلین تبعید شدند.

 نوامبر ـ دسامبر

آنارکو یونیورسالیست‌ها در مسکو مورد سرکوب قرار گرفتند. الکساندر شاپینوف Alexander Shapiro، استِتزِنکو Stetzenko و آسکاروف Askarov بازداشت شدند

 پایان سال

92 تن از طرف‌داران [جنبش سلوک اخلاقی‌ـ‌مذهبی] تولستوی “Tolstoyan” به‌خاطر امتناع از حضور در ارتش اعدام شدند.

گوردیف، کارگر آنارشیست به‌خاطر نقض انصباط کارخانه‌ی ایژسک Izhevsk در سال 1921 اعدام شد. هم‌چنین در سال 1921 سازمان‌های جوانان آنارشیست درهم کوبیده شد. بلشویک‌ها دقت زیادی به‌خرج می‌داند که اندیشه‌های آنارشیستی در بین جوان‌ها رواج پیدا نکند.

بلیخمان I.S. Bleikhman به‌خاطر رفتارش در اردوگاه کار اجباری کشته شد.

کارگر آنارشیست (نیکلای بلیایِف Nikolai Beliaiv) پس از محکومیت به‌آرخانگسلک تبعید شد.

ماریا وِگر (یا ماریا وگر)Maria Veger  که معلم بود، به‌خاطر داشتن کتاب‌های آنارشیستی در پتروگراد دستگیر شد. او برای دوسال به‌آرخانگلسک تبعید گردید و در آن‌جا به‌مالاریا مبتلا شد.

 1922

ماریا وگر از تبعید فرار کرد و با نام مستعار مخفی شد.

به‌آرون بارون Aron Baron که تا سال 1920 زندانی بود، اجازه داده شد تا از روسیه خارج شود. گ‌/پ/اوُ (در اواخر سال 1921 چکا به‌گ‌/پ/اوُ تغییر نام داد) با این تصمیم مخالفت کرد و او دوباره دستگیر شد و بدون محاکمه به‌مدت 3 سال به‌اردوگاه پترومینسک Pertominsk فرستاده شد. آرون در سال 1923 به‌سولووکی Solovki منتقل شد. در آن‌جا چشمش به‌طور خطرناکی ‌عفونت گرفت. سپس به‌آتلایی Altai تبعید گردید. در سال 1925 پس از مکاتبه با آنارشیست‌های خارج از کشور دستگیر و به‌لِنیسی Lenissei فرستاده شد. او دوباره دستگیر شد و به‌دهکده‌ی خیلی دورافتاده‌ای که پُست فقط 3 بار در سال به‌آن‌جا می‌رفت، تبعید شد.

 ژانویه

آنارشیست‌های روسی-آمریکایی، الکساندر برکمن Alexander Berkman و اِما گلدمن Emma Goldman، که در مورد رژیم بلشویکی کاملاً رفع ابهام شده بودند، شوروی را ترک کردند.

 بهار

جنبش آنارشیستی در سراسر روسیه مورد تهاجم تازه‌ای قرار گرفت.

کارگرِ آنارشیست فئدور ماچانوفسکی Fedor Machanovski در پتروگراد دستگیر و به‌مرگ محکوم شد؛ اما این محکومیت به 10 سال زندان کاهش یافت و او تا سال 1927 هم‌چنان در زندان بوتریکی Butirki بود؛ (بوتریکی زندانی بود که ماخنو Makhno و آرشینوف Arshinov در زمان تزار در آن‌جا بودند).

 22 ماه مه

تلاش برای خودکشی از طریق خودسوزی توسط آنارشیست‌ها در اعتراض به‌شرایط مخوف اردوگاه پترومینسک.

 یک نوامبر

دو آنارشیست، مولی استیمر Mollie Steimer و سِنیا فلچین Senya Flechin دستگیر و به‌سیبری تبعید شدند.

 سپتامبر

آنارشیست‌های بیش‌تری را از شوروی اخراج کردند.

 پایان سال

کارگر آنارشیست، موئیز زاکرمن  Moise Zuckermannدر مسکو دستگیر شد. او 3 سال در اردوگاه سولووکی و سپس در اردوگاه ورکنی‌ـ‌اورالسک زندانی بود. او تا سال 1925 هم‌چنان در زندان به‌سر می‌برد. او چندین بار دست به‌اعتصاب غذاهایی زد که بین 3 تا روز طول ‌کشیدند. به‌مالاریا و عفونت روده مبتلا می‌شود. در سال 1925 به‌سلووکی منتقل می‌گردد. به‌دلیل بیماری شدید به‌درمان‌گاه زندان منتقل و عمل جراحی روی او انجام می‌شود. بلافاصله بعد از عمل جراحی، درحالی که هنوز بیمار بود، به‌مدت 3 سال به‌روستای کولپَت‌چِیوف Kolpatchevo در سیبری منتقل می‌شود. این انتقال 3 ماه سفر دریایی درناک را به‌همراه داشت.

