rss feed

19 ارديبهشت 1398 | بازدید: 82

وقتی سکه یک پول سیاه است!

نوشته: سارا حداد

Indigo Mood by Frankiefانسان در عصر سرمایه­ داری ناگزیر واجد منافع طبقاتی است که در گروی نفی منفعت طبقه­ ی دیگر است. عدم دخالت این موضوع در تحلیل به معنای پوشاندن این مسئله­ ی اساسی است. پیش از آنکه بخواهیم در ذهن خود با همان دغدغه­ مندی رمانتیک بر اساس وجه­ اشتراک انسان­ بودن (به معنی دهان داشتن، دست داشتن، پا داشتن و ...) پروژه­ای رهایی­ بخش برای انسان تجویز کنیم...

 

 

 

 

 

                                                                      توضیح سایت رفاقت درباره‌ی انتشار این مقاله

 

ازآن‌جاکه ادعای این مقاله برخورد نقادانه با مقاله‌ی «سکه‌ی ضرب شده‌ی فمینیسم» است، به‌لحاظ پرنسیپ ژورنالیستی چاره‌ای جز انتشار آن نداریم؛ چراکه مقاله مذکور را قبلاً منتشر کرده‌ام. بنابراین، انتشار این مقاله صرفاً عمل به‌تعهدی ژورنالیستی است؛ و سایت رفاقت هیچ‌گونه اظهارنظری (به‌تأیید یا تکذیب) نسبت به‌آن ندارد.

لازم به‌یادآوری است‌که درباره‌ی انگیزه‌ی انتشارمقاله‌ی «سکه‌ی ضرب شده‌ی فمینیسم» نیز توضیح دادیم که: «انتشار این مقاله در سایت «رفاقت کارگری» به‌معنیِ پذیرش تمام‌وکمال موضوع و حتی شیوه‌ی استدلال و نگارش آن نیست، البته که عکس قضیه هم نمی‌تواند صادق باشد؛ چراکه در چنین صورتی انتشار آن نشانه‌ی بیهودگی است. فراتر از ستم مضاعف بر زنان کارگر و زحمت‌کش در نظام جهان‌گیر و جهان‌گستر سرمایه‌داری، ازآن‌جاکه یکی ویژگی‌های بارز رژیم جمهوری اسلامی زن‌ستیزی آشکار در همه‌ی ابعاد زندگی است، از این‌رو نگارش و انتشار مقالاتی که به‌مسئله‌ی زنان در جامعه‌ی سرمایه‌داری ایران می‌پردازند، بعضاً بسیار فراتر از کنشی تاکتیکی‌ـ‌دمکراتیکْ حتی می‌توانند در راستای کنش‌های استراتژیک‌ـ‌سوسیالیستی نیز مفید و سازنده باشند. انتشار این مقاله از همین دیدگاه نشأت می‌گیرد»

 

 

 

.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

یادداشت‌ها

تقاضای جنایت‌کاران از جنایت‌کاران برای دفاع از اسماعیل بخشی!!؟

حمیت، شرف و آزادگی کارگری به‌همه‌ی فعالین صدیق مبارزات کارگری حکم می‌کند که برعلیه نامه‌ی خانم مینا احدی به‌آنگلا مرکل و تقاضای کمک از او برای دفاع از اسماعیل بخشی عکس‌العملی طبقاتی و انسانی نشان بدهند. اما بیش از دیگران، این وظیفه‌ی طبقاتی اسماعیل بخشی است که برعلیه این نامه به‌روشن‌ترین وجه موضع‌گیری کند تا نیروی مبارزاتی کارگران و زحمت‌کشان در ایران به‌ابزاری برای تخریب زیرساخت‌های لازم برای زندگی و ابقای سرمایه تبدیل نشود.

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست قسمت دوم

محیط میدان شوش مستعد کارهایی مثل دزدی، مواد مخدر (‌تازگی‌ها هروئین هم پیدا شده بود) الکلیسم و خیلی نابهنجاری‌های دیگر بود. اما کتاب‌خوانی مسیر زندگی مرا عوض کرد. مادر بدون آن‌که در حمایتش از کتاب خوانی من خللی پیدا شود تا سال‌ها زندان و دربدری­هایی که به‌روزش آمد، هم‌چنان حامی من ماند. البته همین خصلت حمایت‌گری را با شیوه‌ی وجودی خودش به‌من هم آموخت!

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست- قسمت یکم

 

دوست عزیزم!

تعجب نکن، در این مرحله از زندگی و این کم و کیفی که توانستم از زندگی بیاموزم، و درک روشن و یا حتی نیمه‌روشنی از آن داشته باشم، بی‌تعارف تو عزیز منی!

ادامه مطلب...

ارعاب و خشونت محصول نظام سرمایه‌داری است

ما معتقدیم کسی‌که دست به‌خشونت می‌برد، می‌ترسد. کسانی‌که در این دوره متوسل به‌اسلحه می‌شوند نه تنها مشروعیتی ندارند، بلكه مخالف آزادی و رسیدن زحمت‌كشان به‌حقوق خود [نیز] هستند. تفنگ در دستان سركوب‌گران است و زحمت‌كشان سلاح‌شان در كارهای جمعی و به‌طور مشخص اعتصاب و کارهای مدنی است. ادامه مطلب...

[پیش‌نهادی] به‌رضا رخشان:

درباره مبارزات کارگران هفت‌تپه پیش از این همه ما از لنین یاد گرفتیم که مبارزات کارگری در سه مرحله‌ی آگاهی تکوین و انکشاف می‌یابد:

ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top