rss feed

08 فروردين 1404 | بازدید: 138

جهان به‌سوی یک نظم اجتماعی نئوفاشیستی حرکت می‌کند

نوشته شده توسط سایت کلارته- ترجمه: سارا طاهری

به‌لحاظ تاریخی، همانند دوران میان‌ دو ‌جنگ، فاشیسم در لحظات بحران سیستماتیک حاد ظهور می‌کند، زمانی که سازوکارهای سنتی حکمرانی و انسجام اجتماعی تضعیف شده‌ است. در چنین شرایطی، مبارزه با فاشیسم تنها به‌مقاومت دفاعی در برابر مظاهر آن ــ‌مانند سیاست‌های ضدمهاجرتی سخت‌گیرانه، اقتدارگرایی و ایدئولوژی‌های نژادپرستانه‌ــ محدود نمی‌شود. گرچه این مبارزات لازم‌اند، اما به‌تنهایی کافی نیستند. چالش عمیق‌تر در این است که گروه‌های فرودست ــ‌استثمار شده‌ها و سرکوب‌شدگان را قادر ‌سازیم تا از تعبیر دیگری از گرامشی استفاده کنندــ تا از نظر سیاسی حول پروژه‌ای دگرگون‌کننده که هدفش شکستن نظم اجتماعی حاکم است، جمع شوند. بدون چنین نیروی ضدهژمونیک منسجمی، فاشیسم می‌تواند از نارضایتی‌ها سوءِ استفاده کرده و این نارضایتی را به‌مسیرهای ارتجاعی [و بسیار ویرانگر] هدایت کند.                    

                                                           

 

                                                 جهان به‌سوی یک نظم اجتماعی نئوفاشیستی حرکت می‌کند

 

منبع: https://www.clarte.se/vi-gar-mot-en-ny-fascistisk-samhallsordning/

ترجمه: سارا طاهری

 دانلود متن ترجمه شده

توضیح کوتاهی از سایت رفاقت کارگری

مقاله‌ی حاضر ضمن این‌که تصویر نسبتاً جامع و مختصری از فرآیندهای راهبر به‌شکل‌گیری و گسترش گروهبندی‌های نئوفاشیستی (اعم از پارلمانی یا «غیرپارلمانی»)، و هم‌چنین استقرار دولتیِ فاشیسم ارائه می‌دهد؛ اما به‌لحاظ تحلیلی، به‌ویژه در زمینه‌ی چگونگی انباشت سرمایه و ویژگی‌های طبقه‌ی سرمایه‌دار جهانی در حال حاضر در حد ‌ارائه‌ی تصویرهای درست متوقف می‌ماند و عرصه‌ی تحلیل اقتصادی‌‌ـ‌سیاسی و مقوله‌ای به‌نام طبقه‌ی سرمایه‌دار فراملی را عملاً به‌نوشته‌های دیگر وامی‌سپارد. گرچه در این زمینه مقالات و کتاب‌های متعددی وجود دارد، اما ازآن‌جاکه دو نوشته (یکی مقاله و دیگری کتاب) برای ما آشناترین است؛ از این‌رو، به‌خواننده‌ی کنجاو توصیه می‌کنیم که درصورت تمایل این دو نوشته را نیز در لیست مطالعاتی خود بگنجاند:

1ـ مقاله‌‌ی بحران جهانی سرمایه‌داری و فاشیسم قرن بیست‌ویکم: آن‌سوی کارزار ترامپ[1]

2ـ کتاب دولت پلیسی‌جهانی[2]

[1] http://www.refaghat.org/index.php/political/theoretical-political-study/555-the-global-crisis-of-capitalism

[2] http://www.refaghat.org/index.php/literature-and-art/books/569-global-police-state

 

 

 

 

You have no rights to post comments

یادداشت‌ها

خاطرات یک دوست ـ قسمت چهلم‌ویکم

چند پاراگرافِ آخر از قسمت چهلم

نزدیک به چهار سال آشنایی و دوستی های مان بعنوان هم زندانی از عشرت آباد تا بندهای چهار و پنج و شش زندان شماره یک قصر، گستره متنوعی از تجارب را با هم داشتیم. بدون آنکه اختلافات مان در درک و چند و چون مبارزات را در یک کلاسور مشترک ریخته باشیم، اما همواره حسی مثبت و دوستانه را بین مان برقرار کرده بودیم.