آنارشیست‌ها در طول سال 1922 به‌یکی از اولین اردوگاه‌های کار اجباری به‌نام خولموگوری Kholmogory، واقع در دریای سفید فرستاده ‌شدند.

 1923

زیلبرگ، خیاط آنارشیست در مسکو به‌دلیل شرکت در یک دایره مطالعاتی، خواندن کتاب‌های آنارشیستی که توسط سانسورهای دولتی ممنوع شده است، دستگیر شد.

یوری رِیدمانه Yuri Reidmane، دستگیر و به‌روستای پارابلParabel ، در ولسوالی تامسک فرستاده شد. آنارشیست‌های دیگری نیز به‌آن‌جا اعزام شدند: بوریس نئرسکی Boris Neerzki و برادرِ یوری به‌نام الکساندر Alexander.

 از 26 فوریه تا 12 آوریل

دستگیری گسترده‌ی آنارشیست‌ها، ماکسیمالیست‌ها و اس.آرهای چپ در شرق دور.

تیراندازی به‌گروهی از مخالفان [سیاسی] در نیکولاویسک Nikolaievsk، روی رودخانه‌ی آمور Amur که ترایه‌پیتزنِ آنارشیست Triapitzin هم در میان آن‌ها بود.

 بهار

اعتصاب غذای 17 روزه در پرتومینكس Pertominsk که آنارشیست‌ها نیز در آن حضور داشتند.

 جولای

ماریا وگر دوباره دستگیر و به‌اردوگاه سولووکی فرستاده می‌شود، از آن‌جا به‌ورخنه-اورالسک Verkhne-Uralsk و در سال 1926 به‌‌آرخانگلسک تبعید می‌شود. ماریا تمام دندان‌هایش را به‌دلیل کم‌بود ویتامین C از دست می‌دهد. او طی 6 ماه چندین‌بار دست به‌اعتصاب غذا می‌زند.

 9  ژوئیه

استِیمر Steimer و فله‌چین Flechin دوباره دستگیر می‌شوند.

 19  ژوئیه

محاکمه‌ی کسانی که در فوریه، در شرق دوره دستگیر شده بودند، برگزار شد. 8 نفر محکوم به‌اعدام و 10 نفر دیگر به‌حبس‌های طولانی محکوم شدند.

 آگوست

در روزنامه‌ی «مکاتبات بین‌المللی»  International Correspondence (که سخن‌گوی رژیم بود)، اعلامیه آنارشیست‌ها و آنارکوسندیکالیست‌ها منتشر می‌شود که حمایت آن‌ها را از رژیم بلشویکی اعلام می‌کند: گِیتسمن Geitsman، گوپنر Gopner، وینوگرادوا Vinogradova، سیمونوویچ Simonovic، لِپین Lepin، تینوویتسایا Tinovitskaia، بِکوفسکی Bekovski و روتِبرگ Rotemberg [این اعلامیه را امضا کرده بودند]. همین تاکتیک بلشویکی در مقابل منشویک‌ها و اس.آرها نیز انجام گردید. نتیجه این بود که افراد فوق‌الذکر ضمن این‌که اعتماد چندانی به‌‌گ‌/پ/اوُ نداشتند، [اما] از سازمان‌هایی که به‌آن وابسته بودند، فاصله گرفتند.

 آخر آگوست

تاتیانا پولوسوا Tatiana Polosova که در انتشارات گولوس ترودا Golos Truda کار می‌کرد، به‌عنوان عضو کمیته‌ی پشتیبانی از زندانیان آنارشیست دستگیر می‌شود. او به‌مدت 3 سال سولووکی زندانی می‌شود. او به‌وِرخْنِه‌ـ‌اورالسک فرستاده می‌شود؛ و سپس تا انتهای محکومیتش در [زندان]  تِوِر Tver نگهداری می‌شود.

 1924

یک گروه آنارشیست نسبتاً فعال در بین کارگران پتروگراد وجود دارد؛ اما وقتی فعالیت آن توسط ‌‌گ‌/پ/او کشف می‌شود، تمام فعالیت آن‌ها متوقف می‌گردد.

