rss feed

31 شهریور 1397 | بازدید: 365

ارعاب و خشونت محصول نظام سرمایه‌داری است

نوشته: رضارخشان - فریدون نیکوفرد

ما معتقدیم کسی‌که دست به‌خشونت می‌برد، می‌ترسد. کسانی‌که در این دوره متوسل به‌اسلحه می‌شوند نه تنها مشروعیتی ندارند، بلكه مخالف آزادی و رسیدن زحمت‌كشان به‌حقوق خود [نیز] هستند. تفنگ در دستان سركوب‌گران است و زحمت‌كشان سلاح‌شان در كارهای جمعی و به‌طور مشخص اعتصاب و کارهای مدنی است.

كسانی‌كه ارعاب و وحشت تولید می‌كنند، می‌دانند که عدالت و آزادی خارج از تفنگ و گلوله‌شان به‌دست می‌آید؛ و این‌ها تنها پیام‌رسانان مرگ و نابودی هستند كه وقتی با منطق تفنگ به‌دنبال تغییر شرایط به‌نفع خودشان هستند، به‌واقع تن به‌قانون جنگل می‌دهند؛ مانند تنازع بقا در جنگل كه هیچ‌گاه پیروز نخواهند شد و می‌خواهند که ضعفا را بدرند. دست‌گیری‌هایی که به‌همراه خواهد داشت، خود شاهدی است براین ادعا.

حمله‌ی نظامی امروز یادآور خالد اسلامبولی و ترور سادات بود که فقط خون بسیاری ریخته شد؛ چه بی‌گناه و باگناه فرقی نمی‌کند،‌ اما نه تنها تغییری حاصل نمی‌شود، بلکه نتیجه‌ی معكوس هم دارد و به‌واقع دشمنان اصلی زحمت‌كشان می‌خواهند سوءِاستفاده كنند و مطالبه‌گری و حق و حقوق کارگران و زحمت‌کشان و اقوام را از بین ببرند: طبقه‌ای که دارای یک سری حقوق طبیعی و انسانی است. ما ضمن محکوم کردن حادثه‌ی فجیع و غیرانسانی اهواز، اعلام می‌کنیم که زحمت‌کشان و طبقه‌ی کارگر در خوزستان علی‌رغم تمامی تفاوت‌های نژادی و قومی‌ـ‌مذهبی، اما به‌یک‌سان مورد ستم و نابرابری‌های طبقاتی قرار دارند؛ چون‌که شکاف طبقاتی، بی‌كاری، گرسنگی و فقر ـ نژاد و مذهب و جنسیت نمی‌شناسند.

 

با آرزوی دنیایی عاری از هرگونه خشونت

رضارخشان ـ فریدون نیکوفرد

از اعضای شاغل هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

31/6/1397

یادداشت‌ها

تقاضای جنایت‌کاران از جنایت‌کاران برای دفاع از اسماعیل بخشی!!؟

حمیت، شرف و آزادگی کارگری به‌همه‌ی فعالین صدیق مبارزات کارگری حکم می‌کند که برعلیه نامه‌ی خانم مینا احدی به‌آنگلا مرکل و تقاضای کمک از او برای دفاع از اسماعیل بخشی عکس‌العملی طبقاتی و انسانی نشان بدهند. اما بیش از دیگران، این وظیفه‌ی طبقاتی اسماعیل بخشی است که برعلیه این نامه به‌روشن‌ترین وجه موضع‌گیری کند تا نیروی مبارزاتی کارگران و زحمت‌کشان در ایران به‌ابزاری برای تخریب زیرساخت‌های لازم برای زندگی و ابقای سرمایه تبدیل نشود.

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست قسمت دوم

محیط میدان شوش مستعد کارهایی مثل دزدی، مواد مخدر (‌تازگی‌ها هروئین هم پیدا شده بود) الکلیسم و خیلی نابهنجاری‌های دیگر بود. اما کتاب‌خوانی مسیر زندگی مرا عوض کرد. مادر بدون آن‌که در حمایتش از کتاب خوانی من خللی پیدا شود تا سال‌ها زندان و دربدری­هایی که به‌روزش آمد، هم‌چنان حامی من ماند. البته همین خصلت حمایت‌گری را با شیوه‌ی وجودی خودش به‌من هم آموخت!

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست- قسمت یکم

 

دوست عزیزم!

تعجب نکن، در این مرحله از زندگی و این کم و کیفی که توانستم از زندگی بیاموزم، و درک روشن و یا حتی نیمه‌روشنی از آن داشته باشم، بی‌تعارف تو عزیز منی!

ادامه مطلب...

ارعاب و خشونت محصول نظام سرمایه‌داری است

ما معتقدیم کسی‌که دست به‌خشونت می‌برد، می‌ترسد. کسانی‌که در این دوره متوسل به‌اسلحه می‌شوند نه تنها مشروعیتی ندارند، بلكه مخالف آزادی و رسیدن زحمت‌كشان به‌حقوق خود [نیز] هستند. تفنگ در دستان سركوب‌گران است و زحمت‌كشان سلاح‌شان در كارهای جمعی و به‌طور مشخص اعتصاب و کارهای مدنی است. ادامه مطلب...

[پیش‌نهادی] به‌رضا رخشان:

درباره مبارزات کارگران هفت‌تپه پیش از این همه ما از لنین یاد گرفتیم که مبارزات کارگری در سه مرحله‌ی آگاهی تکوین و انکشاف می‌یابد:

ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top