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست ـ قسمت چهلم

چند پاراگرافِ آخر از قسمت سی‌ونهم

زندان شماره یک قصر سال های 53-54 را در دو مسیر موازی می توانم تصویر کنم؛ یکی تلاشی که می کوشید بهر صورتی شده یک گذشته «شکسته-بسته»از تشکیلات درون زندان را«احیا» کرده و بازسازی کند. بدون آنکه به لحاظ فکری بار تازه ای داشته باشد یا به مسائل تازه طرح شده در جنبش پاسخی روشن و کارآمد بدهد. این بیشتر بیک فرمالیسم «تشکیلاتی»می مانست تا یک جریان با درون مایه ای از اندیشه، نقد، و خلاصه درس گرفتن از ضعف و قوت های جریانات طی شده. همه ی آنهایی که به نوعی هویت طلبی تشکیلاتی مبتلا شده بودند و انقلاب را نه فرآیندی استعلایی نمی دیدند بلکه؛ مسیری تعریف شده یکبار برای همیشه می پنداشتند.

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست ـ قسمت سی ونهم

چند پاراگرافِ آخر از قسمت سی‌وهشتم

در جستجوگری و صحبت با افراد بندهای چهارو پنج­و شش تا زمانیکه یکی­دو ماه اول در راهرو بند چهار بودم و بعد به یکی از اتاقهای بند پنج منتقل شدم. در ظهرهای چند روز متوالی که فرصتی بعداز غذا داشتیم و می­شد وقت صحبت کردن داشت، مسعود رجوی با من وقت گذاشت و مفصل از وقایع و تحلیل ها و اشتراک مواضع و رویدادهای منتهی به سرکوب پلیس و موضع شخصی خودش صحبت کرد. میزان علاقه اش به تفصیل این موضوع برایم جای شگفتی داشت. او در جاهایی شروع به انتقاد از خودش بعنوان «رهبری» جریان کرد. گفته های او بیشتر از هر چیزی مرا دچار شگفتی می کرد و درک و جذب مطالبش را برایم سخت می کرد. من هنوز هم نمی فهمم چطور می شود اینقدر راحت راه و روش خطا رفت و بعد نشست و به آن انتقاد کرد و باز هم همان روال را ادامه داد !

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست ـ قسمت سی‌وهشتم

چند پاراگرافِ آخر از قسمت سی‌وهفتم

با رسیدن به تهران مسافرین در ترمینال پیاده شدند و ما را با همان اتوبوس به داخل زندان قصر و درآنجا هم یکسره تا جلوی «ندامتگاه شماره یک» یا همان زندان شماره یک بردند. و آنجا با اندک وسایل شخصی پیاده مان کردند. و شروعی تازه با افسران زندان جدید و بازدید و لخت شدن و تندی متداول را تجربه کردیم و با حوصله از سر گذراندیم.

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست ـ قسمت سی‌وهفتم

چند پاراگرافِ آخر از قسمت سی‌وششم

در زندان بسرعت با بزرگان جنبش چریکی از نزدیک محشور شدم. اولین چیزهایی که آموختم مسائل «سازمانی» بود. جنبش چریکی در نوباوگی عملی خودش سخت تحت ضربات سرکوب قرار گرفته و نیروهایش را به نوعی می­شود گفت«تلفات» داده بود. کثرت دستگیریها، علیرقم مقاومت­های ستایش انگیز بسیاری در بازجویی­ها؛ مانع از هدر دهی نیروهایی نشد که قرار بود رهبری و استخوانبندی این جنبش را حفظ و صیانت کنند. در تحلیل­های بعدی؛ چه در زندان و چه در درون گروههای چریکی انجام شده توجه کمی را به نقش ضعف­های سازمان نیافتگی و خلع­های آسیب پذیر آن کردند. در حالیکه هر چقدر مبارزه سهمگین­تر و هرچقدر سرکوب­ها سبوئانه­تر باشد اهمیت سازمان­یافتگی دم افزون تر می­شود. در حقیقت اگر سلاح درک حقایق مبارزات انقلابی فلسفه و منطق «ماتریالیستی-دیالکتیکی» است؛ سلاح مقابله با نظام­های سرکوبگر و پلیسی «سازمان» است. آن هم از منظر «سازمان پذیری» نیروهای انقلابی. درباره این مقوله در جاهای دیگری به قوت پرداخته ­ایم.

ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* کتاب و داستان کوتاه:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top