ایورتچنکو Iurtchenko، کارگری که عضو گروه کارِلین Karelin بود، در استان مینسک Minsk به‌دلیل داشتن کتاب‌های کروپوتکین و تولستوی دستگیر، و به‌آرخانگلسک تبعید می‌شود. (کارِلین یک سازمان آنارشیستی بود که رسماً توسط رژیم تحمل می‌شد؛ و کتاب‌های فوق‌الذکر نیز توسط دستگاه سانسور مجاز شمرده می‌شدند).

نیکلاس لازارویچ Nicolas Lazarevitch یک گروه آنارکوسندیالیستی با چند کارگر آنارشیست در کارخانه دینامو Dynamo در مسکو تشکیل داد. این گروه چندین اعلامیه در برابر کاهش دستمزدها، علیه پیمان اقتصادی بین انگلیس و اتحاد جماهیر شوروی، علیه تلاش رژیم برای ایجاد تیلوریسم [در خطوط تولید] چاپ کرد که همواره آلترناتیو آزادی‌خواهانه‌ای هم ارائه می‌داد. این اعلامیه‌ها شب‌ها توزیع می‌گردید، روی تابلوی اعلانات ادارات چسبانده می‌شد و از زیر درِ ادارات به‌دورن انداخته می‌شدند.

در اوکراین گروه آنارشیست‌های جنوب روسیه سندی طولانی را تنظیم می‌کنند که به‌رفقای تبعیدی منتقل می‌شود و در مجلات آنارشیستی غرب منتشر می‌‌گردد. این تنها فعالیت شناخته شده‌ی آن‌هاست.

 اکتبر

بسته شدن اجباری کمون آنارشیست در یالتا Yalta.

 1925

گروه «صلیب سیاه» برچیده شد و فعالان اصلی آن دستگیر شدند.

یارشوک Yarchuk به‌روسیه بازگشت و به‌حزب کمونیست پیوست.

گروهی از خیاط‌های آنارشیست به‌دلیل حضور در مبارزه با «متخصصان» در یک کارخانه و دستمزدهای بالایی که به‌آن‌ها داده می‌شد، از مسکو تبعید شدند.

 فوریه

پاول اسکوف Pavel Uskov، کارگر آنارشیست در پتروگراد دستگیر شد. پس از اعتصاب غذای شش روز توسط زندانیان مورد ضرب و شتم قرار گرفت. به‌مدت سه سال به‌دهکده‌ی خانتِیکKhantaik ، منطقه‌ی توروخانسک Turukhansk واقع در سیبری تبعید شد.

 8 فوریه

ماریا پولیاکوا Maria Poliakova به‌همراه 80 کارگر و دانش‌آموز دیگر در لنینگراد دستگیر شدند. وی با 15 نفر از بقیه دستگیرشدگان به 3 سال زندان محكوم شد.

یک دختر دانشجوی پزشکیْ از تحصیل محروم می‌شود تا در بیمارستان به‌عنوان پرستار کارگری کند؛ او پس از چندی به‌عنوان کارگر به‌کارخانه فرستاده شد. این دانشجوی سابق به‌اعتصاب غذا روی می‌آورد. او به‌سولووکی فرستاده می‌شود تا در میان زندانی‌های جنایی زندانی شود. دوباره اقدام به‌اعتصاب غذا می‌کند. زندانی‌ها لباس‌هایش را درمی‌آورند و با یک زیرپوش به‌داخل خواب‌گاه عمومی پرتابش می‌کنند. نهایتاً در سال 1927 به‌خانتِیک تبعید می‌شود.

رایا چولمن Raia Chulmann نیز در آن زمان دستگیر و به‌اردوگاه ‌ورخنه-اورالسک Verkhne-Uralsk فرستاده می‌شود. مجازات‌های وحشت‌ناکی که در مورد ‌زندانی‌ها اِعمال می‌شد و او به‌عنوان یک زن شاهد آن بود، باعث درهم شکستن روحی‌ـ‌روانی او در سال 1926 شد. وی را به‌بیمارستانی در مسکو منتقل کردند، و سپس دوباره به‌اردوگاه اعزام گردید. در بین راه بازگشت به‌اردوگاه دچار آسیب روحی‌ـ‌روانی بسیار شدیدی شد.

 1926

گریگوریف Grigoriev، دهقان آنارشیست، سعی کرد با آتش زدنِ خود، خودکشی کند تا این‌که در سلول انفرادی بدون هرگونه فعالیتی باقی بماند. اعتصاب غذای 7 روزه‌ای توسط  زندانی‌ها صورت می‌گیرد که خواهان قرار دادن او در یک سلول به‌همراه کالیماسوفِ  Kalimassov آنارشیست بودند. این اعتصاب شکست خورد. گریگوریف در تلاش دوباره‌ای موفق به‌کشتن خود می‌شود.

در توبولسک Tobolsk، نگهبان‌ها با امتناع از اجازه به‌زندانی‌های سلول شماره 6 برای تخلیه شاش‌دونیِ شبانه، آن‌ها را تحریک کردند. زندانی‌ها در اعتراض به‌نگهبان‌ها، شاش‌دونی‌ها را بعداز ظهر [همان روز] در راهرو خالی می‌کنند. همه‌ی سلول مسئول این کار اعلام می‌شوند و همگی تبیه می‌شوند؛ [درنتیجه] اعتصاب غذا آغاز می‌گردد. مدیر زندان در نهمین روز اعتصاب غذا مجازات را متوقف می‌کند، اما دو زندانی به‌نام‌های اکسلرود Axelrod و گوریویچ Gurievitch به‌مسکو منتقل می‌شوند. آن‌ها که به‌نافرمانی متهم شده بودند، به‌اردوگاه‌ها سولووی Solovki فرستاده شدند.

گلوس ترودا Golos Truda به‌مناسبت پنجاهمین سال درگذشت میخائیل باکونین، آنارشیست [معروف]، جزوه‌ای را با اجازه‌ی دستگاه سانسور ایالتی منتشر می‌کند. چکا این جزوه را ضبط و می‌سوزاند. یکی از اعضای [گروه] گلوس ترودا به‌نام اوخین Ukhin دستگیر و سپس به‌دلیل توزیع این جزوه به‌تاشکند تبعید می‌شود.

 آخر تابستان

ده‌ها آنارشیست به‌دلیل تبلیغات مسائلی که ممنوع بود، در لنینگراد دستگیر می‌شوند.

 1927/1926

دستگیری گروهی از آنارکوسندیکالیست‌ها در مسکو.

 1927

طبق آمار رسمی، 60 آنارشیست در ‌ورخنه-اورالسک زندانی شدند.

 تابستان

جوناس وارچاوسکیِ Jonas Warchawski  آنارشیست، مخفیانه جزواتی را ویرایش و توزیع نمود که موضوع آن برخورد ریاکارانه‌ی رژیم شوروی با [محاکمه‌ی] ساکو Sacco و وانزتی Vanzetti [در آمریکا] بود؛ برخوردی که مسئله‌ی ساکو و وانزتیِ [آنارشیست] را آرمانی برآورد می‌کرد، اما درعین‌حال آنارشیست‌های داخل شوروی را تحت پی‌گرد قرار می‌داد.

 دوم اکتبر

نیکولای بِلی‌یائف Nikolai Beliaev و آرتوم پانکراتوف Artyom Pankratov، آنارشیست‌هایی که در کیزیل اوردا  Kizil Ordaتبعیدی بودند، هنگام مراجعه به‌جلسه‌ی اعتراضی در مورد داشتن پایگاه هوایی به‌نام ساکو و وانزتی دستگیر شدند. آن‌ها را به‌سیبری تبعید کردند.

 1928

طبق آمار رسمی 30 نفر آنارشیست در ‌ورخنه-اورالسک زندانی شدند. در اواخر 1928/ اوایل 1929 آورام بودانف Avraam Budanov و پانتلیمون بلوچوب Panteleimon Belochub  به‌همراه 7 یا 8 نفر دیگر به‌دلیل سازماندهی یک گروه آنارشیست‌ـ‌ماخنوویستِ زیرزمینی در اوکراین دستگیر شدند. بودانف و بلوچوب اعدام شدند، و بقیه به 10 سال حكم گردیدند.

 شروع دهه‌ی 30

سوسیالیست‌های انقلابی، سوسیال‌دموکرات‌ها و آنارشیست‌های تبعیدی در تچیمکِنت Tchimkent یک صندوق مخفی برای کمک به‌رفقای تبعیدی خود در شمال تشکیل دادند. یافتن کار برای تبعیدیان در تچیمکِنت نسبتاً آسان بود، اما در شمال [چنین امکانی وجود] نداشت، از این‌رو چنین صندوقی لازم می‌نمود.

 1930

ایوان کلوگریو Ivan Kologriv، پزشکِ آنارشیست، به‌دلیل تبلیغات ضد میلیتاریستی دستگیر و محکوم شد.

به‌گفته‌ی کیلیگا Ciliga، 50 نفر آنارشیست و سوسیالیست در ‌ورخنه-اورالسک [زندانی شدند].

گروهی متشکل از 50 آنارشیست در تچِلیانبینسک Tchelianbinsk متلاشی گردید. این گروه یک چاپ‌خانه‌ی زیرزمینی داشت که متونِ اغلب ترجمه شده‌ی آنارشیستی را منتشر می‌کرد، و با آنارشیست‌های خارج از شوروی هم ارتباط داشت. سرگیویچ توژیلکینSergeyevich Tuzhilkin (Tujilkin) (متولد 1909)، برق‌کار جوانی که زاده‌ی کازان بود، چاپ‌خانه را اداره کرد. وی 5 سال در ورخنه-اورالسک مجزای از دیگران زندانی بود. او به‌کیلیگا Ciliga ‌گفت که آنارشیست‌ها بسیار فعال‌ هستند و موفق به‌ایجاد یک سازمان کارآمد شده‌اند.

اولگا آندرِیوفOlga Andreevna ، کوژوکوف W. W. Kozhukov و الکساندر پاستوخف Alexander S. Pastukhov یک سازمان زیرزمینی تشکیل دادند. اتحادیه کارگری آنارشیست، برمبنای اصول سازمانیِ دیلو تورودا Dielo Truda تشکیل گردید. این اتحادیه توسط چکا کشف و تشکیل‌دهندگان آن نیز دستگیر شدند.

 1931

بستوجفِ Bestoujev «آنارشیست‌ـ‌بلشویک» (یعنی: حامی منتقد رژیم)، به‌دلیل امتناع از شرکت در انتخابات شورای محلی از کار اخراج شد.

نیکولای روگدافِ Nikolai Rogdaev آنارشیست، پس از گذراندن یک دوره طولانی انفرادی در زندان سیاسی سوزدال  Suzdal، در تبعیدگاه تاشکند براثر ضربه‌ی مغزی درگذشت. طنز قضیه در این است که [علی‌رغم چنین رویدادهایی] در خیابان‌ها درباره‌ی ساکو‌ و وانزتی هم گفتگو می‌کردند! لازم به‌یادآوری است که بسیاری از آنارشیست‌ها به‌دلیل شرایط و رفتاری که در اردوگاه‌ها متحمل شده بودند، خیلی زودهنگام می‌مردند.

 1933

طبق گفته‌ی کلیگا، 80 نفر آنارشیست و سوسیالیست در ‌ورخنه-اورالسک [زندانی بودند].

 1934

جولای

مقاله‌ای در مجله‌ی آنارشیستی بلژیک (CQFD)، ویرایش شده توسط  هِم دِی Hem Day منتشر شد که در مورد آزار و اذیت آنارشیست‌ها [در روسیه شوری] بود. این مقاله به‌نیکولای روگدایوف Nikolai Rogdaiev، آلفونسو پترینی Alfonso Petrini و 98 آنارشیست دیگر که مورد آزار و اذیت قرار گرفته بودند، اشاره داشت، که از میان آن‌ها  آنِدرِی آندریوف Andrei Andreyev به‌نووسیبیرسک Novosibirsk و آندری زولوتارِف Andrei Zolotarev به‌پولتاوا تبعید شده بودند.

 1935

آلفونسو پترینی آنارشیست ایتالیایی، از روسیه به‌ایتالیای فاشیست اخراج می‌شود! او قبلاً، از پاییز سال 1927، مدت 5 سال را در اردوگاه گذرانده بود.

 نوامبر

بورُوی Borovoi در تبعیدگاه ولادیمیر درگذشت.

 1935-1938

بسیاری از آنارشیست‌هایی که در مقابل رژیم دست به‌تجمع زده بودند، در دوره‌ی «پاک‌سازی» ناپدید شدند. این سرنوشت آنارشیست‌های برجسته‌ای هم‌چون نوومیرسکی Novomirsky، ساندومیرسکی Sandomirskii، بیل شاتوف Bill Shatov و یارچوک Yarchuk در سال 1936 و آرشینوف Arshinov ، دیمیتری ودنتیکوف Dimitri Venediktov (از توبولسک Tobolsk) و اتلو گاگگیِ Otello Gaggi ایتالیایی در سال 1937 بود.

 1936

نیکولای لِبِدِف Nikolai Lebedev که موزه‌ی کروپوتکین Kropotkin را اداره می‌کرد، به‌دلایل طبیعی درگذشت.

 1937

ژانویه

آخرین اعتصاب دسته‌جمعیِ زندانیانِ زندان سولووکی در یاروسلاو Yaroslav. پس از 15 روز اعتصاب غذا به‌زور به‌آن‌ها غذا خورانده می‌شود، اما به‌چند خواسته‌ی خود دست می‌یابند که پس ازچند ماه دوباره پس گرفته می‌شوند. این آخرین اقدام جمعی و متحد زندانیان آنارشیست، سوسیالیست-انقلابی و سوسیال دمکرات بود. ظاهراً این [شکنجه و مقاومت] رکورد تازه‌ای بود.

آیزنبرگ Aizenberg، خیاطِ آنارشیستِ یهودی، که 7 سال را در زندان‌های تزار گذرانده بود، در اردوگاه‌ [رژیم جدید] نیز به‌مدت 31 روز توسط پلیس مخفی شکنجه شد‌؛ [البته] بدون این‌که حرفی بزند. سرانجام، آیزنبرگ دیوانه شد. الکساندر وایبرگ Alexander Weissberg می‌گفت: «از میان 12000 زندانی، او تنها کسی بود که برای یک ایده مبارزه می‌کرد.ما همگی‌ قربانی ظلم و ستم بودیم. [اما] او علیه ظلم و ستم مبارزه می‌کرد».

فرانسِسکو قزی Francesco Ghzzi، آنارشیست ایتالیایی، دستگیر و به‌زندان ‌اردوگاهیِ ورکوتا Vorkuta تبعید شد.

در پنجم آگوست سال 1937، NKVD [کمیساریای خلق در امور داخلی] در منطقه‌ی اومسک Omsk، آنارشیست‌های زیر را به‌اعدام محکوم کرد: آرون بارون Aron Baron، پروکوپ اِوْدوْکیموویچ بوداکف Prokop Evdokimovich Budakov، زی‌نایا آلکسیونا بوداکوا Zinaida Alekseevna Budakova، آورام ونِتِسکی Avram Venetsky، ایوان گلوچانسکی Ivan Golovchanskii، وسِوُلود گریگوریویچ دنیسوف Vsevolod Grigorievich Denisov، نیکولای دسیاتکوف Nikolai Desyatkov، ایوان دودارین  Ivan Dudarin، آندری زولوتارِف Andrei Zolotarev، آندری پاولوویچ کیسلیسین Andrei Pavlovich Kislitsin  (مسن‌ترین‌ آن‌ها، که متولد 1873 بود)، الكساندر پاستوخوف Alexander Pastukhov، آنا آرونووانا سانگوُرودِتسكایا Anna Aronovna Sangorodetskaya، میخائیل ج. تِوِلنُف Mikhail G. Tvelnev، ولادیمیر خودولِی-گرادین Vladimir Khudolei-Gradin، ​​یوری ای. هومِتُوسكی-ایزگودینYuri I. Hometovsky-Izgodin، ​​ناهوم آرونُوِچ اِپلباوم Nahum Aaronovch Eppelbaum (هم‌چنین به‌نظر می‌رسد که در یک لیست تکمیلی دیگر، همه‌ی کسانی که اسمی شبیه شابالین Shabalin داشتند، به‌اعدام محکوم شده بودند). [به‌هرروی] این‌ها ـ‌همگی‌ـ در 12 آوگوست در توبولسک Tobolsk اعدام شدند.

در 19 آگوست، الكساندر لوكیانچیكوفِ Alexander Lukyanchikov آنارشیست در نووسیبیرسك تیرباران شد.

در 28 اوت، فریتز ارنستوویچ استوبیسِ Fritz Ernestovich Stubis کمونیست‌ـ‌آنارشیست در منطقه‌ی مسکو اعدام شد.

در تاریخ 17 سپتامبر، ایگور ولادیمیرویچ ریمسکی-کُرساکوفِIgor Vladimirovich Rimsky-Korsakov آنارکو سندیکالیست در اُمسک Omsk تیرباران شد. ولادیمیر فیلیپوویچ اوبورین Vladimir Filippovich Oborin، عضو کتاب‌فروشی/انتشاراتیِ گلوس تروودا، و سپس آنارشیست [طرف‌دار] شوروی در همان روز، در منطقه‌ی مسکو تیرباران شدند. در سوم سپتامبر فیودور لاورنتایویچ ایگوشین Fyodor Lavrentyevich Igoshin ، کهنه‌سربازِ انقلابی، که ابتدا SR و سپس آنارشیست بود، در مسکو تیرباران گردید. یگور مالتسفِ Yegor Maltsev آنارکوسندیکالیست نیز در همان روز در اسوردلوسک Sverdlovsk تیرباران شد.

بوریس نمیریتسکی Boris Nemiritsky، آنارشیست قدیمی، در 8 سپتامبر سال 1937 به‌همراه سامویل گریگورویچ ریس Samuil Grigorevich Riss در لنینگراد تیرباران شد؛ سامویل گریگورویچ که در بین دانشجویان آنارشیست پتروگراد در دهه‌ی 1920 فعال بود، [قبل از اعدام] نیز به‌حبس‌های طولانی محکوم شده بود.

جورجی کارلوویچ وبرGeorgy Karlovich Weber ، آنارکو-عارف، نیز در سال 1937 اعدام شد.

 1938

موزه‌ی کروپوتکین بسته می‌شود.

اولگا تاراتوتا Olga Taratuta در 8 فوریه محاکمه و اعدام می‌شود.

هریستو زارِزانکوف Hristo Zarezankov، آنارشیست بلغاری، در پنجم آوریل در مْلنوسینسک MInusinsk اعدام شد. ایوان چوکو Makhnovist Ivan، ماخنوویست، در 26 آوریل اعدام شد. سرگئی توژیلخین Sergei Tuzhilkhin در 20 ژوئیه به‌همراه گروهی از منشویک‌ها اعدام گردید. 40 نفر ماخنوویستِ گلویا پولی‌یایی (Gulyai Polye Maknovist) در اول آوریل محكوم، و در ماه آوریل و مه و ژوئیه به‌صورت دسته‌جمعی اعدام شدند. {گلویا پولی‌یا دهکده‌ی زادگاه ماخنو در اوکراین بود که از همان‌جا هم دست به‌شورش زد}. نزار زویچنکو Nazar Zuychenko، ماخنوویست بود، در هفتم ژوئیه اعدام شد. لِو زادوف Lev Zadov و دانیلو زادوفDaniilo Zadov که از رهبران اصلی جنبش ماخنوویست بودند، در 25 سپتامبر اعدام شدند. یکی دیگر از مهم‌ترین ماخنویست‌ها ویکتور بلاش Viktor Belash بود که در همین سال دهشت‌ناک اعدام شد. اِفرِم بوریسوویچ روبینچیک-میر Efrem Borisovich Rubinchik-Meer، آناركوسندیكالیست، در 27 آگوست در منطقه‌ی مسكو اعدام شد. ولادیمیر فیلیپوویچ اوبورین Vladimir Filippovich Oborin، ابتدا عضو کتاب‌فروشی/انتشاراتیِ گلوس تروودا و سپس آنارشیست طرف‌دار شوروی در هفتم سپتامبر تیرباران شد.

 1941

غزی در وُرکوتا Vorkuta درگذشت.

 1941-1945

آنارشیست‌ها در طول جنگ دوم جهانی در اوکراین گروه‌های پارتیزانی تشکیل دادند. گروه «گربه‌ی سیاه» که ماخنوویست بود، در روسیه سفید فعالیت می‌کرد. اوسیپ تسِبری Osip Tsebry واحد «گارد سبز» را براساس اصول ماخنوویستی و آنارشیستی تشکیل داد که در اوکراین به‌طور هم‌زمان با نازی‌ها و ارتش سرخ مبارزه می‌کردند.

آنارشیست‌ها در بین نیروهای اشغال‌گر روسیه در اروپای شرقی حضور داشتند: «باکونیست‌ها» در بلغارستان و گروه زاویتتی کرونشتادا Zavietti Kronstadta  در آلمان.

 1947

آنارشیست‌ها در شورش اردوگاه‌های پرومیشلِنیPromyshleny ، جِلِزْنودوجنی Jeleznodorjny، وُرکوتا Vorkuta شرکت کردند. «آنارشیست‌های مذهبی» (تولستویی‌ها) [نیز در شورش] وُرکوتا [حضور داشتند].

 1950

یک گروه کوچک «آنارکو‌ـ‌مارکسیست» در مسکو وجود داشت.

 1952

آنارشیست‌های اسپانیایی، اعضای CNT-FAI [کنفدراسیون ملی کار]، در شورش اردوگاه در قراغندی Karaganda شرکت داشتند.

 1953

آنارشیست‌ها در شورش اردوگاه‌ها و خصوصاً درگیر شورش در اردوگاه نوریلسک Norilsk بودند. «پرچم سیاه» [مخصوص آنارشیست‌ها] بر فراز شورش در اردوگاه ورکوتا به‌احتزار درآمد.

 

«براساس گزارش اکثر شاهدان عینی از زندان‌ها و اردوگاه‌ها‌، ازجمله ویژگی‌هایی که آنارشیستها داشتند: ستیزه‌جویی و پای‌بندی به‌باورهای‌شان بود. آن‌ها همانند سنگ‌های سخت و غلطانی بودند که در اثر فشار و تحمل بدرفتاری‌ها آبدیده می‌شدند».

لوئیس مرکیر وگا  Louis Mercier Vega

 

 منابع و مآخذ:

Skirda, Alexandre - Nestor Makhno

Skirda, Alexandre - Les anarchistes dans la revolution russe

Ciliga, Ante - The Russian Enigma

Mercier-Vega, Louis - L’increvable anarchism

Avrich, Paul - The Russian Anarchists

Iztok no. 1 - Sur l’anarchisme en URSS (1921-1979) (article in Iztok)

Maximov, G. P. - The Guillotine at work

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

یادداشت‌ها

خاطرات یک دوست قسمت چهارم

آخرین پاراگراف قسمت سوم:

برادر کوچک‌تر عباس ـ‌اکبر‌ـ همافر شد و با لباس نظامی توی کوچه رفت­وآمد می­کرد. بچه‌ی آخر ـ‌اصغر‌ـ محصل مدرسه پهلوی بود. گُنده‌بَکی بود. بوکس کار می­کرد. نسق می­گرفت و زور می­گفت و چشم چرون همه خونه‌ها بود. کسی هم بهِش پا نمی­داد. به‌جز دخترهای مشداکبرسبزی فروش!

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست قسمت سوم

آخرین پاراگراف قسمت دوم

پدر و مادر من بعد از ازدواج در مشهد به‌تهران آمدند و با عمه بتول (خواهر کوچک پدرم) و شویش و خانواده­ای به‌نام عموحبیب در این خانه ساکن شدند. هریک، یک اتاقِ تقریباً نوساز این بالاخانه را اجاره می‌کنند. دو‌ـ‌­سه سال بعد، من در اتاق میانی به‌دنیا می‌آیم. پدر استادِ بنا بود. حبیب­اله کارگر تأسیسات مکانیکی بود و در کارخانه‌ی چیت‌سازی ری مشغول به‌کار می‌شود. و شوهر عمه که اصلاً مشهدی بود، طلاساز بود که در بازار مشغول کار شده بود. زن‌های این مردان هم در خانه کار می‌کردند و لیدر این کارکنان خانگی عمه بتول خانم بود که برای تاجری در بازار حضرتی تهران باچرخ جوراب‌بافی جوراب می‌بافت. چرخ جوراب‌بافی در قد و اندازه چرخ خیاطی صنعتی بود.

ادامه مطلب...

تقاضای جنایت‌کاران از جنایت‌کاران برای دفاع از اسماعیل بخشی!!؟

حمیت، شرف و آزادگی کارگری به‌همه‌ی فعالین صدیق مبارزات کارگری حکم می‌کند که برعلیه نامه‌ی خانم مینا احدی به‌آنگلا مرکل و تقاضای کمک از او برای دفاع از اسماعیل بخشی عکس‌العملی طبقاتی و انسانی نشان بدهند. اما بیش از دیگران، این وظیفه‌ی طبقاتی اسماعیل بخشی است که برعلیه این نامه به‌روشن‌ترین وجه موضع‌گیری کند تا نیروی مبارزاتی کارگران و زحمت‌کشان در ایران به‌ابزاری برای تخریب زیرساخت‌های لازم برای زندگی و ابقای سرمایه تبدیل نشود.

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست قسمت دوم

محیط میدان شوش مستعد کارهایی مثل دزدی، مواد مخدر (‌تازگی‌ها هروئین هم پیدا شده بود) الکلیسم و خیلی نابهنجاری‌های دیگر بود. اما کتاب‌خوانی مسیر زندگی مرا عوض کرد. مادر بدون آن‌که در حمایتش از کتاب خوانی من خللی پیدا شود تا سال‌ها زندان و دربدری­هایی که به‌روزش آمد، هم‌چنان حامی من ماند. البته همین خصلت حمایت‌گری را با شیوه‌ی وجودی خودش به‌من هم آموخت!

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست- قسمت یکم

 

دوست عزیزم!

تعجب نکن، در این مرحله از زندگی و این کم و کیفی که توانستم از زندگی بیاموزم، و درک روشن و یا حتی نیمه‌روشنی از آن داشته باشم، بی‌تعارف تو عزیز منی!

ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top